04.28.07
موسيقی باروک- يک
متن زير به طور کل از کتاب درک و دريافت موسيقی اثر راجر کيمی ين نوشته شده است. لذا اگر کتاب را در اختيار داريد، میتوانيد وقتتان را صرف کار بهتری کنيد;)
گرچه واژهی باروک معانی گوناگونای همچون نامأنوس، پرزرق و برق، و بسيار پرتزيين داشته است، اما تاريخنويسان امروزی آن را فقط برای اشاره به سبکی ويژه در هنر به کار میبرند. توصيفی سادهانگارانه اما کارآمد از سبک باروک آن است که هنر باروک، چارچوب اثر (بوم، سنگ يا صدا) را از کنش و حرکت انباشته میکند. هنرمندان باروک در آثارشان در پی آفرينش جهانهايی سراسر ساختار يافته بودند.
چنين سبکی، يکسره باب طبع اشرافيت بود که خود نيز به ساختارهايی کامل و يکپارچه میانديشيد.
سبک باروک، به سبب نيازهای کليسا که کيفيتهای هيجانانگيز و نمايشی هنر را برای جذابتر ساختن آداب نيايش به کار میگرفت، نيز شکل گرفت. طبقهی متوسط نيز بر رشد و گسترش سبک باروک تأثير گذاشت. برای نمونه، در هلند بازرگانان ثروتمند و نيز پزشکان، پردههايی واقعگرايانه از چشماندازها و صحنههای روزمره را به نقاشان سفارش میدادند.
بررسی سبک باروک با در نظر گرفتن کشفهای علمی سدهی هفدهم نيز ثمربخش است. دستآوردهای گاليله و نيوتن نمايانگر گرايشی نو به علم بود؛ گرايشی مبتنی بر يگانهگی رياضيات و تجربه. اين دو قوانين رياضی حاکم بر اجسام متحرک را کشف کردند. اين کشفها راهگشای اختراعهای نو و پيشرفت تدريجی پزشکی، استخراج معادن، دريانوردی و صنعت در دورهی باروک شد. هنر باروک آميزهی خردگرايی و نفسپرستی، آميزهای از مادهگرايی و معنويت است.
در قسمت بعد، به بررسی موسيقی باروک خواهيم پرداخت.
اسما, نوشته:
May 3, 2007 at 7:19 pm
سلام لرد عزیزو دستت درد نکنه:)