10.03.07
Posted in Beethoven, Classical, In Silence at 2:25 pm by لرد شارلون
امشب سوالی از يکی از دوستانام* پرسيدم که آهنگسازان مورد علاقهاش چه کسانی هستند. انصافن سوال سختی است. ممکن است بتوان سه- چهار نفر اول را راحت نوشت، ولی برای ادامهی ليست مشکل پيش میآيد. ليست خودم چيزی شبيه اين خواهد بود:
بتهوون
استراوينسکی
باخ
شوپن
راخمانينف
برامس
شوستاکويچ
چايکوفسکی
اسکريابين
ويوالدی
موزارت
هندل
ليست
دبوسی
راول
ريمسکی-کورساکف
د. اسکارلاتی
پروکفيف
گريگ
سيبليوس
شوبرت
قسمتهای خاص ليستام، احتمالن بيش از هر چيزی به شوبرت و شومان باز میگردد. شوبرت نفر آخر ليست بيست و يک نفره است و شومان اصلن نيست. و موزارت هم البته بين ده نفر اول نيست. وضعيت شومان را واگنر هم دارد. شايد به خاطر اين است که کم میشناسمشان. نمیدانم، ولی مخصوصن در مورد شومان، هيچ وقت چندان ازش خوشام نيامده. شوبرت را دوست دارم. موزارت را هم همينطور، ولی باز هم برایام “يک جوری” هستند. نمیدانم، ولی لااقل الآن آن بالايیهایشان را ترجيح میدهم. البته افراد زيادی هم جا ماندهاند: مونتهوردی، پلسترينا، آلبنيز، فوره، همين واگنر و شومان خودمان، پاگانينی، بارتوک، مندلسون، دورژاک، آروو پارت، فيليپ گلاس. انصافن سخت است.
دوست دارم بدانم ليست شما چه جوری است. خوشحال میشوم لااقل ده نفر اول را بنويسيد.
*: قرار است با همراهی اين دوستام، فرهنگام را به صورت پلهای-نردبانی افزايش دهم! يوهاها!
اين هم به خاطر علاقهی بسيار او، من، و بسياری ديگر به بتهوون: پيانو تريو در دو مينور، موومانهای سوم و چهارم. با اجرای پيانو: بارنبویم، ويولن: زوکرمن، ویولن سل: دو پره
موومان سوم. مينوئت (Quasi Allegro) حجم فايل: 3674239 فرمت: wma
موومان چهارم. فينال (Prestissimo) حجم فايل: 6393319 فرمت: wma
لينک دايم
01.06.07
Posted in Beethoven, Classical, Music Night at 2:44 pm by لرد شارلون
اين قطعه صرفن برای خودم است. راستاش به خاطر مسايلی گيج هستم و تازه وقتی قطعه را آپلود کردم يادم افتادم که دليلای نداشت؛ اما شايد يک جورهايی حسای که من موقع نوشتن يک پستام در
موومان پنجام داشتم را کامل کند (آن را هنوز پست نکردهام)
به هر صورت، سمفونی هفت بتهوون را بسيار دوست میدارم. با اين که سمفونیهای سه، پنج و نه بسيار ستايش شدهاند و به حق هم، و از آنها نيز لذت بسياری میبرم، اما سمفونی هفتام برای من احساساتی خصوصیتر را باعث میشود. به گونهای بيشتر مال من است. سمفونی هشت نيز تا حدودی اين گونه است. اما هفت و به خصوص موومان دوماش، که اين جا هم آپلود کردهام، برای من قطعهی ديگری است.
لودويگ ون بتهوون، سمفونی شماره هفت در لا ماژور، اپوس 92- موومان دوم، آلگرتو- ارکستر فيلارمونيک برلين، به رهبری هربرت فون کارايان. 5850957 بايت
This piece is exclusively been uploaded for myself! To be honest I’ve got a problem and that has caused me a little confusion, so it was just after I uploaded the file that I realized that I needed not!
