12.17.11
بتهوون ۲۴۱ ساله 241 years old Beethoven
موومان اول
موومان دوم
موومان سوم
1st Movement
2nd Movement
3rd Movement
وبلاگ موسيقی کلاسيک لرد شارلون و دوستان
If you have a minimum interest in Classical music, you’ve heard some of Beethoven’s works for sure. Some parts of his Piano Sonatas or some parts of his symphonies. If you are a more serious enthusiast you’ve most likely heard all his symphonies, Piano sonatas, or some of his Overtures. And if you’re even more serious, probably Violin and Cello sonatas, variations and string trios and quartets are also added to the list.
But probably not many know that Beethoven have works such as arrangements of folklore music. These are not few and also many of them are late works. And the fact that they are not that well known doesn’t mean at all that they are mediocre works.
This time I’ve chosen you one of these pieces. A Scottish folksong:
O Marry, ye’s be clad in silk. Tenor: Timothy Robinson
*: قرار است با همراهی اين دوستام، فرهنگام را به صورت پلهای-نردبانی افزايش دهم! يوهاها!
اين هم به خاطر علاقهی بسيار او، من، و بسياری ديگر به بتهوون: پيانو تريو در دو مينور، موومانهای سوم و چهارم. با اجرای پيانو: بارنبویم، ويولن: زوکرمن، ویولن سل: دو پره
موومان سوم. مينوئت (Quasi Allegro) حجم فايل: 3674239 فرمت: wma
موومان چهارم. فينال (Prestissimo) حجم فايل: 6393319 فرمت: wma
حالا كه لرد عزيز سمفونی زيبايی از شوستاكوويچ را در موزيكولونيا گذاشته؛ متناسب است كه من هم ادامه توضيح فرمهای كلاسيك را (با تاخير طولانی به دلايل مختلف البته!) پيگيری كنم.بنابراين اين شما و اين هم اولين پست “سمفونی”. اميدوارم مفيد باشد.
واژه سمفونی از كلمه يونانی Συμφωνία تركيب دو واژه يونانی syn ‘συν’ و phone ‘φωνή’ و در عين حال واژه لاتين symphonia به وجود امده است. يونانیها اين واژه را در ابتدا برای بيان همآوايی چند صدا ؛ چه صداهای پشت سر هم و چه صداهای همنواخت و همچنين عمل هماهنگی و اجرا در يك اكتاو خاص (مانند خواندن در يك بازه اكتاو خاص) كه از اين نظر در مقابل اجرای سازی يا هماهنگی كرال قرار میگرفت.به كار میبردند. در رم باستان اين واژه در معنايی به كار برده میشد كه هماكنون هم كاربرد خود را حفظ كرده: همنوايی صداهای سازی يا انسان. گاهی به معنای كنسرت هم به كار برده میشده. به طور خاص در يك نوشته و در معنای “صداهای همزمان” اولين بار در عنوان كار جيوانی گابريلی و هاينريش شوتز به كار گرفته شد . در قرن هفدهم هم واژه ايتاليايی سينفونيا (synfonia) به چند مورد شامل اورتورها، قسمتهای سازی آرياها و كنسرتوها و كارهايی كه بعدها تحت عنوان كنسرتوها و سوناتها طبقهبندی شدند گفته میشد.
بد نيست برای آشنايی تكنيكی بيشتر با سمفونی چند تعريف وابسته به فرم را هم بيان كنيم. سمفونی در حالت اساسی موسيقیای است كه برای اجرا توسط اركستر ساخته میشود. سمفونی در اواسط قرن هيجدهم، با شكلهای متفاوتی هم زمان در ايتاليا (ويوالدی، اسمارتينی)، آلمان (اشتاميتز و مكتب مانهايم)، فرانسه (گوسك)، اتريش (كانابيش) و انگلستان (يوهان كريستف باخ) پديدار شد. در آلمان سمفونی را يا چند موومانی طراحی میكردند -كه عموماً سه يا چهار موومان را شامل میشد- يا توسط يك اركستر با اندازه متوسط و در فرم آزاد اجرا میشد. بعد از بتهوون كه موومانهای برنامهريزی شده را در سمفونی ششام خود پايه ريزی كرد و به موومان آخر سمفونی نه هم گروه كر اضافه كرد، فرصتهای جديدی برای توسعه سمفونی به خصوص با شروع دوره رمانتيك به وجود آمد. او با افزودن سازهای جديد به اركستر آن را بزرگتر از قبل كرد و به اين ترتيب سمفونی ابعادی عظيم پيدا كرد. عظمتی كه در آثار بعد از او هم به كار گرفته شد.
قصد ندارم در مورد سازمان سمفونی خيلی تكنيكی بحث كنم چون احتمالاً بسيار طولانی (از اين نظر كه پيچيده و فنی و از طرفی بسته به سبك و سلايق مختلف، متفاوت است) خواهد بود . اما چه چيزی سمفونی را از ساير همنوازیهای اركستری متمايز میسازد؟ پاسخ سوال در فرم سمفونی و به خصوص موومان اول است كه به خصوص در مورد سمفونی كلاسيك نمايانتر است. سمفونی به خاطر توالی منطقی موومانهایاش، كه به دليل ساختار داخلی با هم متفاوتاند، تقليدی از سونات است و میتوان گفت كه سمفونی يك سونات برای اركستر است. اگر چه سونات كلاسيك معمولاً سه موومان دارد، سمفونی عموماً چهار موومان دارد و جالب است كه سمفونیها بسته به نوع اركستری كه برایشان طراحی میشود، شخصيتهای متفاوتی پيدا میكنند.
موومان اول : يك الگرو كه گاهی بعد از يك مقدمه قرار میگيرد و معمولاً دو ملودی با دو تم متمايز است. میتوان نمايشنامهای با دو شخصيت اصلی فرض كرد : تم اصلی را میتوان به قهرمان مرد تشبيه كرد كه مثبت و قوی است. تم ثانوی را میتوان به قهرمان زن تشبيه كرد كه تغزلی و لطيف است. فرم سونات هم مانند نمايشنامه در سه مرحله جريان پيدا میكند :
1- معرفی يا عرضه
2- بسط
3- مرور يا بازيافت كه به نتيجه منجر میشود
- قبل از اراﺌه ممكن است چند آكورد مقدماتی بيايند (كمتر) يا ممكن است با ورود به تم اصلی با طرحی واضح و قوی اجرا شود (بيشتر). سپس پاساژهای پيوند دهنده میآيند و آنگاه تم ثانوی آغاز میشود.
- در مرحله بعدی يعنی بسط هر دو تم در يك الگوی دايماً متغير به صورت در هم بافته پس و پيش میشوند. آهنگساز ممكن است در اينجا مايههای ديگری هم اضافه كند. در ضمن بسط است كه در آن آهنگساز بالاتربن حد استادی و مهارت خود را به نمايش میگذارد.
- در مرحله آخر يعنی مرور دو تم اصلی تكرار میشوند. آهنگساز پس از گذراندن دو تم از نقطه اوج درام، آن را به نتيجه پر معنی و مهمای میرساند. موومان ممكن است با يك كودا (دنباله كوتاه پايانی) به پايان برسد. در ابتدا اين دنباله خيلی کوتاه بود، اما به تدريج و به خصوص در آثار بتهوون از اهميت بيشتری برخوردار گرديد.
از آنجايی كه فكر میكنم بهتر است اين مطلب زياد طولانی نشود، ادامه آن را به پست(های) بعدی موكول میكنم. و يك پيشنهاد كوچك برای دوستانی كه شايد به علت پيچيدهگی ظاهری و پولیفونيك سمفونیها كمتر با آنها ارتباط برقرار میكنند. دنبال كردن توضيحات بالا و كمی تصويرسازی (مثلا يك نمايشنامه همانطور كه در بالا هم پيشنهاد شد) كمك زيادی به درك و لذت بردن از يك سمفونی میكند. اين را مخصوصاً برای آن دوست عزيزی نوشتم كه علاقه داشت، اما نمیتوانست با سمفونی هايدن ارتباط برقرار كند.
هايدن و موتزارت بدون شك اولين شاهكارهای سمفونی را خلق كردند و خوب به عنوان شروع، دو موومان اول، يكی از موتزارت، سمفونی شماره سی و شش “لينزر” و ديگری از هايدن، شماره نود و چهار را قرار دادهام.
سمفونی لينزر (لينزی يا برای لينز، شهری در اتريش) شماره 36، KV 425 را موتزارت در 1783 نوشت . او و همسرش مسافرتی طولانی از وين به سالزبورگ را از سال قبل شروع كردند و در راه برگشت در لينز، موتزارت به مدت سه هفته برنامههای مختلفی را در اين شهر اجرا كرد. اودر نامهای به پدرش ضمن تعريف از مهمان نوازی ميزباناناش مینويسد : “سهشنبه چهاردهام نوامبر در تئاتر اجرا خواهم داشت ولی هيچ سمفونی همراه خودم ندارم. با عجله مشغول نوشتن يكی هستم كه تا آن هنگام بايد آماده شود”. سمفونی برای سازهای زهی (ويولون، ويولا، ويولونسل و…)، تيمپانی، جفتهای ابوآ-باسون، هورن و ترومپت درچهار موومان نوشته شده. اين سمفونی يكی از سهگانهای است كه در آن موتزارت يك معرفی آداجيو را قبل از آلگرو اصلی آورده و به دنبال آنها يك آداجيو ماستوسو را به صورت دلخواه معرفی كرده. با وجود زمان كوتاهای كه موتزارت صرف نوشتن سمفونی كرده، اين اثر او يكی از كاملترين، و قدرتمندترين سمفونیهایاش به شمار میرود و اثری ازعجله در نوشتن آن به چشم نمیخورد.
سمفونی بعدی، موومان اول سمفونی معروف هايدن، شماره 94 در سل ماژور، معروف به “حيرت” (Surprise) خواهد بود. سمفونی اولين بار در 1792 به رهبری خود هايدن اجرا شد. شادی و طراوت تا حدی كه به نظر میرسد هايدن مشغول تعريف كردن لطيفه است در سراسر اثر نمايان است. اگر سمفونی را نشنيدهايد يا آن را نداريد پيشنهاد میكنم منتظر آندانته آن در پست بعدی باشيد!
موومان اول از سمفونی 36 موتزارت. (1.86 مگابايت) – اركستر فيلارمونيك برلين، به رهبري كارل بوهم.
موومان اول از سمفونی 94 هايدن. (2.11 مگابايت) – اركستر سمفونيك سن ماركو، آلبرتو ليزيو.
ادامه مطلب به انگليسي…
Read the rest of this entry »
Bad Behavior has blocked 2 access attempts in the last 7 days.