06.07.07

اورتور
Overture

Posted in Classic Music Forms at 9:29 pm by علی

اورتور یک مقدمه‌سازی است که در ابتدای پیدایش، هدف آن جلب مخاطب بود. از زمان‌های کهن هر جا مردم گرد هم می‌آمدند اجتماع‌شان همراه با هیاهو و آشفته‌گی بوده است. برای شروع مراسم لازم بود که مردم ساکت شوند و توجه آن‌ها به شروع مراسم جلب شود. این کار با فریادهای بلند، شیپور، ترومپت یا صدای طبل انجام می‌گرفت. در یونان باستان قبل از شروع نمایش‌ها فردی برای آماده کردن تماشاگران وارد صحنه می‌شد. دعوت او از تماشاگران برای جلب توجه آن‌ها شکل یک پرولوگ گفتاری یا آوازی به خود گرفت. در قرون وسطی هم در نمایش‌های کلیسایی بازیگری مردم را دعوت به توجه و سکوت می‌کرد یا بازیگران هماهنگ با صدای سازها پا می‌کوبیدند و گاهی هم سرودهای مذهبی یا آهنگ‌های شاد می‌خواندند.
ایده اورتور اما، اولین بار در قرن 17 شکل گرفت.

Opera Curtain

توکاتایی که در ابتدای اپرای ارفئو مونته‌وردی به کار گرفته شد را - که در واقع به کار گرفتن بی‌حساب و کتاب همه سازهای موجود بود- چون اولین مفدمه‌ی سازی بر یک اثر نمایشی بود می‌توان به عنوان اولین اورتور در نظر گرفت.
Read the rest of this entry »

05.07.07

پریلود
Prelude

Posted in Classic Music Forms at 7:26 pm by علی

در ادامه بررسی فرم‌های کلاسیک، به بررسی پریلود می‌پردازیم.
پریلود معمولا قطعه‌ای کوتاه و بدون فرم یا سازمان خاص است که ممکن است به عنوان مقدمه‌ای برای قطعات طولانی‌تر و مفصل تر بعدی بکار رود. بسیاری از پریلودها الگوی ملودیک یا ریتمیک غالبی دارند که در طول فطعه تکرار می‌شوند و معمولا هم فرم بداهه دارند. گاهی اوقات به اورتورها و مخصوصا اورتورهای اپرایی و اوراتوریوها هم پریلود گفته می‌شود.

Lute Player

اولین پریلودها را نوازندگان لوت در دوران رنسانس می‌نواختند. پریلودهای آنها اکثرا معرفی کوتاهی برای قطعات اصلی یا موومان‌های بعدی بودند. آنها برای شناخت وضعیت آکوستیک محل اجرا هم از این قطعات استفاده می‌کردند.پریلودهای صفحه‌کلیدی برای اولین بار در قرن 17 در فرانسه ساخته شدند. پریلودهای بدون میزان که در آنها کشش نت‌ها به عهده نوازنده گذاشته می‌شد برای سوییت‌های هارپسیکورد نوشته شدند. لوییس کوپرین( 1626-1661)اولین کسی بود که دست به این ابداع زد.سنت نگارش پریلودهای هارپسیکوردی تا نیمه قرن 18 توسط آهنگ‌سازان زیادی ادامه داشت.

Read the rest of this entry »

04.21.07

سمفونی - قسمت دوم
Symphony- part 2

Posted in Classic Music Forms at 1:28 am by علی

  • توضيح اين که به خاطر پاره‏ای مشکلات فنی، در قرار به روزرسانی هفته‏گی تأخير به وجود آمد. اميدواريم از اين پس هر هفته به روز باشيم.

