10.30.05
Posted in Classical, Concertos at 12:37 pm by لرد شارلون
از ولفگانگ آمادئوس موزارت، چهار کنسرتو برای هورن باقی مانده، با وجود اين گفته میشود که در اصل شش کنسرتو برای اين ساز داشته است. چنين ادعا میشود که موزارت تمام کنسرتوهایاش را برای ايگناتز ليتگب، نوازندهی هورنِ اهل سالزبورگ، و يکی از دوستان خوباش نوشته است. موزارت در آخرين نامهاش به همسرش، دو ماه پيش از مرگ، به ليتگب اشاره میکند: “ليتگب و هوفر اين جا هستند. اولی برای شام میماند.”
کنسرتوی KV412 که اولين کنسرتو شمارهگذاری شده، در واقع آخرين کنسرتو بوده که البته ناقص است و موومان ميانیاش موجود نيست.
ساز هورن، در زمان موزارت با سازی که امروز وجود دارد متفاوت بوده. دريچهها بعدتر اضافه میشوند و نوازنده تنها با استفاده از فشار لبهایاش قادر بوده سریی هارمونیای بر مبنای اصول مشخص به وجود بياورد. حتی با وجود ساز جديد، اين کنسرتوها خواستاران بسيار دارند. طريقهای که کنسرتوها بايد اجرا شوند (با آن ساز قديمی) روی نتها نوشته شده، که با توجه به رابطهی بسيار دوستانهی او با ليتگب، بسيار شادمانه است! روی KV412 به ايتاليايی، چنين نوشته “بيا- سريع- ادامه بده- بچهی خوبای باش- شجاع!” و در ادامه: “الاغ کوچولو’ به ليتگب علامت میدهد- ‘ صدای گوسفندان- آمادهای؟ خدا را شکر- بسه، بسه!”
چهارمين کنسرتو با چند رنگ نوشته شده تا سر به سر نوازنده بگذارد. در موومان آخر کنسرتوی چهارم، “شکار”، حتی يک نوازندهی امروزين با بهره بردن از سازی با فنآوری نوين، برای برآوردن نيازهای موسيقايیی دويست سال پيش به زحمت خواهد افتاد. نيازهايی که نابغهی موسيقی برای کمای سرگرمی و تفريح با يک دوست خوب به وجود آورده!
سازِ امروزی
اين جا میتوانيد اين موومان که از قطعات مورد علاقهی من است، را داونلود کنيد: کنسرتو برای هورن و ارکستر، شمارهی چهار در می بمل ماژور، KV495؛ موومان سوم، روندو (سه دقيقه و چهل و چهار ثانيه)
اين قطعه توسط چارلز گرهارت، ارکستر فيلارمونيک ملی آلمان اجرا شده و نوازندهی هورن هم ميکائيل ثامپسون است.
با تشکر از عمو محمد به خاطر سی-دی ;)
There are four Horn Concertos left from Wolfgang Amadeus Mozart, though it’s been said he had originally six. It’s claimed that he had written his horn concertos for Ignaz Leitgeb, a horn player in Salzburg, and a good friend of his. Mozart mentions Leitgeb in his last letter to his wife, two months before his death: “
Leitgeb and Hofer are just here. The former is staying for dinner.”
His KV412 concerto, numbered as his first, is actually his last concerto. And it’s incomplete, missing the middle movement.
The horn instrument in Mozart time was different from what it’s today. Valves were added later and the player had only his lip pressure to produce a harmonic series on a certain fundamental. Even with this new instrument, his concertos are still very demanding. The way concertos should be performed (with that old instrument) are noted on the scores, due to his very friendly relationship with Leitgeb, in a humorous way. Instructions on KV412 reads “Come on- quick- get on- be a good fellow- Courage!” and later: “little donkey’ -Leitgeb is admonished- ‘A sheep trill- ready? Thank heaven- enough, enough!”
