06.16.07
Posted in Baroque at 8:09 pm by لرد شارلون
متأسفانه تا دو هفتهی آينده، به هيچ وجه فرصت به روز کردن اينجا و نوشتن ادامهی مطلب باروک را ندارم. علی الحساب اما، میتوان به يکی از موسيقیدانان باروک که احتمالن شنوندهی نه چندان جدی موسيقی کلاسيک آشنايی کمتری با او دارد، اما در عين حال از تأثيرگذارترين موسيقیدانان روی دورههای پس از خود، به خصوص در زمينهی سازهای شستیدار و پيانو –ساز مورد علاقهی من- است، پرداخت.
دومنيکو اسکارلاتی (1685- 1757) سهم بزرگای در گسترش شيوهی نوين سازهای شستیدار دارد. نفوذ او در اين زمينه حتی تا قرن نوزده و زمانهی فرانتس ليست نيز کشيده شد. تنها مجموعهای از آثار او که در زمان حياتاش، فروتنانه زير عنوان “تمرينات” به چاپ رسيد، اولين نمونههای فرم سونات در مفهوم مدرناش هستند. اين مجموعه، شامل سی قطعه میباشد که هر يک سوناتا نام داشتند. کل اين آثار اما، که در طول دو قرن و نيم، به مرور و به شکل نامرتب به چاپ رسيدند، مشتمل بر 555 قطعه میباشند و باعث تمجيد موسيقیدانان بزرگای از وی، نظير شوپن، برامس، بارتوک و هوورويتس شده است.
اين آثار در تنوع بینظير خود، از گوناگونترين انواع رنگ میپذيرند. بيشتر آنها از ضربهای دوتايی شبيه سوييت شکل گرفتهاند. باروری شگفتآور هارمونی، استعداد و تفنن در تحرير برای تنظيم ارکستری، اصالت ريتم که اغلب با استفادهی آزاد از دو تم مشخص شدهاند، از ويژهگیهای اين آثار هستند. در بعضی مجموعهها به نظر میرسد ترتيب قطعات طوری است که زمينهی ترکيب دو به دو يا سه به سهی اجرای تونال و امکانات تضاد ريتميک را آماده میکند. به اين ترتيب “سوناتهای کوچکاي” با فرم آزاد در معنای مدرن کلمه به وجود میآيند. بعضی قطعات در دو صدا نوشته شدهاند و شامل شمارهگذاری از باس هستنند: ظاهرن آنها برای يک ساز تنها، به احتمال زياد ويولن، به همراهی باس کونتينوئو (باس شمارهگذاری شده) نوشته شدهاند.
در اين پست، دو سونات از دومنيکو اسکارلاتی، به نوازندهگی مايرا هس، از نوازندهگان بزرگ قرن بيستام را برایتان انتخاب کردهام. هس، اولين پيانيستِ زنای بود که هامر کلاويهی بتهوون را از حفظ نواخت. با اين که از اجراهای آثارش از بتهوون چندان خوشام نمیآيد، اما از آن چند اجرای سوناتهای اسکارلاتی که از او شنيدهام، خوشام آمده. اجراهايی لطيف و با سرعتِ نه چندان بالا.
متأسفانه فرصت ترجمه به انگلیسی را هم ندارم؛ اگر کسی زحمتاش را بکشد، کلی ممنون!
سونات شماره k11 با اندازه فايل 2487945 کيلوبايت
سونات شماره k14 با اندازه فايل 2777839 کيلوبايت
لينک دايم
05.20.07
Posted in Baroque at 6:03 pm by لرد شارلون
با اين که خوشام نمیآمد، ولی متن کتاب “درک و دريافت موسيقی”، از راجر کيمی ين، آن چنان خوب است که بهتر است هيچ دخل و تصرفای نکنم و تنها کپی کنم. احتمالن تمام دورهی باروک و کلاسيک و رمانتيک را به همين منوال پيش خواهم رفت:
دورهی باروک را در موسيقی، به سه دورهی آغازين (1600-1640)، ميانی (1640-1680) و پايانی (1680-1750) تقسيم میکنند. با اين که امروزه آثار دورهی پايانی باروک معروفترين آثار اين سبک هستند، اما دورهی آغازين، با موسيقیدانانای چون مونتهوردی يکی از انقلابیترين دورههای تاريخ موسيقی است. در دورهی آغازين، موسيقی بر اساس متنهايی بسيار پرشور و احساس نگاشته میشد و تعجبای نيست که موسيقیدانان ايتاليايی آن زمان، اپرا را به وجود آوردند. در دورهی آغازين، آهنگسازان بافت هوموفونيک را بر بافت پلیفونيک رنسانس ترجيح دادند؛ هر چند در دورهی پايانی، بار ديگر موسيقیدانان به پلیفونی بازگشتند.