  • در ادامه بررسی فرم‌های کلاسیک موسیقی، و در ادامه مطلب سمفونی، این پست را با فاصله نسبتا زیادی به قسمت دوم بررسی ساختاری سمفونی، از موومان دوم به بعد اختصاص می‌دهیم. قسمت اول پست را در اینجا می‌توانید بخوانید.
    موومان دوم:
    موومان دوم یک سمفونی کلاسیک به طور عادی در تقابل با موومان اول است. اگرموومان اول قدرت‌مند و دراماتیک باشد، موومان دوم معمولا دارای حالتی آرام خواهد بود. اگر آهنگ‌ساز بخواهد دوباره فرم سونات را به کار گیرد مطلب خود را با یک موومان آهسته منطبق می‌سازد؛ یا این‌که ممکن است فرم کودا را برای موومان دوم انتخاب کند. در چنین موردی الگوی خود را از روندو که یک قالب شعری است و در قرون وسطی مورد علاقه تروباد‌های (خنیا‌گران دوره‌گرد) فرانسوی بود به عاریت می‌گیرد. فرم مشخصه روندو بندگردانی است که در فواصل منظم در شعر تکرار می‌گردد. هنگامی که آهنگ‌سازان به استفاده از فرم رونده در سمفونی روی آوردند راضی نشدند خود را به الگوی اولیه و بدون انعطاف آن محدود سازند، بلکه به طرق مختلف دامنه آن را گسترش دادند و با گنجاندن بخش‌های اضافی و متضاد و با غنی ساختن و پرداخته کردن ساختار آن، به کامل کردن شکل کلی آن پرداختند. البته آهنگ‌ساز ملزم به استفاده از فرم روندو برای موومان دوم نیست. انتخاب هر فرم دیگری آزاد است ولی در هر حال و در یک فرم کلی، موومان دوم در تقابل با موومان اول است.

    هربرت فون کارایان

    موومان سوم :
    موومان سوم معمولا دارای سبک‌ترین و شاد‌ترین حالت است.این موومان زیبایی و لطافت و جذابیت مینوﺋه (minuet) را منعکس می‌کند.

    Read the rest of this entry »

    09.14.05

    تجدید نظر
    Reconsideration

    Posted in Classic Music Forms, Concertos at 7:50 pm by علی

    خوب، بر اساس توافقی که با لرد عزیز در نحوه انتخاب قطعات داشتیم، قرار بر این شد که من کنسرتو ملمستین رو با قطعه‌ای که اصالت کلاسیک بیشتری داشته باشه عوض کنم. پس حالا، می‌توانید به قسمت سوم کنسرتو پیانو شماره 1، اپوس 15 در ر مینور (همان تونالیته کنسرتو ملمستین!) از یوهان برامس گوش کنید.

    Now, according to the contraction between me and Dear Lord about the selection of the peices of music in musicolunia, we came to the conclusion that I shall substitute Malmsteen’s concerto with another piece, having more classical genuineness. Therefore, now you can listen to the third part of piano concerto No.1 Opus 15 In Dm (same key as Malmsteen’s!) By Johannes Brahms.