His Fourth is written with multicolored inks, apparently in an attempt to rattle the performer. In the final of this concerto, “hunt” movement, even a modern player with the advantage of the latest valve technology will be hard pressed to keep up with the musical demands invented 200 years ago by the master melodist who just wanted to have a bit of fun with a good friend!
Today Horn
Here you can download this movement, one of my favorites: Concerto for Horn and Orchestra no.4 in E-flat major, KV 495; Third Movement, Rondo (3′44″)
It’s conducted by Charles Gerhardt, National Philharmonic Orchestra of Germany, and the Horn is performed by Michael Thopmson.
Thanks Amu Mohammad for the CD ;)
لينک دايم
10.24.05
Posted in Classical, Concertos at 1:00 pm by لرد شارلون
يکی از موومانهای کنسرتوی مورد علاقهی من، موومان دوم کنسرتو پيانوی بيستِ موزارت است. شاد است، همان طور که موزارت و نرم مانند نسيم خنکِ ملايمای که در بعد از ظهر يک روز بهاری به صورتات میوزد.
موزارت در تاريخ موسيقی يک پديده است. موسيقی از او مانند آبای که از چشمه میتراود، جاری است. کسانی که به خدا باور داشتهاند، فکر میکردند که بايد ارتباط مستقيمای بين او و خدا وجود داشته باشد.
او هنگامای که تنها سی و شش سال داشت، درگذشت، با اين وجود يبش از ششصد قطعه از خود باقی گذاشته که با اطمينان از آن او است.
به بيليارد، رقص، قصههای کودکانه و چنين سرگرمیهايی علاقه داشت. از فرهنگ بالايی برخوردار نبود، و اگر منصف باشيم، حتی گاهی اوقات در مورد رقبایاش در عالم موسيقی بسيار بیادبانه برخورد میکرده. ولی اين مسايل در مورد موزارت چندان اهميتای ندارند، چرا که موسيقیاش يکتا است.
احتمالاً او محبوبترين موسيقیدان کلاسيک در جهان است. حتی کسانی که آشنايیای با موسيقی کلاسيک ندارند، قادرند از موسيقیاش لذت ببرند، به زبان مادری اصيلای سخن میگويد که بين تمام نژادهای انسانای مشترک است. گفته میشود موسيقیاش بر مغز به گونهای تأثير میگذارد گويی که فرکانس طبيعی آن است!
اين جا میتوانيد موومان دوم از کنسرتو پيانوی شمارهی بيستِ موزارت را داونلود کنيد.
متأسفانه خودم ندارم، اگر نه پيشنهاد میدادم که دوست دختر (/پسر)تان را بغل کنيد و به ين قطعه گوش کنيد ;)
One of the most favorite concerto movements of mine, is the second movement of Mozart’s twentieth Piano Concerto. It’s joyful as Mozart is and soft as a light cool breeze blowing on your face on a spring evening day.
Mozart is a phenomenon in music history. Music came out of him as water from an eternal spring. Those believed in God, thought that there should be a direct relation between God and Mozart.
He died when he was just 36 years old, yet he left more than 600 works, known for sure to be his.
He liked billiard, dance, children stories and such hobbies. He didn’t have a high culture, and to be honest, he sometimes even acted very impolite about his challengers in music world. But these are not that important about Mozart, as his music is unique. Probably he’s the most favorite classical musician in the world. Even those not familiar with classical music are able to enjoy his music easily, it speaks in an original mother tongue common for all human races. It’s said that his music influences brain in a way as if to be its natural frequency!
Here, you can download Mozart’s
second movement of his twentieth Piano Concerto.
Unfortunately I don’t have one, or suggested you to hug your girl(/boy) friend as you listen to this piece ;)
لينک دايم
10.04.05
Posted in Baroque, Concertos at 5:06 pm by لرد شارلون
يک تفاوت اساسی موسيقی با ديگر هنرها به عقيدهی من، نياز به کسی است که آن را اجرا کند. در نگاه کردن به يک تابلوی نقاشی يا خواندن يک کتاب، تنها هنرمند و ذهن خود را داريد تا منظور هنرمند را درک کنيد. ولی هنگامای که به موسيقی گوش میکنيد، اين درست نيست. اين احتمال وجود دارد که از قطعهای با اجرای نامناسب خوشتان نيايد، و برعکس. تفاوت فراوانای ميان آن چه اين يا آن نوازنده اجرا میکنند يا ميان ارکسترها رهبرهای مختلف وجود دارد. اين ميان سليقهی انسانای ديگر بين شما و هنرمند اصلی وجود دارد.
