08.08.06
سمفونی
Symphony
حالا كه لرد عزيز سمفونی زيبايی از شوستاكوويچ را در موزيكولونيا گذاشته؛ متناسب است كه من هم ادامه توضيح فرمهای كلاسيك را (با تاخير طولانی به دلايل مختلف البته!) پيگيری كنم.بنابراين اين شما و اين هم اولين پست “سمفونی”. اميدوارم مفيد باشد.
واژه سمفونی از كلمه يونانی Συμφωνία تركيب دو واژه يونانی syn ‘συν’ و phone ‘φωνή’ و در عين حال واژه لاتين symphonia به وجود امده است. يونانیها اين واژه را در ابتدا برای بيان همآوايی چند صدا ؛ چه صداهای پشت سر هم و چه صداهای همنواخت و همچنين عمل هماهنگی و اجرا در يك اكتاو خاص (مانند خواندن در يك بازه اكتاو خاص) كه از اين نظر در مقابل اجرای سازی يا هماهنگی كرال قرار میگرفت.به كار میبردند. در رم باستان اين واژه در معنايی به كار برده میشد كه هماكنون هم كاربرد خود را حفظ كرده: همنوايی صداهای سازی يا انسان. گاهی به معنای كنسرت هم به كار برده میشده. به طور خاص در يك نوشته و در معنای “صداهای همزمان” اولين بار در عنوان كار جيوانی گابريلی و هاينريش شوتز به كار گرفته شد . در قرن هفدهم هم واژه ايتاليايی سينفونيا (synfonia) به چند مورد شامل اورتورها، قسمتهای سازی آرياها و كنسرتوها و كارهايی كه بعدها تحت عنوان كنسرتوها و سوناتها طبقهبندی شدند گفته میشد.
بد نيست برای آشنايی تكنيكی بيشتر با سمفونی چند تعريف وابسته به فرم را هم بيان كنيم. سمفونی در حالت اساسی موسيقیای است كه برای اجرا توسط اركستر ساخته میشود. سمفونی در اواسط قرن هيجدهم، با شكلهای متفاوتی هم زمان در ايتاليا (ويوالدی، اسمارتينی)، آلمان (اشتاميتز و مكتب مانهايم)، فرانسه (گوسك)، اتريش (كانابيش) و انگلستان (يوهان كريستف باخ) پديدار شد. در آلمان سمفونی را يا چند موومانی طراحی میكردند -كه عموماً سه يا چهار موومان را شامل میشد- يا توسط يك اركستر با اندازه متوسط و در فرم آزاد اجرا میشد. بعد از بتهوون كه موومانهای برنامهريزی شده را در سمفونی ششام خود پايه ريزی كرد و به موومان آخر سمفونی نه هم گروه كر اضافه كرد، فرصتهای جديدی برای توسعه سمفونی به خصوص با شروع دوره رمانتيك به وجود آمد. او با افزودن سازهای جديد به اركستر آن را بزرگتر از قبل كرد و به اين ترتيب سمفونی ابعادی عظيم پيدا كرد. عظمتی كه در آثار بعد از او هم به كار گرفته شد.
قصد ندارم در مورد سازمان سمفونی خيلی تكنيكی بحث كنم چون احتمالاً بسيار طولانی (از اين نظر كه پيچيده و فنی و از طرفی بسته به سبك و سلايق مختلف، متفاوت است) خواهد بود . اما چه چيزی سمفونی را از ساير همنوازیهای اركستری متمايز میسازد؟ پاسخ سوال در فرم سمفونی و به خصوص موومان اول است كه به خصوص در مورد سمفونی كلاسيك نمايانتر است. سمفونی به خاطر توالی منطقی موومانهایاش، كه به دليل ساختار داخلی با هم متفاوتاند، تقليدی از سونات است و میتوان گفت كه سمفونی يك سونات برای اركستر است. اگر چه سونات كلاسيك معمولاً سه موومان دارد، سمفونی عموماً چهار موومان دارد و جالب است كه سمفونیها بسته به نوع اركستری كه برایشان طراحی میشود، شخصيتهای متفاوتی پيدا میكنند.