    09.12.05

    کنسرتو
    Concerto

    Posted in Classic Music Forms at 12:34 pm by علی

    كنسرتو در آغاز سبكى بر اساس كاربرد انبوه و يك در ميان صداهاى (انسان) سبك و سنگين پشت سر هم بود، ولی در سده هاى هفدهم وهجدهم به فرمى اصلى براى موسيقى سازى تبديل شد بنابراين فرم امروزى و مرسوم كنسرتو نسبت به سا‌ير فرم‌ها جوان‌تر محسوب مى‌شود . ازآغاز سه گونه تصنيف كنسرتو مرسوم بوده : كنسرتو وكال، كنسرتو گروسو و كنسرتو براي سوليست.
    كنسرتو وكال. اين نوع كنسرتو، داكيزا (كنسرت كليسايى ناميده مي‌شود) و متعلق به پايان قرن شانزدهم است و آثار گابريلى نمونه بارز آن مى‌باشد. اين فرم، اثري آوازى، با روحيه مذهبى، با همراهى ساز(كه غالبا به يك ارگ محدود مى‌شود) و در نهايت نوعى كانتات. از طرفى كنسرتو آواز مجلسى در نيمه اول قرن هفدهم پيدا شد كه اين فرم هم به كانتات مربوط مى‌شود.
    كنسرتو گروسو. اين نوع هم كنسرتوى مجلسى است تا كليسايى كه تنها از روى كاراكترش مى‌توان در مورد آن تصميم گرفت. در اين فرم سازها بين خودشان مبارزه اى انجام مى‌دهند، اركستر به دو گروه تقسيم مى‌شود : گروه سوليست ها (كنسرتيو) و گروسو يا به عبارتى باقى‌مانده اركستر در طرف ديگر.
    كنسرتو براى سوليست. در آغاز قرن هجدهم در آثار تورلى ظاهر شد. وى بر خلاف آنچه در كنسرتو گروسو مرسوم بود يك سوليست را به عنوان تكنواز انتخاب كرد. ويوالدى و هندل اين فرم را گسترش دادند و باخ پسر براى اولين باربراى كلاويه كنسرتو نوشت . اين نوع با نام كنسرتو براى تمام اركستر شناخته مى‌شود.
    كنسرتو به تدريج و به خصوص از زمان پاگانينى و ليست به صورت فرمى براى نشان دادن مهارت نوازندگى سوليست‌ها درآمده است . تقريبا تمام بزرگان موسيقى از ويوالدى تا دلاپيكولا ااثر يا آثارى در فرم كنسرتو نوشته‌اند و تقريبا براى تمام سازها كنسرتو نوشته شده است.
    كنسرتو داراى ساختمان پولىفونيك خاصى نيست؛ معمولا سه موومان دارد كه هر يك بنا به قرارداد روى يك كادانس يا نقطه ارگ(فرمات) توقف مى‌كنند كه مجالى براى تكنواز است تا بدون همراهى اركستر، مهارت خود را در بداهه نوازى و حركت روى تم‌هاى اصلى كنسرتو نشان دهد . بعد از اتمام كار تكنواز اركستر تم اصلى را به شيوه كودا مى نوازد و به موومان خاتمه داده مى‌شود. تا قرن هجدهم مرسوم بود كه كادانس بداهه‌نوازى شود ولى اين رسم به خصوص از زمان بتهوون به بعد و با توجه بيشتر به كادانسها از ميان رفت و كادانس‌ها هم تصنيف مى‌شدند.
    نوابغ موسيقى آثار زيبايى در فرم كنسرتو تصنيف كرده‌اند. در اينجا مى‌توانيد به كنسرتو براى ويولن از فليكس مندلسون (در مى مينور با نوازندگى استادانه يهودى منوهين) گوش کنید.

    Predominantly , concerto was a style based upon the excessive and one after another application of light and massive voices (human) ; but in the 17th and 18th centuries turned out to be the pre-eminent form of instrumental music. Therefore, concerto’s common and conventional style today, is rather young. Three types of concerto have been comprised during history of music: Vocal Concerto, Grosso Concerto and concerto for soloist.
    Vocal concerto. This concerto titled “Dakisza” (church concerto) has been common in the late 16th century. Gabrielle’s compositions are the vivid examples of it .This form is vocal , having spiritual and religious intent accompanied by instruments mostly limited to an organ and finally a type of cantat. On the other hand chamber concerto was found in the first half of the 17th century which is related to cantat, too.
    Grossso concerto. This form is more chamber than ecclesiastic and is only possible to recognize by its character. In this form the instruments set into a challenge and the orchestra is divided into two groups : soloists group (concertive group) and the rest of the orchestra or grosso.
    Concerto for soliloist.Was found in the early 18th century in the compositions of Torelly . He, despite by what was common in grosoo concerto selected only one soloist . Vivaldi and Handel expanded this form and Bach the sun, wrote a concerto for clavier .
    Gradually , especially since Paganinni and List concerto has come to be a form to demonstrate the proficiency of the soloists. Most great musicians from Vivaldi To Delapicola has written compositions in concerto form and to most musical instruments, concerto has been written.
    Concerto does not posses a particular polyphonic structure. Usually composed of three movements , each stopping on a cadence which is an opportunity for the soloist to demonstrate his (her) telnet of Improvisation and maneuvering over the themes of concerto. When the soloist finishes this section Orchestra plays the main theme in the form of coda and the movement is finished this way. Until the the 18th century Cadence was traditionally improvised. But this tradition specially since Beethoven was abandoned by the cautiousness it was considered about the cadence and the cadences were pre-composed too.
    Most brilliant musicians has composed concertos. In here, you can listen to the third movement of violin concerto by Felix Mendelssohn (In Em, solo, proficiently played by Yehudi Menuhin) demonstrating perfectly, the proficiency of the soloist.

    « Previous entries

    Bad Behavior has blocked 14 access attempts in the last 7 days.