10.27.06
پروکفيف- سونات پيانو شماره هفت
Prokofiev- Piano Sonata no.7
اين فرانسوی جماعت، با اين که بعضیهاشون کارشان درست است، اما میشود گفت که يک جوری هستند. مثلن يک بابايی بوده به اسم دبوسی که موسيقی مدرن را خود ايشان آغاز میکنند. بعد در آثار پيانويیشان سعی میکنند از پيانو، صدايی مواج در بياورند. به قول ادوارد لاکسپيزز که يک بابای ديگری بوده، هم عصر جناب دبوسی، “با اين صداها پيانو نه تنها از اتاق تمرين يا اتاق پذيرايی بلکه از سالن کنسرت هم خارج میشود. به يک ساز شاعرانه تبديل میگردد؛ مثل يک روح يا خيال سرگردان، که همه جا میرود…”
به طور خلاصه میتوان گفت که دبوسی، پيانوی بدون چکش را پيشنهاد میکردند. اما يک عده بچه باحال، روسی، خوش تيپ… خلاصه توپ، گفتند “اين نظريه بی معناست، پيانو يک ساز ضربهای است و هيچ نظريهای نمیتواند اين واقعيت را فراموش کند. بنابراين بياييد با پيانو چون يک ساز ضربهای رفتار کنيم.”
اين جمع، کسانی بودند نظير پروکفيف، استراوينسکی، بارتوک و هيندهميت.
سرژ پروکفيف، به نوازندهی فولاد معروف بود. با خشم و شور روسیاش، جهان غرب را با آثار فراواناش، ريتمهای فوقالعاده و نيروی سهمگيناش به حيرت فرو برد. چون قرار ندارم که فعلن در مورد اين دوست عزيزمان خيلی توضيح دهم، کمی از جوانی ايشان را نقل میکنم که متوجه شويد با چه نابغهی عصيانگری مواجه هستيد. استاد سرژ، آنت اسيپف نوازنده و مفسر بزرگ سبک لشتيزکی بوده؛ يعنی آدمای که مشخصن از موسيقی دورهی رمانتيک و کلاسيک خوشاش میآمده. سرژ هم نوابغ مورد علاقهی استادش را مسخره میکرده “میگويند شما بدون شوپن نمیتوانيد کنسرت بدهيد! من ثابت میکنم که میشود بدون شوپن کنسرت داد.” از آن بهتر، به موزارت گير میداده “اين چه جور هارمونی است؟ I، IV، V، يعنی چه؟ اين موزارت احمق! چه کسی میگويد موسيقیدان بوده؟ بهتر بود در طويله کار میکرد….”
خلاصه که پروکفيف يک انقلابی تمام عيار بود. به کل موسيقی رمانتيک را مسخره میکرد. در کنسرتهایاش بيشتر آثاری از خودش میزد و مثلن به آمريکايیها که آن زمان درکای از هنر مدرن نداشتهاند و دنبال موسيقی قديمیتر میرفتهاند، تا توانسته بد و بیراه گفته.
اين جا هم برایتان موومان سوم از سونات شمارهی هفت ايشان را انتخاب کردهام، با نوازندهگی شاهکار مائوريزيو پولينی.
به طور خلاصه میتوان گفت که دبوسی، پيانوی بدون چکش را پيشنهاد میکردند. اما يک عده بچه باحال، روسی، خوش تيپ… خلاصه توپ، گفتند “اين نظريه بی معناست، پيانو يک ساز ضربهای است و هيچ نظريهای نمیتواند اين واقعيت را فراموش کند. بنابراين بياييد با پيانو چون يک ساز ضربهای رفتار کنيم.”
اين جمع، کسانی بودند نظير پروکفيف، استراوينسکی، بارتوک و هيندهميت.
سرژ پروکفيف، به نوازندهی فولاد معروف بود. با خشم و شور روسیاش، جهان غرب را با آثار فراواناش، ريتمهای فوقالعاده و نيروی سهمگيناش به حيرت فرو برد. چون قرار ندارم که فعلن در مورد اين دوست عزيزمان خيلی توضيح دهم، کمی از جوانی ايشان را نقل میکنم که متوجه شويد با چه نابغهی عصيانگری مواجه هستيد. استاد سرژ، آنت اسيپف نوازنده و مفسر بزرگ سبک لشتيزکی بوده؛ يعنی آدمای که مشخصن از موسيقی دورهی رمانتيک و کلاسيک خوشاش میآمده. سرژ هم نوابغ مورد علاقهی استادش را مسخره میکرده “میگويند شما بدون شوپن نمیتوانيد کنسرت بدهيد! من ثابت میکنم که میشود بدون شوپن کنسرت داد.” از آن بهتر، به موزارت گير میداده “اين چه جور هارمونی است؟ I، IV، V، يعنی چه؟ اين موزارت احمق! چه کسی میگويد موسيقیدان بوده؟ بهتر بود در طويله کار میکرد….”
خلاصه که پروکفيف يک انقلابی تمام عيار بود. به کل موسيقی رمانتيک را مسخره میکرد. در کنسرتهایاش بيشتر آثاری از خودش میزد و مثلن به آمريکايیها که آن زمان درکای از هنر مدرن نداشتهاند و دنبال موسيقی قديمیتر میرفتهاند، تا توانسته بد و بیراه گفته.
اين جا هم برایتان موومان سوم از سونات شمارهی هفت ايشان را انتخاب کردهام، با نوازندهگی شاهکار مائوريزيو پولينی.
Debussy wanted the piano to sound like an instrument without Hammers, but Prokofiev, Stravinsky, Bartok and Hindemitt, said that Piano is not such kind of instrument, so we’d better stop these ideas.
