06.07.07

اورتور
Overture

Posted in Classic Music Forms at 9:29 pm by علی

اورتور یک مقدمه‌سازی است که در ابتدای پیدایش، هدف آن جلب مخاطب بود. از زمان‌های کهن هر جا مردم گرد هم می‌آمدند اجتماع‌شان همراه با هیاهو و آشفته‌گی بوده است. برای شروع مراسم لازم بود که مردم ساکت شوند و توجه آن‌ها به شروع مراسم جلب شود. این کار با فریادهای بلند، شیپور، ترومپت یا صدای طبل انجام می‌گرفت. در یونان باستان قبل از شروع نمایش‌ها فردی برای آماده کردن تماشاگران وارد صحنه می‌شد. دعوت او از تماشاگران برای جلب توجه آن‌ها شکل یک پرولوگ گفتاری یا آوازی به خود گرفت. در قرون وسطی هم در نمایش‌های کلیسایی بازیگری مردم را دعوت به توجه و سکوت می‌کرد یا بازیگران هماهنگ با صدای سازها پا می‌کوبیدند و گاهی هم سرودهای مذهبی یا آهنگ‌های شاد می‌خواندند.
ایده اورتور اما، اولین بار در قرن 17 شکل گرفت.

Opera Curtain

توکاتایی که در ابتدای اپرای ارفئو مونته‌وردی به کار گرفته شد را - که در واقع به کار گرفتن بی‌حساب و کتاب همه سازهای موجود بود- چون اولین مفدمه‌ی سازی بر یک اثر نمایشی بود می‌توان به عنوان اولین اورتور در نظر گرفت.
به عنوان یک فرم، اورتور را اولین بار در کارهای ژان باتیست لولی می‌توان دید. او طرحی را ابداع کرد که اگرچه خودش کاملا به آن وفادار نماند، سازمان کلی اورتور فرانسوی را تا زمان باخ و هندل بنا نهاد. بعد از اورتور اپرایی فرانسوی معمولاً یک سری تم‌های رقص مانند بود که قبل از آن‌که پرده بالا برود می‌آمدند. این فرم به تدریج مانند یک پریلود برای یک سوییت عمل کرد. نمونه‌ای از این کاربرد اورتور فرانسوی کلاویربانگ باخ است که یک معرفی برای سوییت، مشتمل بر هفت رقص است. باخ همچنین توانست اورتور فرانسوی را برای کر کلیسایی به کار گیرد. بنابراین اورتور چهارمین سوییت ارکستری‌اش را می توان اولین کانتات کلیسایی خواند.
با ظهور فرم سونات و رواج آن، اورتور فرانسوی برای اپرا مناسب به نظر نمی‌رسید. در واپسین کارهای‌اش موتزارت، اورتور را در فرم سوناتی به عنوان فرمی مستقل از سایر فرم‌های سمفونیک معرفی کرده بود. به این ترتیب اورتور شامل یک موومان سریع (با یا بدون یک معرفی آرام) در فرم سونات، دارای بافت ناپایدار، بدون تکرار و معمولاً بدون بخش دگرگون‌کننده‌ی حالت (که گاه‌گاهی با یک بخش ملودیک آرام جایگزین می‌شود) بود. در دستان بتهوون اورتور استقلال بیش‌تری از فرم سمفونیک یافت ولی دیگر فرومکان‌تر از آن نبود، تا جایی که آخرین نسخه از اورتور لئونور(که به شماره 3 معروف است)، بزرگترین موومان ارکستری است که تا به حال بر اساس فرم سونات بنا شده است.
در اپرای مدرن، اورتور چیزی بیش از قسمت‌ای از موسیقی که قبل از بالا رفتن پرده می‌آید نیست. در اپراهای سبک‌تر که هنوز حالت چند بخشی وجود دارد، یک اورتور جداگانه مناسب است. چنان‌که “کارمن” از نظر دراماتیک به این لحاظ مورد توجه است که اورتورش بازتابی از پایان تراژیک آن است و مستقیما به بازشدن پرده می‌انجامد.

