04.22.06
گريگ- پيانو کنسرتو
Grieg- Piano Concerto
ادوارد گريگ در برگن، شهری در جنوب غربی نروژ در پانزده ژوئن 1843 به دنيا آمد. مادرش اولين درسهای پيانو را به او آموخت. در 1858 به لايپزيگ رفت. در آن جا امکان شنيدن و آشنايی با قطعاتای مانند پيانو کنسرتوی شومان که توسط همسرش کلارا اجرا شد را يافت. از اين مقطع از زندهگیاش فراوان آموخت و بسياری عناصر شخصيت موسيقايیاش در اين سالها شکل گرفتند. در 1863، به کپنهاگ رفت و با دختر خالهاش نينا هاگروپ، يکی از بهترين خوانندهگان زمان خودش، آشنا شد. چند سال بعد، نينا همسر و بهترين مجری آثارش شد. در بازگشت از کپنهاگ، ريچارد نوردراک، آهنگساز جوانای را ملاقات کرد که او را با موسيقی فولکلور نروژ آشنا کرد. گريگ که تا اين زمان با فرهنگ آلمان و دانمارک آشنا بود، احساس کرد که عميقاً به کشورش وابسته است و تصميم گرفت با نوردراک مکتب موسيقی ملی نروژ را به وجود آورد. برای زندهگی به کريستيانا (اسلو) رفت و در 1867 آکادمی موسيقی نروژ را بنا نهاد. با بيورنسن[1] و ايبسن[2] دوست شد و بر بسياری از آثار و اشعارشان موسيقی نوشت، مشهورتريناشان سوئيت پير ژينت بر روی اثری به همين نام از ايبسن. به عنوان پيانيست و رهبر ارکستر سفرهای فراوانای به آلمان، ايتاليا، انگليس، هلند، پاريس، پراگ، ورشو و بسياری جاهای ديگر کرد. در اين سفرها با چندين تن از آهنگسازان مهم عصر خود، به ويژه ليست، واگنر، چايکوفسکی و برامس ملاقات کرد.
نبوغاش در ملودی، کيفيت خاص در نگارش برای پيانو و الهاماتاش از موسيقی ملیاش، از او يک شوپن اسکانديناوی میسازد. در چهار سپتامبر 1907 در شهر زادگاهاش درگذشت.
همان طور که اشاره شد، گريگ پيانو کنسرتوی شومان را با اجرای کلارا، هنگامای که در لايپزيگ بود شنيد. اين قطعه تأثير زيادی بر او گذاشت. پيانو کنسرتوی گريگ در همان گام پيانو کنسرتوی شومان است، مقدمهی آغازين روی پيانو شبيه، و سبک کل قطعه از هر قطعهی ديگری به کنسرتوی شومان نزديکتر است. علاوه بر اين، گريگ هنگامای که در لايپزيگ بود، توسط ارنست فرديناند ونزل که دوست شومان بود، درس پيانو میگرفت. همچنين موسيقی فولکلور کشورش آشکارا در اين کنسرتو حضور دارد، چنان که مقدمهی آغازين بر مبنای يک دوم نزولی و به دنبال آن يک سوم نزولی است که مشخصهی موسيقی فولکلور نروژ است. پس از ازدواج با نينا در 1867، با دخترشان، خانوادهی سه نفری گريگ در ژوئن 1868 به دانمارک سفر کردند. تا پايان تابستان قسمت سولوی کنسرتو را تمام کرد و ارکستراسيون زمستان بعد به پايان رسيد. از آن جا که در آن زمان شنوندهگان نروژی برای موسيقی جدی محدود بودند، ترتيب اولين اجرا را در کپنهاگ داد. کنسرتو از اولين اجرا، يک موفقيت پر طنين بود. به علت تعهدش به ارکستر اسلو نتوانست در اولين اجرا شرکت کند، ولی تکنواز پيانو، ادموند نيوپرت، که اجرای اول را در سه آوريل 1869 به عهده داشت، نوشت که “سه منقد خطرناک…. با تمام قدرتشان تشويق کردند”، و دوست گريگ، بنيامين فدرسون به او اطلاع داد که در قسمتهای مختلف قطعه “تشويقهای رعدآسا” بوده است.