Read the rest of this entry »
لينک دايم
05.02.07
Posted in Baroque at 6:37 pm by علی
باخ یکی از بزرگترین آهنگ سازانی بود که به سنت نگارش در گامهای پشت سر هم عمل کرد. کتاب اول مجموعه پرلود و فوگهایش *(Well Tempered Clavier) برای اولین بار در 1722 منتشر شد و باخ در مورد آن چنین نوشت :”برای استفاده نوآموزان مشتاق به فراگیری و به خصوص سرگرمی نوازندگان چیره دست”. باخ بعدها در 1744 هم کتاب دیگری به همین فرم شامل بیست و چهار پریلود و فوگ منتشر کرد. در این دو مجموعه پریلود و فوگ ها به صورت جفتهایی در کلیدهای یکسان و پشت سر هم، با شروع از دو ماژور و با تغییر پی در پی از ماژور به مینور می آیند. برای این پست، تصمیم داریم لذت شنیدن یکی از این جفت پریلود- فوگ ها را با شما تقسیم کنیم: از کتاب اول،
پریلود و فوگ شماره 2 در دو مینور با اجرای آندره گاوریلف.
پی نوشت: ترجمه نه چندان نزدیک برای “Well Tempered Clavier” در فارسی “ساز شصتی دار خوش کوک یا خوش آهنگ” خواهد بود.
Read the rest of this entry »
لينک دايم
04.28.07
Posted in Baroque, In Silence at 6:35 pm by لرد شارلون
متن زير به طور کل از کتاب درک و دريافت موسيقی اثر راجر کيمی ين نوشته شده است. لذا اگر کتاب را در اختيار داريد، میتوانيد وقتتان را صرف کار بهتری کنيد;)
گرچه واژهی باروک معانی گوناگونای همچون نامأنوس، پرزرق و برق، و بسيار پرتزيين داشته است، اما تاريخنويسان امروزی آن را فقط برای اشاره به سبکی ويژه در هنر به کار میبرند. توصيفی سادهانگارانه اما کارآمد از سبک باروک آن است که هنر باروک، چارچوب اثر (بوم، سنگ يا صدا) را از کنش و حرکت انباشته میکند. هنرمندان باروک در آثارشان در پی آفرينش جهانهايی سراسر ساختار يافته بودند.
چنين سبکی، يکسره باب طبع اشرافيت بود که خود نيز به ساختارهايی کامل و يکپارچه میانديشيد.
سبک باروک، به سبب نيازهای کليسا که کيفيتهای هيجانانگيز و نمايشی هنر را برای جذابتر ساختن آداب نيايش به کار میگرفت، نيز شکل گرفت. طبقهی متوسط نيز بر رشد و گسترش سبک باروک تأثير گذاشت. برای نمونه، در هلند بازرگانان ثروتمند و نيز پزشکان، پردههايی واقعگرايانه از چشماندازها و صحنههای روزمره را به نقاشان سفارش میدادند.
بررسی سبک باروک با در نظر گرفتن کشفهای علمی سدهی هفدهم نيز ثمربخش است. دستآوردهای گاليله و نيوتن نمايانگر گرايشی نو به علم بود؛ گرايشی مبتنی بر يگانهگی رياضيات و تجربه. اين دو قوانين رياضی حاکم بر اجسام متحرک را کشف کردند. اين کشفها راهگشای اختراعهای نو و پيشرفت تدريجی پزشکی، استخراج معادن، دريانوردی و صنعت در دورهی باروک شد. هنر باروک آميزهی خردگرايی و نفسپرستی، آميزهای از مادهگرايی و معنويت است.
در قسمت بعد، به بررسی موسيقی باروک خواهيم پرداخت.
لينک دايم
01.12.07
Posted in Baroque, Music Night at 11:02 pm by لرد شارلون
با اين که خوشام نمیآيد، ولی گويا چارهای نيست و يا نبايد اين جا را به روز کنم و يا بايد به شبهای موسيقی بسنده کنم و فرصت يا شايد حوصله نمیکنم مطلبای بنويسم، و يا حتی از جايی رونويسی کنم.
اما به هر صورت، اين شبهای موسيقی هم بد نيستند. مخصوصن اگر قطعاتای باشند مانند قطعهی اين بار. پيشنهاد من اين است که (اگر قطعه را نشنيدهايد)، حدود پانزده دقيقه از وقتتان را اختصاص دهيد و تنها به اين قطعه گوش کنيد و کار ديگری انجام ندهيد.
شکان (Chaconne) فرمای است در موسيقی که از وارياسونهايی بر مبنای يک الگوی هارمونيک تکرارشونده شکل میگيرد.
Read the rest of this entry »
لينک دايم
« Previous entries