Anyway, this Beethoven seventh symphony is of my beloved ones. Though his 3, 5 and nine have been praised highly and I like them a lot, yet this seventh is somehow more “mine”. It awakes more intrinsic feelings for me and maybe I can say that I’ve personalized it for myself.
Ludwig van Beethoven’s 7th symphony in A major, opus 92, second movement, Allegretto. Berlin Philharmonic Orchestra, conducted by Herbert von Karajan. 5,850,957 bytes.
لينک دايم
08.08.06
Posted in Classical at 5:00 pm by علی
حالا كه لرد عزيز سمفونی زيبايی از شوستاكوويچ را در موزيكولونيا گذاشته؛ متناسب است كه من هم ادامه توضيح فرمهای كلاسيك را (با تاخير طولانی به دلايل مختلف البته!) پيگيری كنم.بنابراين اين شما و اين هم اولين پست “سمفونی”. اميدوارم مفيد باشد.
واژه سمفونی از كلمه يونانی Συμφωνία تركيب دو واژه يونانی syn ‘συν’ و phone ‘φωνή’ و در عين حال واژه لاتين symphonia به وجود امده است. يونانیها اين واژه را در ابتدا برای بيان همآوايی چند صدا ؛ چه صداهای پشت سر هم و چه صداهای همنواخت و همچنين عمل هماهنگی و اجرا در يك اكتاو خاص (مانند خواندن در يك بازه اكتاو خاص) كه از اين نظر در مقابل اجرای سازی يا هماهنگی كرال قرار میگرفت.به كار میبردند. در رم باستان اين واژه در معنايی به كار برده میشد كه هماكنون هم كاربرد خود را حفظ كرده: همنوايی صداهای سازی يا انسان. گاهی به معنای كنسرت هم به كار برده میشده. به طور خاص در يك نوشته و در معنای “صداهای همزمان” اولين بار در عنوان كار جيوانی گابريلی و هاينريش شوتز به كار گرفته شد . در قرن هفدهم هم واژه ايتاليايی سينفونيا (synfonia) به چند مورد شامل اورتورها، قسمتهای سازی آرياها و كنسرتوها و كارهايی كه بعدها تحت عنوان كنسرتوها و سوناتها طبقهبندی شدند گفته میشد.
بد نيست برای آشنايی تكنيكی بيشتر با سمفونی چند تعريف وابسته به فرم را هم بيان كنيم. سمفونی در حالت اساسی موسيقیای است كه برای اجرا توسط اركستر ساخته میشود. سمفونی در اواسط قرن هيجدهم، با شكلهای متفاوتی هم زمان در ايتاليا (ويوالدی، اسمارتينی)، آلمان (اشتاميتز و مكتب مانهايم)، فرانسه (گوسك)، اتريش (كانابيش) و انگلستان (يوهان كريستف باخ) پديدار شد. در آلمان سمفونی را يا چند موومانی طراحی میكردند -كه عموماً سه يا چهار موومان را شامل میشد- يا توسط يك اركستر با اندازه متوسط و در فرم آزاد اجرا میشد. بعد از بتهوون كه موومانهای برنامهريزی شده را در سمفونی ششام خود پايه ريزی كرد و به موومان آخر سمفونی نه هم گروه كر اضافه كرد، فرصتهای جديدی برای توسعه سمفونی به خصوص با شروع دوره رمانتيك به وجود آمد. او با افزودن سازهای جديد به اركستر آن را بزرگتر از قبل كرد و به اين ترتيب سمفونی ابعادی عظيم پيدا كرد. عظمتی كه در آثار بعد از او هم به كار گرفته شد.
