04.21.07
سمفونی - قسمت دوم
Symphony- part 2
در ادامه بررسی فرمهای کلاسیک موسیقی، و در ادامه مطلب سمفونی، این پست را با فاصله نسبتا زیادی به قسمت دوم بررسی ساختاری سمفونی، از موومان دوم به بعد اختصاص میدهیم. قسمت اول پست را در اینجا میتوانید بخوانید.
موومان دوم:
موومان دوم یک سمفونی کلاسیک به طور عادی در تقابل با موومان اول است. اگرموومان اول قدرتمند و دراماتیک باشد، موومان دوم معمولا دارای حالتی آرام خواهد بود. اگر آهنگساز بخواهد دوباره فرم سونات را به کار گیرد مطلب خود را با یک موومان آهسته منطبق میسازد؛ یا اینکه ممکن است فرم کودا را برای موومان دوم انتخاب کند. در چنین موردی الگوی خود را از روندو که یک قالب شعری است و در قرون وسطی مورد علاقه تروبادهای (خنیاگران دورهگرد) فرانسوی بود به عاریت میگیرد. فرم مشخصه روندو بندگردانی است که در فواصل منظم در شعر تکرار میگردد. هنگامی که آهنگسازان به استفاده از فرم رونده در سمفونی روی آوردند راضی نشدند خود را به الگوی اولیه و بدون انعطاف آن محدود سازند، بلکه به طرق مختلف دامنه آن را گسترش دادند و با گنجاندن بخشهای اضافی و متضاد و با غنی ساختن و پرداخته کردن ساختار آن، به کامل کردن شکل کلی آن پرداختند. البته آهنگساز ملزم به استفاده از فرم روندو برای موومان دوم نیست. انتخاب هر فرم دیگری آزاد است ولی در هر حال و در یک فرم کلی، موومان دوم در تقابل با موومان اول است.
موومان سوم :
موومان سوم معمولا دارای سبکترین و شادترین حالت است.این موومان زیبایی و لطافت و جذابیت مینوﺋه (minuet) را منعکس میکند.
مینوﺋه در حقیقت یک رقص روستایی فرانسوی بوده است. این رقص نیز همچون تمام رقصهای روستایی در مسیر ورود خود به تالارهای رقص دچار تغییرات فراوانی شد و جای حرکات شدید آن را گامهای میزانبندی شده آهسته گرفت. وقتی که آهنگسازان مینوﺌه را به عنوان یک موومان در سمفونی پذیرفتند، شأن و ارزش مناسبی برای آن قاﺋل شدند. مینوﺋه به تدریج شادتر و جسورانهتر شد، تا جایی که در سمفونیهای هایدن گویی به اصل روستایی قدرتمند خود بازگشته است.
بتهوون انواع مختلف مینوﺋه را نوشت، که گاهی تند و گاهی رمز آمیز بودند. برخی از مینوﺌههای او سرشار از حالتی شوخ و سرخوشانه هستند. او به بعضی مینوﺌههای خود عنوان اسکرتزو داد، که از واژه ایتالیایی اسکرتزاره به معنی شوخی کردن، برگرفته شده بود. به این ترتیب، بتهوون به جای مینوﺋه با وقار چیزی را قرار داد که به مراتب سرزندهتر و مهیجتر بود. .و چنین بود که اسکرتزو جایگاه رفیعی به عنوان موومان در سمفونی به خصوص در موومان سوم پیدا کرد.
موومان چهارم:
آهنگساز در موومان آخر سمفونی نیز حق انتخاب از بین چند فرم را دارد؛ می تواند فرم روندو یا سونات را برگزیند و یا ممکن است موومان آخر خود را به عنوان یک تم و واریاسیونها شکل دهد. برای ابن منظور آهنگاز باید ملودی را بیابد یا ابداع کند که به حد کافی انعطافپذیر باشد تا تغییرات و گوناگونیهای بسیاری را در خود بپذیرد و اینجاست که او آزمون واقعی تخیل و مهارت را از سر میگذراند.
