03.19.06
سن سانس - كنسرتو ويولون
Saint Saens - Violin Concerto
شايد يكی از مزايای حالت وبلاگی موزيكولونيا اين باشد كه ميشود قبل از مطلب اصلی، به خاطر دير كرد و بد قولی مراتب تاسف خود را به لرد عزيز ابراز كرد. اين مطلب را قرار بود چند(ين) روز قبل بنويسم كه به خاطر يك امتحان و مسافرت حسابی دير شد.
چارلزكامی سن سانس(1835 – 1921) بدون شك يك نابغه بود كه بدون هيچ دليل خاصی مهارتاش در موسيقی به كار گرفته شد. مانند موتزارت از خردسالی به فراگيری پيانو پرداخت و استعداد خود را در آهنگسازی نشان داد . اولين ساختهی او قطعهای كو تاه برای پيانو بود كه در چهار سالگی نوشت . او از همان ابتدا به علوم ديگر مانند زمين شناسی ، مردم شناسی و فلسفه هم علاقهمند بود و در رياضيات استاد به حساب می آمد. سن سان چندين مقاله در مورد صداشناسی (آكوستيك)، فراشناخت ، تزيينات در يونان باستان و سازهای باستانی دارد. او صاحب نظريهای در فلسفه است كه در آن در مورد جايگزينی هنر و علم به جای مذهب صحبت میكند كه در جای خودش جالب توجه و شايد روايتی زود هنگام از اگزيستانسياليزم باشد.
او به ليست، شومان و واگنر علاقه داشت و با ليست و برليوز روابط نزديك و صميمی داشت. ليست سن سانس را بزرگترين نوازنده ارگ دنيا میدانست . او هم به ليست و موسيقی او در زمانی كه موسيقی رايج باخ و موتزارت بود علاقه داشت و بسياری از كنسرت های او را برنامه ريزی میكرد و در نهايت هم سمفونی شماره سه خود را به او تقديم كرد. و نیز از موسيقی دبوسی متنفر بود!
سن سانس را بزرگترين موسيقی دان درجه دو هم دانسته اند. موسيقی او را فاخر و محكم و از لحاظ تكنيکی بی نقص ارزيابی كرده اند ولی در عين حال انتقادهای زيادی هم بر آثار او وجود دارد از جمله آن كه رمانتيسيزم عصر خود را درست درك نكرده و اينكه در عين تعلق موسيقياش به اين دوره به گذشته هم نیم نگاهای دارد . سن-سان سمفونی شعری را وارد موسيقی فرانسه كرد و عمده شهرتاش هم به خاطر همين آثارش است . علاقه او به آثار سمفونيك جالب و قابل ستايش است، زيرا سنت سمفونی فرانسه را حفظ كرد. او آثار اركستری فراوانی دارد ولی عمدتا او را با “كارناوال حيوانات” كه تا زمان مرگاش اجازه انتشار نداشت، اپرای سامسون و دليله ، سمفونی شماره پنج، كنسرتو پيانوهای دو و چهار، كنسرتو ويولون شماره سه و كنسرتو پيانو شماره پنج ميشناسند. وی بسيار اهل مسافرت بود و نهايتا در 86 سالگی در الجزاير درگذشت.

سن سان كنسرتو براي ويولون و اركستر(شماره سه در سي مينور اپوس 61)را در 1880 و در چهل و پنج سالگي نوشت . پيش از آن او دو كنسرتو براي ويولون نوشته بود كه هر دو و محكوم به بي روح بودن شدند كه البته حداقل در برابر سومي درست هم به نظر ميرسد. كنسرتو سوم شعر گونه تر ، با خط سير و تم آرام ، از نظر تكنيكي ساده تر و در عين حال زيباست. كنسرتو سه موومان دارد كه اين گونه توصيف ميشوند:
1- Allegro non troppo : نه خيلي تند
2- Andantino quasi allegretto : تقريبا مانند سريع
3- Molto moderato e maestoso : بسيار پويان و شكوهان (نه زياد سريع)
خوب اين هم از هر سه موومان، كامل و زيبا . آيا شما سايت يا وبلاگي بهتر از موزيكولونيا سراغ داريد :) ؟
He admired Liszt, Shumman and Wagner and had close relationships with Liszt and Berlioz. Liszt used to refer to him as the greatest organist of the world. Saint Saens, indeed saluted him time when Bach and Mozart were the regularities and when he passed away, offered him his third symphony. He also used to hate Debussy’s music.
Saint Saens has been entitled the greatest second class musician. His music is considered to be elegant, virtue and flawless; nevertheless critics about his style are many . He is objected to not having an understanding of the music of his age and that although his music is romantically sketched it is dated back to classic in soul. He introduced symphonic poem to the French music and is mostly know for his music of this type . His appeal to symphonic music is adorable for he conserved and protected the symphonic tradition of France. He has many chamber music, but mostly known for “Le Carnaval des Animaux” (The carnival of animals), not authorized until his death, the opera of Samson and Delilah his fifth symphony, the second and forth symphony and the third violin concerto. He used to travel a lot and finally, passed away in Algeria.

Saint Saens wrote his third violin concerto (In B minor Opus 61) in 1880 in the age of forty five. He had already written two other concertos for violin and orchestra, both objected of being without emotions and soul which seems at least correct in comparison with the third. The third concerto reveals a sense of being more lyrical, with slow theme and simple passage and technically simpler.The concerto has three movements described as :
1- Allegro non troppo : not very fast.
2- Andantino quasi allegretto : moderately as if fast.
3- Molto moderato e maestoso : very meditatively majestic.
And there , are the three movements, Perfect and beautiful. Do you know any site or weblog better than musicolunia :)?