08.28.06
چايکوفسکی-از سمفونی پنج
Tchaikovsky-from 5th Symphony
فکر کردم که شايد بهتر باشد اينجا را واقعن به يک وبلاگ تبديل کنم. فرمای که تا به حال پيش گرفتهايم، بيشتر شبيه ويکی است تا وبلاگ. اين تغيير البته چندان برایام راحت نيست، مخصوصن که دوست دارم دورهی کنسرتوها را تمام کنم و بعد بروم سراغ يک سری ديگر.
احتمالن يک کار واجب برای موزيکولونيا، راهاندازی يک ويکی است. کاری که تقريبن انجام شد، ولی به خاطر نداشتن وقت و تنبلی و ساير موارد به تأخير افتاده است.
مسألهی مهم ديگر برای موزيکولونيا اين است که اين وبلاگ تخصصی است و تخصصی هم نيست! يعنی از اين نظر که تنها به يک موضوع خاص میپردازد، وبلاگای تخصصی است، تنها اختصاص دارد به موسيقی کلاسيک. اما به صورت تخصصی به اين کار نمیپردازد. يعنی نوشتههایاش برای عموم نوشته میشوند و نه از ديد و قلم يک اهل فن موسيقی.
برای همين به نظرم میرسد که بد نيست پستهايی که آهنگای برای آپلود دارند و نوشتهای به صورت وبلاگای، به موزيکولونيا راه بيابند. از طرفای شخصیتر میشود، شارلونیتر میشود (و البته بقيهی دوستانتر هم!)، به ظاهر اين خوب نيست، ولی چون به هر صورت موسيقیای دارد برای گوش دادن، میتوان از اين جنبهاش گذشت.
حالا چه طور شد که اين تصميم را گرفتم؟ سمفونی پنج چايکوفسکی را گوش میکردم، آخرين مووماناش، موومان چهارم، آن ميزانهای آخر قطعه، بسيار شوقانگيز و نشاط آور بود، دوست داشتم شما را هم شريک کنم. ولی مشخصن در برنامه و روال معمول موزيکولونيا نبود، بنابراين برنامه را تغيير دادم!
اميدوارم يک زمانای اين سمفونی را، يا لااقل قسمتهای مورد علاقهام از آن را اين جا بگذارم. مخصوصن موومان دوماش را بسيار دوست دارم و بيشتر قسمت آندانته آن را. تمای جاودانه دارد. از آن احساساتای است که تنها با موسيقی قابل بيان است.
اين جا البته تنها يک پنجام آخر موومان آخر را قرار دادهام. مارشای بسيار زيبا است. تا جايی که میدانم، چايکوفسکی سمفونی پنجام خود را حول موضوع سرنوشت نگاشته است. اين موضوعای بوده که سمفونی چهارم را هم با تفکر به آن خلق کرده بوده است. صحبت در مورد چرايی آن باشد برای زمانای ديگر، هر چند شايد با خواندن زندهگی او، شواهدی به دست بياوريد.
اين مارش، به نظرم به نوعای همان تم موومان نخست است. تمای که آن جا به تيرهگی رنگآميزی شده، ولی اين جا و در آخر سمفونی به مارشای شاد و کوبنده تبديل میشود. موومان اول سمفونی با کلارينتها آغاز میشود، صدايی گرفته، غمبار و تاريک. شايد میخواهد غم حاصل از سرنوشت افسونگر را بيان کند. اما در نهايت و در پايان موومان آخر، سرنوشت را پذيرفته و به شادی میپردازد. شايد هم اين گونه بتوان تفسيرش کرد که به نظر آهنگساز، سرنوشت بشر در پايان با شادی عجين خواهد بود. البته اين نظر من است. دوست دارم نظر بقيه را هم بدانم. و فکر میکنم ديگر اين بار بتوانيد نظر بدهيد!
با اين چيزها که نوشتم، ديدم لازم است آن قسمت آغازين موومان نخست را هم بگذارم. توجه کنيد که هيچ کدام از دو فايل، موومانهای کاملای نيستند، خيلی هم ناقصاند!