موومان اول : يك الگرو كه گاهی بعد از يك مقدمه قرار میگيرد و معمولاً دو ملودی با دو تم متمايز است. میتوان نمايشنامهای با دو شخصيت اصلی فرض كرد : تم اصلی را میتوان به قهرمان مرد تشبيه كرد كه مثبت و قوی است. تم ثانوی را میتوان به قهرمان زن تشبيه كرد كه تغزلی و لطيف است. فرم سونات هم مانند نمايشنامه در سه مرحله جريان پيدا میكند :
1- معرفی يا عرضه
2- بسط
3- مرور يا بازيافت كه به نتيجه منجر میشود
- قبل از اراﺌه ممكن است چند آكورد مقدماتی بيايند (كمتر) يا ممكن است با ورود به تم اصلی با طرحی واضح و قوی اجرا شود (بيشتر). سپس پاساژهای پيوند دهنده میآيند و آنگاه تم ثانوی آغاز میشود.
- در مرحله بعدی يعنی بسط هر دو تم در يك الگوی دايماً متغير به صورت در هم بافته پس و پيش میشوند. آهنگساز ممكن است در اينجا مايههای ديگری هم اضافه كند. در ضمن بسط است كه در آن آهنگساز بالاتربن حد استادی و مهارت خود را به نمايش میگذارد.
- در مرحله آخر يعنی مرور دو تم اصلی تكرار میشوند. آهنگساز پس از گذراندن دو تم از نقطه اوج درام، آن را به نتيجه پر معنی و مهمای میرساند. موومان ممكن است با يك كودا (دنباله كوتاه پايانی) به پايان برسد. در ابتدا اين دنباله خيلی کوتاه بود، اما به تدريج و به خصوص در آثار بتهوون از اهميت بيشتری برخوردار گرديد.
از آنجايی كه فكر میكنم بهتر است اين مطلب زياد طولانی نشود، ادامه آن را به پست(های) بعدی موكول میكنم. و يك پيشنهاد كوچك برای دوستانی كه شايد به علت پيچيدهگی ظاهری و پولیفونيك سمفونیها كمتر با آنها ارتباط برقرار میكنند. دنبال كردن توضيحات بالا و كمی تصويرسازی (مثلا يك نمايشنامه همانطور كه در بالا هم پيشنهاد شد) كمك زيادی به درك و لذت بردن از يك سمفونی میكند. اين را مخصوصاً برای آن دوست عزيزی نوشتم كه علاقه داشت، اما نمیتوانست با سمفونی هايدن ارتباط برقرار كند.
هايدن و موتزارت بدون شك اولين شاهكارهای سمفونی را خلق كردند و خوب به عنوان شروع، دو موومان اول، يكی از موتزارت، سمفونی شماره سی و شش “لينزر” و ديگری از هايدن، شماره نود و چهار را قرار دادهام.
سمفونی لينزر (لينزی يا برای لينز، شهری در اتريش) شماره 36، KV 425 را موتزارت در 1783 نوشت . او و همسرش مسافرتی طولانی از وين به سالزبورگ را از سال قبل شروع كردند و در راه برگشت در لينز، موتزارت به مدت سه هفته برنامههای مختلفی را در اين شهر اجرا كرد. اودر نامهای به پدرش ضمن تعريف از مهمان نوازی ميزباناناش مینويسد : “سهشنبه چهاردهام نوامبر در تئاتر اجرا خواهم داشت ولی هيچ سمفونی همراه خودم ندارم. با عجله مشغول نوشتن يكی هستم كه تا آن هنگام بايد آماده شود”. سمفونی برای سازهای زهی (ويولون، ويولا، ويولونسل و…)، تيمپانی، جفتهای ابوآ-باسون، هورن و ترومپت درچهار موومان نوشته شده. اين سمفونی يكی از سهگانهای است كه در آن موتزارت يك معرفی آداجيو را قبل از آلگرو اصلی آورده و به دنبال آنها يك آداجيو ماستوسو را به صورت دلخواه معرفی كرده. با وجود زمان كوتاهای كه موتزارت صرف نوشتن سمفونی كرده، اين اثر او يكی از كاملترين، و قدرتمندترين سمفونیهایاش به شمار میرود و اثری ازعجله در نوشتن آن به چشم نمیخورد.