Parsifal.jpg

نوع دیگری از اورتور، فرم مستقل از اپرا است. در این حالت (مانند شعر سمفونیک) قطعه مستقل از اپرانامه یا هر مجموعه دیگری است و در واقع یک قطعه کنسرتی جدا خواهد بود. این‌که قطعه مورد نظر اورتور نامیده شود یا هر فرم مستقل دیگری، مثل سمفونی شعری یا پریلود، بسته به منشا خاص نگارش و در واقع خواست آهنگ‌ساز دارد. به عنوان مثال اورتور 1812 چایکوفسکی توسط آهنگ‌ساز به عنوان سمفونی شعری نامیده نشده و به عنوان اورتور کنسرتی شناخته می‌شود. مورد دیگر رومئو و ژولیت معروف اوست که اورتور فانتزی نام گرفته است. بعدها با پیشرفت موسیقی رمانتیک، کارل ماریا فون وبر دو اورتور کنسرتی با نام‌های”Der Beherrscher der Geister” (فرمان‌روای ارواح) و “Jubel-Ouvertüre”، مندلسون “Fingal’s Cave” و “Meerestille und Glückliche Fahrt” (دریای آرام و سفر خوش) و برلیوز اورتور “Roman Carnival” (Op. 9) را بدون وابسته‌گی به هیچ اپرانامه‌ی خاصی نوشتند. بعدها هم با پیشرفت سمفونی شعری، برامس اورتور فستیوال آکادمیک (Op. 80) و Tragic Overture (Op. 81) را نوشت که دومی را با توجه به احساسی بودن شدید آن می‌توان سمفونی شعری هم نامید در حالی که آهنگ‌ساز آن‌را اورتور می‌خواند.
آهنگ‌سازانی مثل شومان هم اورتورهایی با الهام از شاعرانی مانند شیلر، شکسپیر و گوته نوشته‌اند؛ مانند اورتورهایی برای”Die Braut von Messina” عروس مسینا)، “ژولیوس سزار” و “هرمان و دوروتی”. اگر چه این نوع اورتورها الهام موسیقایی خود را از این اشعار می‌گیرند، برامس هیچ‌گاه برای کل داستان موسیقی ننوشت، چنان‌که در یک اپرا این کار انجام می‌شود که در این صورت مسلماً این کارها اپرا خوانده می‌شدند.
اورتور کوریولان اپوس 62 را بتهون در 1807 بر تراژدی کوریولان از هاینریش ژوزف فن کالینز نوشت. ساختار و تم اورتور به طور کلی از نمایش پیروی می‌کند. تم دو ماژور حالت جنگ‌جویانه کوریولان را نشان می‌دهد (او می‌خواهد به رم حمله کند) و تم ملایم می دیز ماژور تمناهای مادرش را برای صرف‌نظر کردن از این ماجرا نشان می‌دهد. کوریولان به تدریج نرم می‌شود و می‌پذیرد، اما از آن‌جایی که ارتشی از دشمنان سابق خود را به دروازه‌های رم فرستاده، خودکشی می‌کند. در اینجا می‌توانید این قطعه را با اجرای ارکستر فیلارمونیک برلین با رهبری هربرت فن کاریان بشنوید.
اورتور برای اپرای بسیار معروف ویلیام تل را جیواتچینو آنتونیو روسینی بر اساس نمایش‌نامه “ویلیام تل” شیلر توشته است. ویلیام تل آخرین و ستودنی‌ترین از 39 اپرای روسینی است. بعد از آن او تقریباً خود را بازنشسته کرد و تنها به نگارش کانتات‌ها ، موسیقی روحانی و آوازی غیر مذهبی پرداخت. اورتور در چهار بخش تدوین شده که هر کدام به بخش بعدی متصل می‌شوند:
1- پریلود؛ یک پاساژ کوتاه که با سازهای بم مثل ویولون سل و باس نواخته می شود.
2- طوفان؛ بخش دراماتیک که همه ارکستر آن را می‌نوازد.
3- صدا زدن گاوهای شیرده (نشان دادن صبح زود).
4- فینال؛ ارکستر بخش فوق دراماتیک هجوم سواره نظام را می‌نوازد.
اجرای ارکستر فستیوال لندن با رهبری آلفرد شولتز.
اورتور بعدی پارسیفال از ریچارد واگنر است. پارسیفال، داستان افسانه‌ای پادشاه آرتوری با همین نام و تلاش او برای به دست آوردن جام مقدس* است که ولفرام فن افنباخ آن را در قرن 13 نوشته است. این اورتور در واقع
Vorspiel برای اپرا یا همان پریلود است.

*جام مقدس (Holy Grail) جامی است که مسیح در شام آخر در آن شراب نوشید.
پی نوشت : اورتور را فرهنگستان زبان و ادب فارسی “پیش‌نوا” ترجمه کرده است.

10 Comments »

  1. مهیار, نوشته:

    June 9, 2007 at 12:04 am

    سلام علی جان . ممنون از توضیحات کاملت . فعلن که اون قطعه بتهون رو دادم flahget دانلود کنه . حالا کی تموم شه ، نمی دونم . بازم ممنون از تو و لرد عزیز که با وجود کم بودن خواننده و کامنت گذار ( یا شایدم گزار ! ) اینجارو اپدیت می کنین .

