10.18.07
سويريدوف- عاشقانه
گئورگی واسيليويچ سويريدوف در 1915 در شهر فاتژ از امپراطوری روسيهی آن زمان به دنيا آمد. استعدادش در موسيقی خيلی زود و با يادگيری نواختن ساز بالالايکا تنها از طريق شنيدن آشکار شد. به همين واسطه به ارکستر محلی موسيقی فولکلور روس راه يافت. با توصيهی آموزگارش در 1932 به لنينگراد رفت و در کالج مرکزی موسيقی لنينگراد، پيانو آموخت. و از 1936 تا 1941 در کنسرواتوار لنينگراد زير نظر ريازانوف و شوستاکويچ آموزش ديد.
موسيقی سويريدوف نئورومانتيک محسوب میشود. آثار سالهای آغازين کارش پيرو موسيقی رومانتيکاند که پارهای از آنها بر پايهی اشعاری از نويسندهگان انگليسی چون شکسپير و رابرت برنز ساخته شدهاند. در سالهای بعد اما، آگاهانه شخصيت موسيقیاش روسی شد.
با اين که او در غرب چندان شناخته شده نيست، اما در روسيه چه از طرف مردم و چه منتقدان، استقبال فراوانای از کارهایاش صورت گرفت و از محبوبيت بالايی سود میبرد. چنانچه حتی موسيقی آوانت-گاردش برای فيلم “زمان، به جلو” به عنوان موسيقی بخش خبری اصلی اتحاد جماهير شوروی انتخاب شد.
سويريدوف در پنج ژانويهی 1998 در مسکو بر اثر سکتهی قلبی درگذشت.
در اينجا يکی از قطعات بسيار محبوباش، عاشقانه (Romance) را که از مجموعهای از کارهای ارکستریاش به نام طوفان برف (Snow-storm) بر اساس داستانای از پوشکين به همين نام ساخته شده برایتان انتخاب کردهام.
عاشقانه از گئورگی سويريدوف، ارکستر سمفونيک بزرگ راديو و تلويزيون اتحاد جماهير شوروی به رهبری ولاديمير فدوسيئف (Vladimir Fedoseev) اندازهی فايل: 5413255 بايت
دو ويدئوی زير در يوتيوب را هم توصيه میکنم.
زوج النا والووا و اولگ واسيليف، قهرمانان اسکيت روی يخ جهان در سال 1988 که همراه با اين قطعه (در ترکيب با Final Count Down) برنامهای فوقالعاده اجرا میکنند. کيفيت صدا البته ايراد دارد.
موسيقی سويريدوف نئورومانتيک محسوب میشود. آثار سالهای آغازين کارش پيرو موسيقی رومانتيکاند که پارهای از آنها بر پايهی اشعاری از نويسندهگان انگليسی چون شکسپير و رابرت برنز ساخته شدهاند. در سالهای بعد اما، آگاهانه شخصيت موسيقیاش روسی شد.
با اين که او در غرب چندان شناخته شده نيست، اما در روسيه چه از طرف مردم و چه منتقدان، استقبال فراوانای از کارهایاش صورت گرفت و از محبوبيت بالايی سود میبرد. چنانچه حتی موسيقی آوانت-گاردش برای فيلم “زمان، به جلو” به عنوان موسيقی بخش خبری اصلی اتحاد جماهير شوروی انتخاب شد.
سويريدوف در پنج ژانويهی 1998 در مسکو بر اثر سکتهی قلبی درگذشت.
در اينجا يکی از قطعات بسيار محبوباش، عاشقانه (Romance) را که از مجموعهای از کارهای ارکستریاش به نام طوفان برف (Snow-storm) بر اساس داستانای از پوشکين به همين نام ساخته شده برایتان انتخاب کردهام.
عاشقانه از گئورگی سويريدوف، ارکستر سمفونيک بزرگ راديو و تلويزيون اتحاد جماهير شوروی به رهبری ولاديمير فدوسيئف (Vladimir Fedoseev) اندازهی فايل: 5413255 بايت
دو ويدئوی زير در يوتيوب را هم توصيه میکنم.
زوج النا والووا و اولگ واسيليف، قهرمانان اسکيت روی يخ جهان در سال 1988 که همراه با اين قطعه (در ترکيب با Final Count Down) برنامهای فوقالعاده اجرا میکنند. کيفيت صدا البته ايراد دارد.
هجده سال بعد، زوج تاتيانا توتميانينا و ماکسيم مارينين با اين قطعه (و همين تنظيم که برایتان انتخاب کردهام) در مسابقات قهرمانی اروپا در ليون. جالب اين که مربیشان، اولگ واسيليف است.
فرميونا, نوشته:
October 18, 2007 at 4:11 pm
اين يكى از زيباترين قطعاتى است كه مىشود براى اسكيت انتخاب كرد و اجراى النا و اولگ يكى از زيباترين اجراهايى است كه به عمرم ديدهام. شايد بيش از شش بار تماشاىاش كردم و هر بار در پايان نتوانستم از كف زدن به همراه جمعيت خوددارى كنم. جالب است كه اجراى تاتيانا و ماكسيم را هم گذاشتهاى، به خوبى نشان مىدهد كه هميشه از اين اتفاقها نمىافتد! حتى براى يك زوج ثابت هم هميشه از اين اتفاقها نمىافتد.
گذشته از قد بلند تاتيانا كه امكان مانور كمترى به او مىدهد، از مقايسه همان چند ثانيه اول هر كدام از اجراها مىشود تفاوت اساسى را حس كرد كه به نظر من قسمت بزرگىاش برمىگردد به حسى كه هركدام نسبت به موسيقى و همديگر دارند: چيزى مثل همآهنگى! نمىدانم چگونه مىشود با كلمات بياناش كرد ولى بعضى موسيقى را در درونشان دارند، وقتى با آن حركت مىكنند در واقع خودشان را در دست آن رها مىكنند. رقصشان نوعى همنوايى بصرى با بقيه سازهاست. به النا و اولگ وقتى كه اندامشان را در فضا مىكشند و به منحنىهايى كه با همآهنگى در فضا رسم مىكنند، نگاه كنيد. در مقابل كافى است تنها حركت دستهاى ماكسيم قبل از شروع اجرا را ببينيد تا بدانيد نبايد منتظر اجرايى كمنظير باشيد. خب البته هر دوشان خيلى جوانتر هستند.
پ.ن. تا اين كامنت(انشا!) را بنويسم چند بار ديگر هم تماشاىاش كردم. خدا پدر اين تكنولوژى را كه اين صحنهها را ضبط مىكند و آن يوتيوب كه به اشتراكش مىگذارد بيامرزد. به لرد شارلون هم كه آنها را در موزيكولونياش قرار مىدهد و در كامتدانىاش مىشود مثنوى نوشت يك دوست دختر چيزفهمٍ پيانيستٍ خوشگل عطا كند (اگر تا حالا نكرده البته!) ه :) .
anadnam, نوشته:
October 20, 2007 at 11:50 am
Superb as usual