10.18.06
از باله درياچه قو- چايکوفسکی
from Swan Lake ballet- Tchaikovsky
از امشب تصميم گرفتهام که هر چند وقت يک بار، شب موسيقی داشته باشيم. ايدهی اصلی هم به خاطر به روز کردن بيشتر موزيکولونيا، بدون صرف وقت چندانای است.
اولين قطعهی شب موسيقی را هم به چايکوفسکی اختصاص میدهم. قسمت مربوط به آخرين صحنهی پردهی سوم از بالهی درياچهی قو، که شايد معروفترين بالهی دنيا باشد.
داستان اين باله به طور خلاصه اين است که جادوگری، دخترانای و از جمله شاهزاده خانمای به نام اُدت را جادو کرده و آنها را به قو تبديل کرده. راز شکستن طلسم جادوگر به اين ترتيب است که شاهزادهای بايد عاشق شاهزاده خانم ِ قو شده شود. در اين صورت جادوگر هم کشته خواهد شد. اما اين عشق، بايد عشقای به پاکای و خلوص عشق جوانی باشد (مثلن).
بالاخره يک شاهزاده هم پيدا میشود، سيگفريد، و اتفاقن (به چشم خواهری) عاشق ادت میشود.
(موسيقی انتخابی مربوط به اين قسمت است که) اما در مجلسای در دربار، جادوگر با تغيير ظاهر خود و جا زدن خودش به صورت بارون نمیدونم چی چی، دخترش اُديل را که قوی سياهای است، به شاهزادهی بدبخت قالب میکند و سيگفريد هم فريب اديل و جادوگر را میخورد و به اين ترتيب طلسم پا بر جا میماند. آن آخر موسيقی زمانای است که شاهزاده میفهمد که سرش گول ماليده شده و ادت بینوا هم آن طرف حسابی ضايع شده و بايد با قو ماندن کنار بيايد.
البته داستان به اين ترتيب پايان نمیيابد، بلکه جناب سيگفريد از عشق واقعیاش معذرت میخواهد، ولی با طلسم کاری نمیتوانند بکنند. اين میشود که تصميم میگيرند در درياچه خود را غرق کنند تا در جهان ديگر به هم برسند و اتفاقن اين کار را هم میکنند و به اين ترتيب جادوگر هم ضايع میشود (در واقع میميرد) و قوهای ديگر آزاد میشوند و به صورت اوليه برمیگردند.
البته توصيه نمیکنم که برای رسيدن به دختر مورد نظرتان، از همين راه اين دو جوان استفاده کنيد.
اولين قطعهی شب موسيقی را هم به چايکوفسکی اختصاص میدهم. قسمت مربوط به آخرين صحنهی پردهی سوم از بالهی درياچهی قو، که شايد معروفترين بالهی دنيا باشد.
داستان اين باله به طور خلاصه اين است که جادوگری، دخترانای و از جمله شاهزاده خانمای به نام اُدت را جادو کرده و آنها را به قو تبديل کرده. راز شکستن طلسم جادوگر به اين ترتيب است که شاهزادهای بايد عاشق شاهزاده خانم ِ قو شده شود. در اين صورت جادوگر هم کشته خواهد شد. اما اين عشق، بايد عشقای به پاکای و خلوص عشق جوانی باشد (مثلن).
بالاخره يک شاهزاده هم پيدا میشود، سيگفريد، و اتفاقن (به چشم خواهری) عاشق ادت میشود.
(موسيقی انتخابی مربوط به اين قسمت است که) اما در مجلسای در دربار، جادوگر با تغيير ظاهر خود و جا زدن خودش به صورت بارون نمیدونم چی چی، دخترش اُديل را که قوی سياهای است، به شاهزادهی بدبخت قالب میکند و سيگفريد هم فريب اديل و جادوگر را میخورد و به اين ترتيب طلسم پا بر جا میماند. آن آخر موسيقی زمانای است که شاهزاده میفهمد که سرش گول ماليده شده و ادت بینوا هم آن طرف حسابی ضايع شده و بايد با قو ماندن کنار بيايد.
البته داستان به اين ترتيب پايان نمیيابد، بلکه جناب سيگفريد از عشق واقعیاش معذرت میخواهد، ولی با طلسم کاری نمیتوانند بکنند. اين میشود که تصميم میگيرند در درياچه خود را غرق کنند تا در جهان ديگر به هم برسند و اتفاقن اين کار را هم میکنند و به اين ترتيب جادوگر هم ضايع میشود (در واقع میميرد) و قوهای ديگر آزاد میشوند و به صورت اوليه برمیگردند.
البته توصيه نمیکنم که برای رسيدن به دختر مورد نظرتان، از همين راه اين دو جوان استفاده کنيد.
I’ve decided to have Music Nights and so this page will be updated more often.
The rest of the Persian essay is Swan Lake ballet story.
My piece for tonight’s Music Night is the last scene of thirds Act from Swan Lake ballet, from Tchaikovsky.
The rest of the Persian essay is Swan Lake ballet story.
My piece for tonight’s Music Night is the last scene of thirds Act from Swan Lake ballet, from Tchaikovsky.