  2. لرد شارلون, نوشته:

    June 9, 2007 at 12:14 am

    این مونته‏وردی گويا آهنگ‏ساز خف و خوفی بوده. در دوره‏ی اول موسيقی باروک هم مثل اين که کلی تأثيرات انقلابی گذاشته. متأسفانه من تنها کارهايی که ازش دارم، از allofmp3.com گرفتم که الآن همونا رو هم نمی‏تونم گوش کنم :((
    کار از اين بابا نداری؟

    راستی، من با واگنر چندان حال نمی‏کنم، شما دليل‏اش را می‏دانيد؟ :D چه کار کنم؟

  3. مهیار, نوشته:

    June 9, 2007 at 9:34 pm

    واقعا زیبا بود . مثل همیشه . خود خود بتهون . خود خود موسیقی . ممنون .

  4. علی, نوشته:

    June 9, 2007 at 11:22 pm

    لرد عزیز من هم از مونته وردی چیزی ندارم متاسفانه اگر چه آهنگ ساز بسیار مهمی بوده و اولین اپرا را نوشته و به قول شما خف و خوف هم بوده. گویا دوستی داشت و ابراز علاقه هم کرد که بدهد آن کارها را به من که بد نیست حالا بگیرم از ایشان. دلیل حال نکردن شما با واگنر را هم دقیقا حضور ذهن ندارم ولی چیزی که در مورد ایشان به نظر من می آید کمی چاشنی اغراق و حجم دار بودن گاهی زیاد از حد موسیقیش است …
    و مهیار جان عزیز، ممنون که علی رغم همان موضوعی که گفتی کامنت می گذاری . چون این کار(یعنی نوشتن در ابنجا) به طرز عجیبی وقت می گیرد و هدف ما هم از نوشتن در اینجا به طور مشخص این است که عده ای بیایند و بخوانند و چیزی به اطلاعات شان اضافه شود و موسیقی خوب گوش کنند. و وقتی کسی می آید و اینجا را می خواند و بدون توجه به آن لینک نطر دهید می رود؛ این احساس به فرد نویسنده دست خواهد داد که زحمت و وقتی که گذاشته مورد توجه نیست یا بیهوده است، عمدا یا سهوا . که در هر دو حالت ناامید کننده خواهد بود.

  5. اسما, نوشته:

    June 11, 2007 at 1:32 am

    سلام علی جون ممنون از پست جالبت و خوشحالم که به صورت زنده نخوندمش اینجوری خوندنش جالب تر بود :)
    دلم شکست وقتی جوابی رو که به مهیار دادی خوندم :-s
    به نظر من حتی اگر فقط خودت و لرد هم این مطلب رو می خوندید باز هم وقتی که گذاشته بودی بیهوده نبوده چون دست کم این اطلاعات جالب واسه خودتون مرور میشد. چه برسه به حالا که دست کمِ دست کم دست کم من و مهیار(خان یا خانم) حتما” همیشه مطالبتون رو می خونیم :)

  6. اسما, نوشته:

    June 11, 2007 at 1:33 am

    موفق باشید، شاد و پر انرژی:)

  7. Nima, نوشته:

    June 12, 2007 at 1:46 am

    با سلام و خسته نباشید
    مثل همیشه مطالب بسیار عالی و با ارزش.
    امیدوارم همیشه پر انرژی و موفق باشید.
    هنر و نه هیچ چیز دیگر، واسطه سترگ ممکن ساختن زندگی، جذبه شگرف حیات، و محرک عظیم زندگی است. فردریک نیچه

  8. مهیار, نوشته:

    June 14, 2007 at 12:44 pm

    اسماء جان (نمی دونم اسماء خان بگم یا خانم ! ) ، همون مهیار خالی از همه بهتره ! ولی واقعا معلوم نیست مهیار اسم ÷سرونه است ؟

  9. Ramin, نوشته:

    June 17, 2007 at 4:45 pm

    lol

  10. تلان, نوشته:

    July 31, 2009 at 11:53 pm

    دارم مطلبتونو مي خونم. كاري كه شما در اين وبلاگ كردين واقعا تحسين بر انگيزه.چه حيف كه دير با اينجا آشنا شدم اما همين الانشم كلي ذوق مرگم براي اين همه آهنگ دست چين شده كه اينجا آپلود شده و اين همه اطلاعات با يك نثر ثابت كه گوياي تلاش صادقانه شماست.مرسيييييييييييييييييي ….

Leave a Comment

zzz yipi yes winktongue wink2 wink whistle whip warn user unlove tuxout tux tussor tongue surprised star smile sleep slap shocked sarcastic rules rofl present penguin party out ouch oops oh note no neutral na money meuh mdr mad love lol lock kiss jap intello info idea heart he happy grrrrrr great glasses gasp frown eyes erf eek drunk dlb didas diablo cxp cry cool cocktail clown boulay biggrin bigboulay beurk bad aww arrow arf angel ange 666 ^^

Bad Behavior has blocked 14 access attempts in the last 7 days.