قصد ندارم در مورد سازمان سمفونی خيلی تكنيكی بحث كنم چون احتمالاً بسيار طولانی (از اين نظر كه پيچيده و فنی و از طرفی بسته به سبك و سلايق مختلف، متفاوت است) خواهد بود . اما چه چيزی سمفونی را از ساير همنوازیهای اركستری متمايز میسازد؟ پاسخ سوال در فرم سمفونی و به خصوص موومان اول است كه به خصوص در مورد سمفونی كلاسيك نمايانتر است. سمفونی به خاطر توالی منطقی موومانهایاش، كه به دليل ساختار داخلی با هم متفاوتاند، تقليدی از سونات است و میتوان گفت كه سمفونی يك سونات برای اركستر است. اگر چه سونات كلاسيك معمولاً سه موومان دارد، سمفونی عموماً چهار موومان دارد و جالب است كه سمفونیها بسته به نوع اركستری كه برایشان طراحی میشود، شخصيتهای متفاوتی پيدا میكنند.
موومان اول : يك الگرو كه گاهی بعد از يك مقدمه قرار میگيرد و معمولاً دو ملودی با دو تم متمايز است. میتوان نمايشنامهای با دو شخصيت اصلی فرض كرد : تم اصلی را میتوان به قهرمان مرد تشبيه كرد كه مثبت و قوی است. تم ثانوی را میتوان به قهرمان زن تشبيه كرد كه تغزلی و لطيف است. فرم سونات هم مانند نمايشنامه در سه مرحله جريان پيدا میكند :
1- معرفی يا عرضه
2- بسط
3- مرور يا بازيافت كه به نتيجه منجر میشود
- قبل از اراﺌه ممكن است چند آكورد مقدماتی بيايند (كمتر) يا ممكن است با ورود به تم اصلی با طرحی واضح و قوی اجرا شود (بيشتر). سپس پاساژهای پيوند دهنده میآيند و آنگاه تم ثانوی آغاز میشود.
- در مرحله بعدی يعنی بسط هر دو تم در يك الگوی دايماً متغير به صورت در هم بافته پس و پيش میشوند. آهنگساز ممكن است در اينجا مايههای ديگری هم اضافه كند. در ضمن بسط است كه در آن آهنگساز بالاتربن حد استادی و مهارت خود را به نمايش میگذارد.
- در مرحله آخر يعنی مرور دو تم اصلی تكرار میشوند. آهنگساز پس از گذراندن دو تم از نقطه اوج درام، آن را به نتيجه پر معنی و مهمای میرساند. موومان ممكن است با يك كودا (دنباله كوتاه پايانی) به پايان برسد. در ابتدا اين دنباله خيلی کوتاه بود، اما به تدريج و به خصوص در آثار بتهوون از اهميت بيشتری برخوردار گرديد.
از آنجايی كه فكر میكنم بهتر است اين مطلب زياد طولانی نشود، ادامه آن را به پست(های) بعدی موكول میكنم. و يك پيشنهاد كوچك برای دوستانی كه شايد به علت پيچيدهگی ظاهری و پولیفونيك سمفونیها كمتر با آنها ارتباط برقرار میكنند. دنبال كردن توضيحات بالا و كمی تصويرسازی (مثلا يك نمايشنامه همانطور كه در بالا هم پيشنهاد شد) كمك زيادی به درك و لذت بردن از يك سمفونی میكند. اين را مخصوصاً برای آن دوست عزيزی نوشتم كه علاقه داشت، اما نمیتوانست با سمفونی هايدن ارتباط برقرار كند.
هايدن و موتزارت بدون شك اولين شاهكارهای سمفونی را خلق كردند و خوب به عنوان شروع، دو موومان اول، يكی از موتزارت، سمفونی شماره سی و شش “لينزر” و ديگری از هايدن، شماره نود و چهار را قرار دادهام.