به عنوان مثالی در این مورد میتوان سمفونی چهارم برامس را نام برد که دارای سی و یک واریاسیون در یک تم است.
سمفونی شعری (Symphonic Poem)
فرم دیگری که خوب است به دلیل نزدیکی به سمفونی در مورد آن صحبت کنیم، سمفونی شعری یا شعر آهنگین است. سمفونی شعری هم گونهای ارکستری است که فرمی روایی یا نمایشی دارد. سمفونی شعری میتواند در یک موومان تصنیف شود یا قسمتی از یک برنامه ارکستری یا یک سوییت باشد. سمفونی شعری عمدتاً نخست توسط فرانتس لیست به کار گرفته شد. او اولین بار در سالهای دهه 1840 و 1850 آثاری را در یک موومان خلق کرد که ویژگیهای فوق را دارا بودند. البته به کارگیری قالب عمومی شعر آهنگین یا سمفونی روایی را حتی قبل از لیست، در کنسرتهای اورتوری، که قطعاتی رنگین، شورانگیز و بدون وابستهگی به اپرا یا هر اجرای تأترگونه دیگری بودند میتوان دید. از آن جمله میتوان به قطعات برجستهای مانند “Fingal’s Cave” از فلیکس مندلسون، اورتور “Roman Carnival” از برلیوز یا اورتورهای معروف اگمونت و کوریولان از بتهوون اشاره کرد. آهنگ سازان بعد از لیست هم ابداعات در این فرم را ادامه دادند. آثار سمفونی شعری را در آثار آهنگسازانی مانند اسمتانا، سیبلیوس، دوراک و اشتراوس (که خود را وقف این فرم کرد) میتوان دید.
سمفونی رمانتیک:
به طور کلی تفاوت سمفونی رمانتیک و کلاسیک در میزان تبعیت آنها از قواعد و فرمهای رایج است. سمفونی در دوران رمانتیسیزم پیچیدهتر شد، از ارکستر بزرگتر با قابلیتها و سازهای بیشتر استفاده کرد. سمفونیهای رمانتیک عموماً از لحاظ هارمونی، الگوهای ریتمیک و پویا پیشرفتهتر هستند.
و حالا برای تکمیل حس سمفونی شناسیمان! بیایید به چند موومان از چند سمفونی زیبا گوش کنیم. اولی، در ادامه قسمت اول پست سمفونی موومان دوم (آندانته) سمفونی 94 (در سل ماژور) هایدن خواهد بود. برای توضیح بیشتر در مورد این سمفونی که یکی از 12 سمفونی موسوم به سمفونیهای لندن است، میتوانید به مدخل ویکیپدیا مربوط به آن مراجعه کنید.
به عنوان نمونهای از یک سمفونی شعری، قسمتی از “یک سمفونی آلپ” از ریچارد اشتراوس را خواهیم داشت. سمفونی آلپ (Eine Aplpensinfonie) اپوس 64، یک شعر سمفونیک عظیم است که اشتراوس آن را بین سالهای 1911 تا 1915 نوشت. این سمفونی، توصیف کامل یک اقامت یک روزه بر بلندای کوههای آلپ باواریاست. حداقل تعداد نوازندهگان برای اجرای کامل سمفونی، 123 نفر خواهد بود در حالی که برای یک اجرای زیباتر خود آهنگساز توصیه میکند که تعداد چنگها و سازهای بادی دو برابر شوند.
آخرین قطعه هم،موومان چهارم سمفونی “دو ماژور” از جورج بیزه خواهد بود که به عنوان یک نمونه از یک موومان چهارم انتخاب کردهام.
This post will be a disciple to the previous post about symphony with a little latency according to several reasons. Resources for a clear depiction of a symphony form are, despite by Farsi, quite versatile online. Hope you will find this abridged summery of the above text in Farsi, useful.