سمفونی بعدی، موومان اول سمفونی معروف هايدن، شماره 94 در سل ماژور، معروف به “حيرت” (Surprise) خواهد بود. سمفونی اولين بار در 1792 به رهبری خود هايدن اجرا شد. شادی و طراوت تا حدی كه به نظر میرسد هايدن مشغول تعريف كردن لطيفه است در سراسر اثر نمايان است. اگر سمفونی را نشنيدهايد يا آن را نداريد پيشنهاد میكنم منتظر آندانته آن در پست بعدی باشيد!
موومان اول از سمفونی 36 موتزارت. (1.86 مگابايت) – اركستر فيلارمونيك برلين، به رهبري كارل بوهم.
موومان اول از سمفونی 94 هايدن. (2.11 مگابايت) – اركستر سمفونيك سن ماركو، آلبرتو ليزيو.
ادامه مطلب به انگليسي…
In general term , symphony is a music written for performance by an orchestra. Symphony was founded simultaneously in Italy(Vivaldi and Smartini), Germany ,France (Gosk) ,Austeria(Canabish) , England (Juhanes kristof Bach) . In Germany the symphony was designed either in multiple movements or it was to be performed by a little orchestra in a free form. Beethoven Expanded Symphony and enlarged the symphony’s size by extending new instruments
This post is not planned to go deep and discuss the technical complications of the form, but it would be essential to apprehend the answer to this question initially: What make symphony different from the other orchestral works? The answer lays in the form and especially in the first movement. Symphony is simply a sonata for an orchestra. Although classic sonata is usually composed of three movements, classic symphonies tend to have four movements.
First movement: Is an allegro which appears after an introduction, usually having two melodies of two different themes. If you imagine a piece, the main theme would be the man hero who is confirmatory and strong while the second theme can be the woman heroin who is romantic and delicate. The sonata form flows in three fazes:
1- Introduction or proposal
2- Extension
3- Rehearsal or Reinvention which leads to a result.
Before the introduction there may be some initial chords(less) or the symphony may enter the main theme strong and vivid (more). In the next faze the two themes rehearse. The composer, after bringing the two themes to the peak of the drama, ends the movement to a perfect and meaningful result. The movement may end to a Coda (a short final extension).This extension used to be very short but was made longer and more important after Beethoven.
We are going to have two first movements, one from Haydn and another from Mozart. These two, no doubts created the first masterpieces of symphonies.
Therefore, here you can listen to the first movement of Mozart’s Symphony number 36, the “Linzer” (To or for Linz a town of Austria); Berlin philharmonic orchestra conducted by Karl Bohm.
And also the first movement of the 96th symphony of Haydn – Saint Marco symphonic Orchestra, Alberto Lizzio.
mahyar, نوشته:
August 9, 2006 at 9:57 am
علي جان ، ممنون از توضيحات كاملت . سمفوني به نظر من يكي از قشنگترين فرم هاي موسيقي كلاسيكه . يعني شايد بتونم بگم اولين برخورد جدي من با موسيقي كلاسيك كه منجر به علاقه من شد ،سمفوني شماره 9 بتهون بود كه من واقعا عاشق قسمت اولش بودم (و البته هنوز هم هستم ! ) و همچنين شماره 40 و 41 موتزارت كه اگر اشتباه نكنم اسمش jupiter بود . خوشبختانه اين دو تا قطعه اي كه گذاشتي رو هيچكدومشونو قبلا نداشتم و حالا با اشتياق كامل دانلود مي كنم (!) و خوشبختانه تر اينكه حجمش خيلي مناسبه !
علي, نوشته:
August 12, 2006 at 11:16 pm
براي مهيار : ممنون از توجهت :)
Soloist, نوشته:
August 27, 2006 at 6:14 pm
کجا رفتی؟؟؟؟ نمیخوای سایتت رو بروز کنی؟
koodak, نوشته:
September 12, 2006 at 12:52 pm
salam mesle hamishe poya va jazab movafagh bashid.
موزيکولونيا » Blog Archive » سمفونی - قسمت دوم, نوشته:
April 21, 2007 at 1:54 am
[...] ادامه بررسی فرمهای کلاسیک موسیقی، و در ادامه مطلب سمفونی، این پست را با تاخیر نسبتا زیادی به قسمت دوم بررسی [...]
اسما, نوشته:
April 26, 2007 at 7:11 pm
سلام ، مطلب جالبی ی، ممنون. :)علی جون در کنار همه ی خوبی های موزیکولونیا و پست های خوبتون اینکه ریشه ی واژه ها ی کلیدی رو می گی خیلی خوبه.