Prokofiev, ridiculed Romanticism and was a true revolutionary.
(I’m not in the mood of writing in English, so this is going very brief!)
Here you can download Prokofiev’s Sonata for the Piano number 7, movement 3, as played by Maurizio Pollini.
Prokofiev, ridiculed Romanticism and was a true revolutionary.
(I’m not in the mood of writing in English, so this is going very brief!)
Here you can download Prokofiev’s Sonata for the Piano number 7, movement 3, as played by Maurizio Pollini.
Armatil, نوشته:
October 28, 2006 at 5:26 pm
آه! من نتوانستم در برابر این وسوسه مقاومت کنم و
و..
و…
و…..
و مُردم.
;)
مهيار, نوشته:
November 2, 2006 at 5:54 pm
بالاخره flashget رو دانلود كردم و در نتيجه موفق به دانلود اين اهنگ جديد ( خوب البته نه چندان جديد ! ) شدم . نكته جالب اينكه حدود 2 روز طول كشيد تا نحوه كار باهاش رو ياد بگيرم . يعني فكر مي كردم بايد يه طور اتوماتيك دانلود رو به عهده بگيره ولي خوب نمي گرفت ، ما هم مجبور شديم گير بديم بهش كه بگيره و …..! ولي خوب ممنون از معرفي اين نرم افزار . انصافا نسبت به برنامه هاي مشابه ، مزيتاي زيادي داره ، مهمترينش هم واسه ماها تو ايران free بودنشه ….
لرد شارلون, نوشته:
November 2, 2006 at 6:42 pm
به مهيار: خواهش میکنم. البته اگر از فايرفاکس استفاده کنی، يک اکستنشنای دارد که با آن کار با flashGet هم خيلی راحتتر میشود (Flash Got) ولی به هر صورت گويا بالاخره مشکل داونلود هم حل شد!
مهيار, نوشته:
November 3, 2006 at 8:45 pm
چه اسم هوشمندانه اي ! flash got ! ولي شما روز به روز بيشتر ملت رو ترغيب مي كني كه فايرفاكس رو نصب كنند ! حتي در جواب كامنت ها ! من اسمش رو مي ذارم مثلا intellectual persuasion !!! خوبه ؟ ! ;) بازم مي گما ، اسمش خيلي فايرفاكسيه !
Did you get the flash ? Oh yes , I got it ! from now on , I am a flash got !!!!!!1 راستش اين كامنت من اينقدر قاطي پاطي و ridiculous شد كه حتي اگر پاكش كني هم كاملا بهت حق مي دم !
حاشیه, نوشته:
November 5, 2006 at 11:53 am
dodecaphonic
…
لرد شارلون, نوشته:
November 5, 2006 at 2:28 pm
به حاشيه: اين قطعه ربطی به دودکافونی ندارد.
mani, نوشته:
November 8, 2006 at 3:24 pm
سلام.حالا که حرف از مدرن افتاد میخواستم خواهش کنم از اثاری از philip Glass هم دروبلاگ قشنگت قرار دهی.مچکرم.
حاشیه, نوشته:
November 9, 2006 at 10:45 pm
manzooram in bood ke too webloge khodam ye chizaii darbareie dodecaphonic neveshtam dar morde oon pishnehadet baiad begam ke man savade oon kara ro nadaram
mani, نوشته:
November 14, 2006 at 4:37 pm
با با اینجا چرا اپدیت نمی شه .اهایی کمک کسی صدای من می شنو……………………………….
لرد شارلون, نوشته:
November 15, 2006 at 12:01 am
به مانی: نوبت ايشان هم خواهد رسيد، ولی مطمئنن اولين مينيماليست او نخواهد بود ;) که کسی ديگر را مد نظر دارم.
و: بابا جان… چه خبر است؟ تازه همين يک ماه پيش آپديت کردهام :-)) ولی امشب نشود، فردا به روز خواهم کرد؛ اگر نه میافتد هفته آينده ;)
به حاشيه: همان اول هم متوجه شدم، با عرض معذرت، کنايهای بود به نظر نامرتبط به متن دادن :D
حاشیه, نوشته:
November 23, 2006 at 11:10 am
vorood baraie bachehaie zire 30 saal mamnoo’
webloge saaz irani
سیاوش, نوشته:
November 29, 2006 at 4:33 pm
سلام
من با وبلاگ شما با موسیقی کلاسیک آشنا شدم و تقریبا در عرض یک ماه اینجارو کاملا دانلود کردم! واقعا ممنون!
ولی توی Mezzo یک بار یه اثری از بتهوون شنیدم که ما که بچه بودیم «ای انسانها» رو روش میخوندیم. «ای انسانها در زندگی باشید با هم مهربان/ برادری برابری در هر کیش و هر زمان» (راستش الان که فکر میکنم مطمئن نیستم از بتهوون بود یا نه!) امیدوارم فهمیده باشین کدومو میگم. خیلی معروفه! این روزها بدجوری دنبال اون میگردم. شما اسم اونرو میدونین؟ یا لینکی میشناسین واسه دانلود اون آهنگ؟ اگه کمکم کنین خیلی ممنون میشم.
لرد شارلون, نوشته:
December 4, 2006 at 12:05 pm
به سياوش:
:) خوشحالام که اين چنين بوده.
آن اثر هم موومان آخر سمفونی نهام بتهوون است. آن چنان مشهور است که به راحتی پيدایاش خواهی کرد.
سیاوش, نوشته:
December 4, 2006 at 10:51 pm
خیلی خیلی ممنون
باز هم متشکریم به خاطر حسن نیتتون! D: