12.17.11

بتهوون ۲۴۱ ساله‌
241 years old Beethoven

Posted in Beethoven, Classical at 9:46 pm by لرد شارلون

اين شانس را دارم که تولد بتهوون را در زادگاه‌اش باشم و اجرای اگمونت، تريپل کنسرتو، سونات‌های پيانوی دو و سه، و کنسرتو پيانو پنج‌اش را با اجرای نوازنده‌گان خوب دنيا ببينم. و با اين که ديدن اجرای زنده لذت ديگری دارد، اما حيف است که خواننده‌گان اين جا را لااقل در شنيدن تريپل کنسرتو شريک نکنم. مخصوصن که يکی از اجراهای بسيار خوب این قطعه است به رهبری يکی از بزرگ‌ترين رهبران قرن بيستم، هربرت فون کارایان و نوازنده‌گانی بی‌نظير: ويولن آن سوفی موتر، چلوی یویو ما و پيانوی مارک زلتسر.
موومان اول
موومان دوم
موومان سوم
I’m lucky enough to be in the city he was born and listen to performances of his Egmont, Triple concerto, piano sonatas 2 and 3, and piano concerto no.5 on his birthday anniversary. Though listening to a piece is not as joyful as watching its live performance in concert hall, yet for Beethoven’t birthday, I share with you his Triple Concerto, performed in a brilliant way by Karajan as conductor, Anne Sophie Mutter violinist, Yo Yo Ma as cellist, and Mark Zeltser as the pianist.
1st Movement
2nd Movement
3rd Movement

12.04.11

بتهوون‌ای که احتمالن نمی‌شناسيد
Beethoven you probably didn’t know

Posted in Beethoven, Classical at 7:01 pm by لرد شارلون

اگر کم‌ترين علاقه‌ای به موسيقی کلاسيک داشته باشيد، حتمن يک سری کارهای بتهوون را شنيده‌ايد. قسمت‌هايی از بعضی سونات‌های مشهورش برای پيانو و یا قسمت‌هايی از بعضی سمفونی‌های‌ش را. اگر علاقه‌مند جدی‌تری باشيد، قاعدتن تمام سمفونی‌ها، سونات‌های پيانو، و بعضی اوورتورهای‌ش را هم شنيده‌ايد. و اگر باز هم جدی‌تر باشيد، سونات‌های ویولن و چلو، واریاسون‌های‌اش و تریوها و کوارتت‌های زهی هم اضافه می‌شوند.
اما شايد کم‌تر کسی بداند که بتهوون کارهايی مثل تنظيم‌های موسيقی فوکلور هم دارد. که هم تعدادشان کم نيست و هم بسیاری‌شان کارهای متأخر هستند. و این موضوع که این کارها کم‌تر شناخته شده‌اند، به هیچ وجه به معنی کم ارزش بودن‌شان نيست. اين بار برای‌تان یکی از اين کارها را انتخاب کرده‌ام.
قطعه‌ای فولکلوریک سکاتلندی
O Marry, ye’s be clad in silk. Tenor: Timothy Robinson

If you have a minimum interest in Classical music, you’ve heard some of Beethoven’s works for sure. Some parts of his Piano Sonatas or some parts of his symphonies. If you are a more serious enthusiast you’ve most likely heard all his symphonies, Piano sonatas, or some of his Overtures. And if you’re even more serious, probably Violin and Cello sonatas, variations and string trios and quartets are also added to the list.
But probably not many know that Beethoven have works such as arrangements of folklore music. These are not few and also many of them are late works. And the fact that they are not that well known doesn’t mean at all that they are mediocre works.
This time I’ve chosen you one of these pieces. A Scottish folksong:
O Marry, ye’s be clad in silk. Tenor: Timothy Robinson

10.03.07

آهنگ‏سازانِ من

Posted in Beethoven, Classical, In Silence at 2:25 pm by لرد شارلون

امشب سوالی از يکی از دوستان‌ام* پرسيدم که آهنگ‌سازان مورد علاقه‌اش چه کسانی هستند. انصافن سوال سختی است. ممکن است بتوان سه- چهار نفر اول را راحت نوشت، ولی برای ادامه‌ی ليست مشکل پيش می‌آيد. ليست خودم چيزی شبيه اين خواهد بود:
بتهوون
استراوينسکی
باخ
شوپن
راخمانينف
برامس
شوستاکويچ
چايکوفسکی
اسکريابين
ويوالدی
موزارت
هندل
ليست
دبوسی
راول
ريمسکی-کورساکف
د. اسکارلاتی
پروکفيف
گريگ
سيبليوس
شوبرت
قسمت‌های خاص ليست‌ام، احتمالن بيش از هر چيزی به شوبرت و شومان باز می‌گردد. شوبرت نفر آخر ليست بيست و يک نفره است و شومان اصلن نيست. و موزارت هم البته بين ده نفر اول نيست. وضعيت شومان را واگنر هم دارد. شايد به خاطر اين است که کم می‌شناسم‌شان. نمی‌دانم، ولی مخصوصن در مورد شومان، هيچ وقت چندان ازش خوش‌ام نيامده. شوبرت را دوست دارم. موزارت را هم همين‌طور، ولی باز هم برای‌ام “يک جوری” هستند. نمی‌دانم، ولی لااقل الآن آن بالايی‌های‌شان را ترجيح می‌دهم. البته افراد زيادی هم جا مانده‌اند: مونته‌وردی، پلسترينا، آلبنيز، فوره، همين واگنر و شومان خودمان، پاگانينی، بارتوک، مندلسون، دورژاک، آروو پارت، فيليپ گلاس. انصافن سخت است.
دوست دارم بدانم ليست شما چه جوری است. خوش‌حال می‌شوم لااقل ده نفر اول را بنويسيد.

*: قرار است با همراهی اين دوست‌ام، فرهنگ‌ام را به صورت پله‌ای-نردبانی افزايش دهم! يوهاها!
اين هم به خاطر علاقه‌ی بسيار او، من، و بسياری ديگر به بتهوون: پيانو تريو در دو مينور، موومان‌های سوم و چهارم. با اجرای پيانو: بارنبویم، ويولن: زوکرمن، ویولن سل: دو پره
موومان سوم. مينوئت (Quasi Allegro) حجم فايل: 3674239 فرمت: wma
موومان چهارم. فينال (Prestissimo) حجم فايل: 6393319 فرمت: wma

01.06.07

بتهوون-سمفونی هفت
Beethoven- symphony no.7

Posted in Beethoven, Classical, Music Night at 2:44 pm by لرد شارلون

اين قطعه صرفن برای خودم است. راست‏اش به خاطر مسايلی گيج هستم و تازه وقتی قطعه را آپلود کردم يادم افتادم که دليل‏ای نداشت؛ اما شايد يک جورهايی حس‏ای که من موقع نوشتن يک پست‏ام در موومان پنج‏ام داشتم را کامل کند (آن را هنوز پست نکرده‏ام)
به هر صورت، سمفونی هفت بتهوون را بسيار دوست می‏دارم. با اين که سمفونی‏های سه، پنج و نه بسيار ستايش شده‏اند و به حق هم، و از آن‏ها نيز لذت بسياری می‏برم، اما سمفونی هفت‏ام برای من احساساتی خصوصی‏تر را باعث می‏شود. به گونه‏ای بيش‏تر مال من است. سمفونی هشت نيز تا حدودی اين گونه است. اما هفت و به خصوص موومان دوم‏اش، که اين جا هم آپلود کرده‏ام، برای من قطعه‏ی ديگری است.
لودويگ ون بتهوون، سمفونی شماره هفت در لا ماژور، اپوس 92- موومان دوم، آلگرتو- ارکستر فيلارمونيک برلين، به رهبری هربرت فون کارايان. 5850957 بايت
This piece is exclusively been uploaded for myself! To be honest I’ve got a problem and that has caused me a little confusion, so it was just after I uploaded the file that I realized that I needed not!
Anyway, this Beethoven seventh symphony is of my beloved ones. Though his 3, 5 and nine have been praised highly and I like them a lot, yet this seventh is somehow more “mine”. It awakes more intrinsic feelings for me and maybe I can say that I’ve personalized it for myself.
Ludwig van Beethoven’s 7th symphony in A major, opus 92, second movement, Allegretto. Berlin Philharmonic Orchestra, conducted by Herbert von Karajan. 5,850,957 bytes.

08.08.06

سمفونی
Symphony

Posted in Classical at 5:00 pm by علی

حالا كه لرد عزيز سمفونی زيبايی از شوستاكوويچ را در موزيكولونيا گذاشته؛ متناسب است كه من هم ادامه توضيح فرم‎های كلاسيك را (با تاخير طولانی به دلايل مختلف البته!) پي‎گيری كنم.بنابراين اين شما و اين هم اولين پست “سمفونی”. اميدوارم مفيد باشد.
واژه سمفونی از كلمه يونانی Συμφωνία تركيب دو واژه يونانی syn ‘συν’ و phone ‘φωνή’ و در عين حال واژه لاتين symphonia به وجود امده است. يونانی‎‏ها اين واژه را در ابتدا برای بيان هم‎آوايی چند صدا ؛ چه صداهای پشت سر هم و چه صداهای هم‏نواخت و هم‏چنين عمل هماهنگی و اجرا در يك اكتاو خاص (مانند خواندن در يك بازه اكتاو خاص) كه از اين نظر در مقابل اجرای سازی يا هماهنگی كرال قرار می‏‎گرفت.به كار می‏‎بردند. در رم باستان اين واژه در معنايی به كار برده می‎شد كه هم‎اكنون هم كاربرد خود را حفظ كرده: هم‎نوايی صداهای سازی يا انسان. گاهی به معنای كنسرت هم به كار برده می‌‎شده. به طور خاص در يك نوشته و در معنای “صداهای هم‎زمان” اولين بار در عنوان كار جيوانی گابريلی و هاينريش شوتز به كار گرفته شد . در قرن هفدهم هم واژه ايتاليايی سينفونيا (synfonia) به چند مورد شامل اورتورها، قسمت‎های سازی آرياها و كنسرتوها و كارهايی كه بعدها تحت عنوان كنسرتو‎ها و سونات‎ها طبقه‏بندی شدند گفته می‌‎شد.
بد نيست برای آشنايی تكنيكی بيشتر با سمفونی چند تعريف وابسته به فرم را هم بيان كنيم. سمفونی در حالت اساسی موسيقی‌ای است كه برای اجرا توسط اركستر ساخته می‌‎شود. سمفونی در اواسط قرن هيجدهم، با شكل‎های متفاوتی هم زمان در ايتاليا (ويوالدی، اسمارتينی)، آلمان (اشتاميتز و مكتب مانهايم)، فرانسه (گوسك)، اتريش (كانابيش) و انگلستان (يوهان كريستف باخ) پديدار شد. در آلمان سمفونی را يا چند موومانی طراحی می‌‎‎كردند -كه عموماً سه يا چهار موومان را شامل می‌‎شد- يا توسط يك اركستر با اندازه متوسط و در فرم آزاد اجرا می‌‎شد. بعد از بتهوون كه موومان‌های برنامه‌ريزی شده را در سمفونی شش‏ام خود پايه ريزی كرد و به موومان آخر سمفونی نه هم گروه كر اضافه كرد، فرصت‎های جديدی برای توسعه سمفونی به خصوص با شروع دوره رمانتيك به وجود آمد. او با افزودن سازهای جديد به اركستر آن را بزرگ‎تر از قبل كرد و به اين ترتيب سمفونی ابعادی عظيم پيدا كرد. عظمتی كه در آثار بعد از او هم به كار گرفته شد.