اين کنسرتو با يکی از دراماتيکترين گشايشها در بين پيانو کنسرتوهای رومانتيک آغاز میشود. موومان اول با يک کرشندوی[3] پرقدرت با تيمپانی[4] پيانو را معرفی میکند که تمامای گسترهی صدایاش را با يک پايين آمدن هفت اکتاوی از بالاترين اکتاو تا پايينترين صدا به نمايش میگذارد. پس از اين آغاز قدرتمند، گريگ با نخستين تم آزمايشی متعجبمان میکند که تنها جسارت بالا رفتن به اندازهی دو نت را به خرج میدهد، پيش از اين که دوباره عقب نشينی کند. اين تم در يک سهی بالاتر تکرار میشود و سپس به قسمت شاعرانهی پرمعنايی میرسد که با کلارينت[5] و باسون[6] نواخته میشوند. اين دو حالت موسيقايی کاملاً متفاوت، يکی پر طمطراق و ديگری مينياتوری، موومان اول را به صورتای کاملاً متعادل و با گستردهگی شکل میدهند. گريگ با هنرمندی، نوازندهگی متبحرانه را با سادهگی، بلاغت و تغزل، ديناميک، و احساس در هم آميخته است. و در اواخر موومان يک کادنتسا [7] میآيد.
موومان دوم، به طرز قابل توجهای برای يک آهنگساز بيست و پنج ساله پخته به نظر میرسد. با ژرفا و سادهگی، رسايی اين موومان يادآور آداجيوهای ميانی بتهوون است. اين موومان، هارمونیهای شاداب، طنين پايين و آرام زهیها، و رنگهای تيرهی باسون و کلارينت و برجستهگی هورن را در بردارد. موومان بدون توقف، مستقيم به موومان آخر میرود.
گريگ آتشبازیهای پيانويی را برای اين موومان نگاه داشته است. از آغاز با آرپژها و گامهايی که محدودهی پيانو را در مینوردند مواجه میشويم. در اواخر موومان با يک غافلگيری دلپذير مواجه میشويم که گريگ تم دوتايی ابتدايی را به والس تبديل میکند و اين والس به يک فينال بزرگ برای کل ارکستر و پيانو گسترش میيابد و با يک نقش فورتهی ديگر برای تيمپانی پايان میپذيرد.
اين جا میتوانيد موومان سوم از پيانو کنسرتوی گريگ در لا مينور، اپوس شانزده، را با تکنوازی پيانوی دوبراوکا تومسيچ و همراهی ارکستر سمفونی راديو ليوبليانا به رهبری آنتون نانوت داونلود کنيد.
منابع:
يک- فرهنگ بزرگ موسیقی- شهره شعشعانی
دو- درک و دریافت موسیقی- راجر کیمی ین- حسین یاسینی
سه- http://lasr.cs.ucla.edu/geoff/prognotes/grieg/pianoCon.html
چهار- http://en.wikipedia.org/wiki/Piano_Concerto_(Grieg)
پنج- http://www.pluto.no/ofo/CD/Grieg_PianoConcert.html
شش- http://www.music.pomona.edu/Orchestra/gri_pc.htm
پانوشتها:
[1]: بيورنستيرن بيورنسن (1832-1910): نويسندهی نروژی که زبان ادبی و شخصيت نروژ را زنده کرد. کارهایاش شامل دختر ماهیگير (1868) و شعر حماسی آرنليوت گلين (1870) است. در 1903، جايزهی نوبل ادبيات را برد.
[2]: هنريک ايبسن (1828-1906): نمايشنامهنويس نروژی که نمايشنامهی مدرن را با شاهکارهای رئاليستی خود تحت تأثير قرار داد. کارهای اصلیاش شامل پير ژينت (1867)، خانهی عروسک (1879)، و روح (1881) است.
[3]: کرشندو (Crescendo): افزایش تدریجی دینامیک صوت. به زبان همین جوری (!) یعنی صدا به تدریج زیاد میشود.
[4]: تیمپانی (Timpani): یکی از سازهای کوبهای. تنها طبل ارکستر است که صدایی با زیر و بم معین ایجاد میکند. در این ساز، قطعهای پوست بر نیمکرهای از جنس مس کشیده شده است. زیر و بم صدای تیمپانی با تغییر میزان کشیدهگیی پوست تنظیم میشود. برای این کار پیچهایی که بر لبهی نیمکرهی ساز قرار دارند با دست یا با یک پدالِ پایی، شل و سفت میشوند.
[5]: کلارینت (Clarinet): از سازهای بادی چوبی (و یا فلزی) است. در هزار و هفتصد توسط دنر اختراع شد. نخستین بار در ارکستر توسط ویوالدی به کار گرفته شده است. گسترهی پهناوری از دینامیک و رنگ صوتی دارد و سرعت اجرایی آن بسیار زیاد است.