قسمت آغازین موومان اول سمفونی پنج چایکوفسکی، به رهبری هربرت فون کارایان، ارکستر فیلارمونیک وین: داونلود 4486969 بایت
قسمت پایانی موومان چهارم سمفونی پنج چایکوفسکی، به رهبری هربرت فون کارایان، ارکستر فیلارمونیک وین: داونلود 2371465 بایت
I was listening to Tchaikovsky’s fifth symphony and I like the last march in fourth movement. And I think it’s very similar to the beginning theme in first movement. The symphony is about Fate and I believe he wrote these this way, in order to show that the sad story of human will end up in a happy victorious way.
Beginning part of Tchaikovsky’s fifth symphony’s first movement, Herbert von Karajan, Vienna Philharmonic Orchestra: Download 4,486,969 Bytes
Last part of Tchaikovsky’s fifth symphony’s fourth movement, Herbert von Karajan, Vienna Philharmonic Orchestra:Download 2,371,465 Bytes
مهيار, نوشته:
August 29, 2006 at 12:21 am
لرد عزيز ، به هر سبكي كه مي خواهيد اين وبلاگ رو ادامه بدي ، مطمئن باش كه من و خيلي هاي ديگه كه حداقل علاقمند به اين نوع موسيقي باشند ، وبلاگت رو به شدت دوست خواهم داشت و خواهيم داشت ! چون من به شخصه ، فكر مي كنم در ميان اين همه وبلاگي كه الان دارن به موضوعات بسيار مهمي چون بريتني اسپيرز (!) و متاليكا (!!) مي پردازند ، وبلاگ شما براي علاقمندان به موسيقي جدي (مي دونم يك كم كليشه ايه اين تركيب !) خيلي ارزشمنده . و يه مورد ديگه اينكه از اين تعبيرهاي شما در مورد هر اهنگ بخصوص خيلي خوشم مياد ! مثل همين اهنگ چايكوفسكي . خودمم هميشه موقع گوش دادن به موسيقي ،يه همچين تعبيرها يا تصويرسازيهايي مي كنم . خيليهاشونم شايد خيلي واضح تو ذهنم نقش نمي بنده ولي هميشه اون گوشه هاي ذهنم يه همچين چيزايي نقش مي بنده . اين دو تا اهنگ رو هم خواستم الان دانلود كنم ولي خوب خيلي ديروقته ! بايد فردا دانلودشون كنم . ( اي دي اس ال كجايي كه به داد ما برسي !) . در هر صورت ممنون و ببخشيد كه اين كامنت انقدر طولاني شد .
neuscha, نوشته:
September 2, 2006 at 2:38 pm
dooste khoobe man
dige radio swiss classic ro boosidam gozashtam kenar! :))))
vaghean doost daram safhato
gahi shabe moosighi bezar (albateh agar nadari hanooz)l
ke hame ba ham goosh bedim
khoobo khosh bashi golam
niusha
بسيار تاريكم, نوشته:
September 4, 2006 at 3:41 pm
ممنون از راهنماييت.من با علم به اين نتايجي كه تو گفتي فقط خواستم روزهاي اول اسم وبلاگم كمي ديده بشه.بعدشم حتما نظرم رو درباره ي وبلاگهاي ديگه مي نويسم.
مهدی معتمد, نوشته:
September 13, 2006 at 1:58 pm
با سلام دوست عزیز و همکار گرامی
وبلاگ کم نظیر و مطالب ارزنده ای دارید
اگر قابل میدانید به وبلاگ ما هم بیایید و در مورد مطالب من هم نظر بدهید
دوست داشتین با هم تباذل لینک یا لوگو کنیم
با تشکر
مهدی معتمد
kasra, نوشته:
November 12, 2006 at 2:24 pm
bar dashatam az karatoono ye done gozashtam tu blog
che başbeshoooi rah andakhtin aziz:))
faramosh nakonin ke ma hamom dostare classic hastim
be in eshgh mi varzim
khahesh mikonam be in masle ye kam ba hovsele bar khord konin
ma hamishe ghadre zahamatetono midonim
zende bashin
sara, نوشته:
February 9, 2009 at 3:51 pm