مخصوصاً پس از واندا لاندوفسکايا، که باخ را با هارپسيکورد (در ايران با نام فرانسویاش، کلاوسن، مشهورتر است) مینواخت و جملهی مشهورش که میگفت: “شما هر گونه که دوست داريد بنوازيد، من همان گونه که او مینواخت مینوازم”، اين عقيده وجود داشت که باخ را نبايد با پيانو اجرا کرد.
ولی هنگامی که نوبت به گلن گولد رسيد، چارهای نبود که از طريقهی نوازندهگیاش لذت ببرند و زمان اين رسيده بود که عقيدهها عوض شوند!
به عقيدهی من شنيدن گلن گولد که باخ را مینوازد، تنها بخشای از لذت است، و بخش کوچکتر آن. شما بايد نحوهی اجرای او را ببينيد، آن گاه نسبتاً متوجه خواهيد شد که گلن گولد چگونه باخ مینوازد! بدون شک او پيانيست بزرگای بوده است، ولی طريقهای که باخ مینواخت او را در تاريخ موسيقی جاودان کرد. با موسيقیای که مینوازد در هم تنيده است. نظری داشتم که موسيقی باخ را مکانيکی میدانست. فکر میکنم گولد را نشنيده و البته نديده است. موسيقی باخ به نظر من برای لذت بردن، نياز به درک بهتری از موسيقی دارد. به هيچ وجه مکانيکی نيست، بلکه خود موسيقی است. و شيوهای که گلن گولد آن را مینوازد، شما را به درونیترين لايههای آن میبرد.
بهتر است برای بيوگرافی خوبای از گلن گولد، به GelnnGould.com لينک دهم.
اين جا کنسرتو پيانوی شمارهی هفت باخ را برایتان انتخاب کردهام. توسط ارکستر سمفونی کلمبيا به رهبری ولاديمير گلشمن اجرا شده و گلن گولد پيانيست آن است. موومان اول، موومان دوم، موومان سوم.
One major difference of music with other arts in my opinion is the need of a performer in music. In looking at a painting, or reading a book you have just the artist and your mind to observe what the artist meant. But this is not true when you listen to the music. It’s probable that you distaste a piece performed poorly and vice versa. There’s a great diversity between what this and that virtuoso plays, or between different conductors and orchestras. There’s taste of one other human having an important role before you can get to the original artist.
Especially after
Wanda Landowska, who played Bach on Harpsichord with her famous word: “You play however you want, I play the way HE played!”, there was this belief that one shouldn’t play Bach on the Piano.
But when it came to Glenn Gould, there was no other choice than to enjoy the way he played and it was time to change minds. I believe that listening to Gould playing Bach is just a part of the enjoyment, and a little part. You should watch the way he performs and then you can say that you’ve understand a little of the way Gould plays Bach! With no doubt he was a great pianist, but the way he had played Bach has made him eternal in music history. He is intertwined with the music he plays. I had a comment that he believed that Bach’s music is mechanical. I think he hasn’t heard and of course has not seen Gould. Bach in my opinion needs a better understanding of music to enjoy from. It’s in no way mechanical, but it’s the music itself. And the way Glenn Gould performs this, will take you into its most internal layers.
I’d better link to GlennGould.com, for a good biography of his life.
Here I’ve selected Bach Seventh Piano Concerto for you. It’s performed by Columbia Symphony Orchestra conducted by Vladimir Golschmann, and Glenn Gould as the Pianist. First Movement, Second Movement, Third Movement.
لينک دايم