[6]: باسون (Bassoon): از سازهای بادی چوبی با دو زه با درازای حدود یک متر و سی و پنج سانتیمتر و از خانوادهی ابوآ. صدایی بسیار گرفته و تیره دارد. صدایاش معادل ویلن سل است و تا سه اکتاو میدان برای اجرا دارد. گاهای در مقام تکنوازی برای موسیقی مجلسی به کار میرود.
[7]: کادنتسا (Cadenza): بخشای از یک کنسرتو که در آن تکنواز بدون همراهی ارکستر به نمایش مهارت خود میپردازد و اغلب در نزدیکی پایان موومان اول و گاه موومان آخر ظاهر میشود.
His genius in melody, special quality in compositions for the piano, and his national music inspiration make him a Scandinavian Chopin.
As noted above, Grieg heard Schumann’s Piano Concerto as performed by Clara when he was in Leipzig. This influenced him much. His Piano Concerto is in the same key as Schumann’s, the opening descending flourish on the piano is similar, and the overall style is considered to be closer to Schumann than any other single composer. Besides, Grieg had been taught the piano by Schumann’s friend, Ernst Ferdinand Wenzel when he was in Leipzig. Also his country’s folk music is apparently present in the concerto as the opening flourish is based around the motif of a falling second followed by a falling third, which is typical of the folk music of Norway.
After marriage to Nina in 1867, having a daughter, the three Griegs traveled to Denmark in June 1868. By the end of the summer, he had finished the Solo part and orchestration was completed the next winter. As the Norwegian audience for serious music was limited on that time, he arranged to have the first performance in Copenhagen. The concerto was a resounding success from the start. Grieg was unable to attend due to his commitments with the Oslo orchestra, but the soloist, Edmund Neupert who premiered the piece on April 3, 1869, wrote that “the three dangerous critics…applauded with all their might,” and Grieg’s friend Benjamin Fedderson informed him that there were “thunderous chorus[es] of applause” at numerous instances throughout the work.
This concerto begins with one of the most dramatic openings in any romantic piano concerto. A massive crescendo on the timpani introduces the piano, which demonstrates its entire range with a dramatic seven octave descent from the highest octave to the lowest tone. After so bold an opening, Grieg surprises us with a very tentative first theme, only venturing up two notes before retreating back again. This is repeated a third higher before blossoming into a reservedly expressive lyrical line played by clarinet and bassoon. These two widely differing musical moods, the miniature and the grandiose, set the stage for the very well-balanced, divergent movement. Brilliantly composed, Grieg nicely balances virtuosity with simplicity, articulation and lyricism, dynamics, tone, and emotional pacing. A cadenza by the composer comes near the end of the movement.
The second movement seems remarkably mature to come from a twenty-five year old composer. Profound in simplicity, the direct expressiveness is reminiscent of Beethoven’s middle period adagios. This movement features lush harmonies, the warm timbre of low, soft strings, the dark colors of bassoon and clarinet, and prominent horn solos. This movement leads directly into the finale without a pause.
Grieg was saving the pianistic fireworks for this movement. From the outset, we are dazzled with brilliant arpeggios and scales that cover the gamut of the piano. We find a pleasant surprise towards the end of the movement where Grieg transforms the duple first theme into a waltz. This broadens into a grand finale for full orchestra and piano, ending with another fortissimo timpani roll.
Here you can download Edvard Grieg’s Piano concerto in A minor, opus 16, third movement, allegro moderato molto e marcato, with Dubravka Tomsic playing the piano with Radio Symphony Orchestra of Ljubljana, conducted by Anton Nanut.
Resources:
One-Dictionnaire des musiciens- Roland de Cande- Persian translation by Shohreh Sha’sha’aani
Two- Music, An Appreciation- Roger Kamien- Persian Translation by Hossein Yaasini
Three- http://lasr.cs.ucla.edu/geoff/prognotes/grieg/pianoCon.html
Four- http://en.wikipedia.org/wiki/Piano_Concerto_(Grieg)
Five- http://www.pluto.no/ofo/CD/Grieg_PianoConcert.html
Six- http://www.music.pomona.edu/Orchestra/gri_pc.htm
Footnotes:
[1]: Björnstjerne Björnson, (1832-1910): Norwegian writer who sought to revive the literary language and character of Norway. His works include the novel The Fisher Girl (1868) and the epic poem Arnljot Gelline (1870). He won the 1903 Nobel Prize for literature.
[2]: Henrik Ibsen (1828-1906): Norwegian playwright who influenced the development of modern drama with his realistic masterpieces. His major works include Peer Gynt (1867), A Doll’s House (1879), and Ghosts (1881).