سمفونی لينزر (لينزی يا برای لينز، شهری در اتريش) شماره 36، KV 425 را موتزارت در 1783 نوشت . او و همسرش مسافرتی طولانی از وين به سالزبورگ را از سال قبل شروع كردند و در راه برگشت در لينز، موتزارت به مدت سه هفته برنامههای مختلفی را در اين شهر اجرا كرد. اودر نامهای به پدرش ضمن تعريف از مهمان نوازی ميزباناناش مینويسد : “سهشنبه چهاردهام نوامبر در تئاتر اجرا خواهم داشت ولی هيچ سمفونی همراه خودم ندارم. با عجله مشغول نوشتن يكی هستم كه تا آن هنگام بايد آماده شود”. سمفونی برای سازهای زهی (ويولون، ويولا، ويولونسل و…)، تيمپانی، جفتهای ابوآ-باسون، هورن و ترومپت درچهار موومان نوشته شده. اين سمفونی يكی از سهگانهای است كه در آن موتزارت يك معرفی آداجيو را قبل از آلگرو اصلی آورده و به دنبال آنها يك آداجيو ماستوسو را به صورت دلخواه معرفی كرده. با وجود زمان كوتاهای كه موتزارت صرف نوشتن سمفونی كرده، اين اثر او يكی از كاملترين، و قدرتمندترين سمفونیهایاش به شمار میرود و اثری ازعجله در نوشتن آن به چشم نمیخورد.
سمفونی بعدی، موومان اول سمفونی معروف هايدن، شماره 94 در سل ماژور، معروف به “حيرت” (Surprise) خواهد بود. سمفونی اولين بار در 1792 به رهبری خود هايدن اجرا شد. شادی و طراوت تا حدی كه به نظر میرسد هايدن مشغول تعريف كردن لطيفه است در سراسر اثر نمايان است. اگر سمفونی را نشنيدهايد يا آن را نداريد پيشنهاد میكنم منتظر آندانته آن در پست بعدی باشيد!
موومان اول از سمفونی 36 موتزارت. (1.86 مگابايت) – اركستر فيلارمونيك برلين، به رهبري كارل بوهم.
موومان اول از سمفونی 94 هايدن. (2.11 مگابايت) – اركستر سمفونيك سن ماركو، آلبرتو ليزيو.
ادامه مطلب به انگليسي…
Read the rest of this entry »
لينک دايم
07.17.06
Posted in Beethoven, Classical at 1:29 am by لرد شارلون
در شرح احوالات بتهوون، چند باری خواندهام که بداههنوازیهایاش فوقالعاده بوده. هر چقدر بتهوونای که از طريق کارهای مکتوباش میشناسيم فوقالعاده، پر اوج و فرود و مسحورکننده است، گفته میشود که بتهوون بداههنواز دو چندان اين چنين بوده است. هنگامی که پشت پيانو مینشسته، بدون اين که تمای را از قبل آماده داشته باشد، چنان وارياسونهايی روی آن اجرا میکرده که همهی شنوندهگان از خود بیخود میشدهاند. طوفانای بوده که کسی را يارای مقاومت در برابرش نيست.
بعضی از کارهایاش به من اين احساس را میدهند که به بتهوون بداههسرا گوش میکنم. مثلاً سی و دو وارياسون در دو مينور، روی تمای از خودش. يکی از قطعات بسيار مورد علاقهی من.
نوازندهی پيانو: کلاديو آرائو. اندازه فايل: 9007419 بايت
I’ve read about Beethoven that his Impromptus were astonishing. Whatever the Beethoven we know through his works is extraordinary, full of ascends and descend and astounding, it’s said that offhanded Beethoven had twice of these qualities. When he played the piano, without having prepared a theme before, how shocking variations he played that all listeners were exalted into a different world. It was a storm no one can resist against.
There are works of Beethoven that give this feeling to me as if I’m listening to offhanded Beethoven; for example
32 variations in C minor, on an original theme. One of my most favorites.
Pianist: Claudio Arrau. File size: 9007419 bytes
لينک دايم
01.28.06
Posted in Classical at 2:20 am by لرد شارلون
جهان ما بدون موزارت جای غمانگیزتری بود.
تولدت مبارت ولفگانگ :)
*:آلمانی برای ولفگانگ ;)
Our world without Mozart would be a sadder place.
Happy Birthday Wolfgang :)
Divertimento für Streicher Nr.1 D-Dur KV 136 “Erste Salzburger Sinfonie” Dritter Satz: Presto*
German for Wolfgang ;)
لينک دايم
« Previous entries