Second movement:
It usually stands in contrast to the first movement. IF the first is formidable and dramatic, the second will be tender and humble. If the composer chooses to use a sonata form, he might want to use a rondo form; an old lyric format of French gypsies of the medieval ages.
Third movement:
The third movement is mostly the most cheerful and the lightest in form. It reflects the old “minuet” dance which again comes from French. It’s an old dance form, developed gradually as entered the dance chamber of the post medieval ages. The musicians honored the dance. They made it slower and more humble and praised its role in classic symphonies. Beethoven mainly developed the minuet form. He graced it with his own humor and even called it “scherzo” which means “humor” in Italian.
The fourth movement:
The composer is free in the case of the fourth movement. He again might choose the rondo or even sonata form, or he may simply decorate his music with themes and variations on the previous movements’ main sketches.
Symphonic Poems:
Another common form, mostly created in the late classic era, is the symphonic poem, or harmonic poems. A symphonic poem or tone poem is a piece of orchestral music, in one movement, in which some extra-musical program provides a narrative or illustrative element. This program could come from a poem, a novel, a painting or some other source. Symphonic poems were developed mostly, initially by Frantz Liszt.
Romantic symphony :
Main difference of the classic and romantic symphony is in their amount of obedience of the common rules and sketches. Symphony grew bigger in Romantic era. It used a more colorful, vast orchestra, while harmonic and dynamic capabilities of the form extended enormously.
And now, the music speaks:
Haydn – Second movement of the “Surprise Symphony”.
Strauss – A part of “Eine Alpensinfonie”.
Bizet – Fourth movement of the“C Major Symphony”.
اسما, نوشته:
April 26, 2007 at 7:02 pm
سلام، خسته نباشی دوست جون، خیلی جالب بود :)
مهیار, نوشته:
April 26, 2007 at 10:26 pm
من سمفونی الپ رو دانلود کردم . ممنون به خاطر گذاشتن این قطعات . ولی یه سوال دارم . ایا می تونی بفهمی که هر اهنگ رو چند نفر دانلود می کنن ، بیشترین تعداد امار مربوط به چه اهنگی بوده یا در چه زمانی یا مثلا از کدوم کشور یا یه همچین اطلاعات اماری ؟ یعنی وبسایت این امکانات رو بهت میده ؟ شاید این سوال یه کم بدیهی باشه البته، ولی من هیچ اطلاعاتی در این زمینه ندارم ، به نطرم جالب باشه اگه این اطلاعات موزیکولونیا رو منتشر کنی . بازم ممنون .
علی, نوشته:
April 26, 2007 at 11:57 pm
به اسما : خواهش می کنم ، تو هم ممنون :)
به مهیار: مهیار جان ، همون طوری که متوجه شدی ما دو نفر نویسنده هستیم که در موزیکونونیا مطلب می نویسیم و از بین ما دو نفر دوست خوبم، لرد عزیز در واقع صاحب سایت و مدیر(administrator) اون هست. آماری که گفتی رو لرد عزیز داره و می شه در مورد مفید بودن انتشارشون فکر کرد :) در هر صورت ممنون.
اسما, نوشته:
April 27, 2007 at 11:30 pm
علی جون این پستدر کنار مطالب خوبت دو تا جمله ی ویژه توش بود: And now, the music speaks و دیگه :اميدواريم از اين پس هر هفته به روز باشيم.
مهیار, نوشته:
April 28, 2007 at 5:20 pm
اوه علی جان ابن مطلب رو شما پست کرده بودید ؟ نوشته من در واقع خطاب به لرد عزیز بود ! نفهمیدم شما این مطلب رو نوشته بودبد ! در هر صورت ازت ممنونم برای قطعات . منتظرم تا هفته اینده و اهنگ بعدی …….
نيلوفر, نوشته:
May 11, 2007 at 9:27 pm
خسته نباشيد. به نظرم عالي بود.
FAHIM, نوشته:
May 21, 2007 at 11:59 am
سلام
من درموردPOEM TONEمطلب میخواستم میتونی کمکم کنید