اركستر سمفوني تهران

قصد ندارم در مورد سازمان سمفونی خيلی تكنيكی بحث كنم چون احتمالاً بسيار طولانی (از اين نظر كه پيچيده و فنی و از طرفی بسته به سبك و سلايق مختلف، متفاوت است) خواهد بود . اما چه چيزی سمفونی را از ساير هم‎نوازی‌‎های اركستری متمايز می‌‎سازد؟ پاسخ سوال در فرم سمفونی و به خصوص موومان اول است كه به خصوص در مورد سمفونی كلاسيك نمايان‌تر است. سمفونی به خاطر توالی منطقی موومان‎های‌‌اش، كه به دليل ساختار داخلی با هم متفاوت‌اند، تقليدی از سونات است و می‌‎توان گفت كه سمفونی يك سونات برای اركستر است. اگر چه سونات كلاسيك معمولاً سه موومان دارد، سمفونی عموماً چهار موومان دارد و جالب است كه سمفونی‌‎ها بسته به نوع اركستری كه برای‌شان طراحی می‌‎شود، شخصيت‎های متفاوتی پيدا می‌‎كنند.
موومان اول : يك الگرو كه گاهی بعد از يك مقدمه قرار می‌‎گيرد و معمولاً دو ملودی با دو تم متمايز است. می‌‎توان نمايشنامه‎ای با دو شخصيت اصلی فرض كرد : تم اصلی را می‌‎توان به قهرمان مرد تشبيه كرد كه مثبت و قوی است. تم ثانوی را می‌‎توان به قهرمان زن تشبيه كرد كه تغزلی و لطيف است. فرم سونات هم مانند نمايش‎نامه در سه مرحله جريان پيدا می‌‎كند :
1- معرفی يا عرضه
2- بسط
3- مرور يا بازيافت كه به نتيجه منجر می‌‎شود
- قبل از اراﺌه ممكن است چند آكورد مقدماتی بيايند (كم‏تر) يا ممكن است با ورود به تم اصلی با طرحی واضح و قوی اجرا شود (بيش‏تر). سپس پاساژهای پيوند دهنده می‌آيند و آنگاه تم ثانوی آغاز می‌‎شود.
- در مرحله بعدی يعنی بسط هر دو تم در يك الگوی دايماً متغير به صورت در هم بافته پس و پيش می‎شوند. آهنگساز ممكن است در اينجا مايه‎های ديگری هم اضافه كند. در ضمن بسط است كه در آن آهنگ‌ساز بالاتربن حد استادی و مهارت خود را به نمايش می‌‎گذارد.
- در مرحله آخر يعنی مرور دو تم اصلی تكرار می‌‎شوند. آهنگ‎ساز پس از گذراندن دو تم از نقطه اوج درام، آن را به نتيجه پر معنی و مهم‏ای می‌‎رساند. موومان ممكن است با يك كودا (دنباله كوتاه پايانی) به پايان برسد. در ابتدا اين دنباله خيلی کوتاه بود، اما به تدريج و به خصوص در آثار بتهوون از اهميت بيشتری برخوردار گرديد.
از آنجايی كه فكر می‎كنم بهتر است اين مطلب زياد طولانی نشود، ادامه آن را به پست(های) بعدی موكول می‎كنم. و يك پيشنهاد كوچك برای دوستانی كه شايد به علت پيچيده‌گی ظاهری و پولی‌‎فونيك سمفونی‌‎ها كم‌تر با آنها ارتباط برقرار می‌‎كنند. دنبال كردن توضيحات بالا و كمی تصويرسازی (مثلا يك نمايشنامه همان‎طور كه در بالا هم پيش‌نهاد شد) كمك زيادی به درك و لذت بردن از يك سمفونی می‌‎كند. اين را مخصوصاً برای آن دوست عزيزی نوشتم كه علاقه داشت، اما نمی‌‎توانست با سمفونی هايدن ارتباط برقرار كند.
هايدن و موتزارت بدون شك اولين شاهكارهای سمفونی را خلق كردند و خوب به عنوان شروع، دو موومان اول، يكی از موتزارت، سمفونی شماره سی ‎و شش “لينزر” و ديگری از هايدن، شماره نود و چهار را قرار داده‌ام.
سمفونی لينزر (لينزی يا برای لينز، شهری در اتريش) شماره 36، KV 425 را موتزارت در 1783 نوشت . او و همسرش مسافرتی طولانی از وين به سالزبورگ را از سال قبل شروع كردند و در راه برگشت در لينز، موتزارت به مدت سه هفته برنامه‎های مختلفی را در اين شهر اجرا كرد. اودر نامه‎ای به پدرش ضمن تعريف از مهمان نوازی ميزبانان‌اش می‌‎نويسد : “سه‎شنبه چهارده‌ام نوامبر در تئاتر اجرا خواهم داشت ولی هيچ سمفونی همراه خودم ندارم. با عجله مشغول نوشتن يكی هستم كه تا آن هنگام بايد آماده شود”. سمفونی برای سازهای زهی (ويولون، ويولا، ويولون‎سل و…)، تيمپانی، جفت‎های ابوآ-باسون، هورن و ترومپت درچهار موومان نوشته شده. اين سمفونی يكی از سه‎گانه‎ای است كه در آن موتزارت يك معرفی آداجيو را قبل از آلگرو اصلی آورده و به دنبال آنها يك آداجيو ماستوسو را به صورت دل‌خواه معرفی كرده. با وجود زمان كوتاه‌ای كه موتزارت صرف نوشتن سمفونی كرده، اين اثر او يكی از كامل‎ترين، و قدرتمندترين سمفونی‎های‌اش به شمار می‌‎رود و اثری ازعجله در نوشتن آن به چشم نمی‌خورد.
سمفونی بعدی، موومان اول سمفونی معروف هايدن، شماره 94 در سل ماژور، معروف به “حيرت” (Surprise) خواهد بود. سمفونی اولين بار در 1792 به رهبری خود هايدن اجرا شد. شادی و طراوت تا حدی كه به نظر می‎رسد هايدن مشغول تعريف كردن لطيفه است در سراسر اثر نمايان است. اگر سمفونی را نشنيده‎ايد يا آن را نداريد پيشنهاد می‎كنم منتظر آندانته آن در پست بعدی باشيد!
موومان اول از سمفونی 36 موتزارت. (1.86 مگابايت) – اركستر فيلارمونيك برلين، به رهبري كارل بوهم.
موومان اول از سمفونی 94 هايدن. (2.11 مگابايت) – اركستر سمفونيك سن ماركو، آلبرتو ليزيو.
ادامه مطلب به انگليسي…
Read the rest of this entry »

« Previous entries Next Page » Next Page »

Bad Behavior has blocked 2 access attempts in the last 7 days.