10.27.06
Posted in Music Night, Twentieth Century at 11:53 pm by لرد شارلون
اين فرانسوی جماعت، با اين که بعضیهاشون کارشان درست است، اما میشود گفت که يک جوری هستند. مثلن يک بابايی بوده به اسم دبوسی که موسيقی مدرن را خود ايشان آغاز میکنند. بعد در آثار پيانويیشان سعی میکنند از پيانو، صدايی مواج در بياورند. به قول ادوارد لاکسپيزز که يک بابای ديگری بوده، هم عصر جناب دبوسی، “با اين صداها پيانو نه تنها از اتاق تمرين يا اتاق پذيرايی بلکه از سالن کنسرت هم خارج میشود. به يک ساز شاعرانه تبديل میگردد؛ مثل يک روح يا خيال سرگردان، که همه جا میرود…”
به طور خلاصه میتوان گفت که دبوسی، پيانوی بدون چکش را پيشنهاد میکردند. اما يک عده بچه باحال، روسی، خوش تيپ… خلاصه توپ، گفتند “اين نظريه بی معناست، پيانو يک ساز ضربهای است و هيچ نظريهای نمیتواند اين واقعيت را فراموش کند. بنابراين بياييد با پيانو چون يک ساز ضربهای رفتار کنيم.”
اين جمع، کسانی بودند نظير پروکفيف، استراوينسکی، بارتوک و هيندهميت.
سرژ پروکفيف، به نوازندهی فولاد معروف بود. با خشم و شور روسیاش، جهان غرب را با آثار فراواناش، ريتمهای فوقالعاده و نيروی سهمگيناش به حيرت فرو برد. چون قرار ندارم که فعلن در مورد اين دوست عزيزمان خيلی توضيح دهم، کمی از جوانی ايشان را نقل میکنم که متوجه شويد با چه نابغهی عصيانگری مواجه هستيد. استاد سرژ، آنت اسيپف نوازنده و مفسر بزرگ سبک لشتيزکی بوده؛ يعنی آدمای که مشخصن از موسيقی دورهی رمانتيک و کلاسيک خوشاش میآمده. سرژ هم نوابغ مورد علاقهی استادش را مسخره میکرده “میگويند شما بدون شوپن نمیتوانيد کنسرت بدهيد! من ثابت میکنم که میشود بدون شوپن کنسرت داد.” از آن بهتر، به موزارت گير میداده “اين چه جور هارمونی است؟ I، IV، V، يعنی چه؟ اين موزارت احمق! چه کسی میگويد موسيقیدان بوده؟ بهتر بود در طويله کار میکرد….”
خلاصه که پروکفيف يک انقلابی تمام عيار بود. به کل موسيقی رمانتيک را مسخره میکرد. در کنسرتهایاش بيشتر آثاری از خودش میزد و مثلن به آمريکايیها که آن زمان درکای از هنر مدرن نداشتهاند و دنبال موسيقی قديمیتر میرفتهاند، تا توانسته بد و بیراه گفته.
اين جا هم برایتان
موومان سوم از سونات شمارهی هفت ايشان را انتخاب کردهام، با نوازندهگی شاهکار مائوريزيو پولينی.
Debussy wanted the piano to sound like an instrument without Hammers, but Prokofiev, Stravinsky, Bartok and Hindemitt, said that Piano is not such kind of instrument, so we’d better stop these ideas.
Prokofiev, ridiculed Romanticism and was a true revolutionary.
(I’m not in the mood of writing in English, so this is going very brief!)
Here you can download
Prokofiev’s Sonata for the Piano number 7, movement 3, as played by Maurizio Pollini.
لينک دايم
07.23.06
Posted in Twentieth Century at 3:28 am by لرد شارلون
دميتری شوستاکويچ، خلق سمفونی هفتام خود، سمفونی لنينگراد، را در شرايط دشوار محاصرهی اين شهر در جنگ جهانی دوم آغاز کرد. سه موومان اول با سرعتای خيرهکننده به اتمام رسيدند، هر چند به خاطر مشکلاتای که از اجبار آهنگساز بر ترک شهر به وجود آمدند، موومان آخر به تأخير افتاد.
در اين آخرين نوشتهی فستيوال، میتوانيد موومان اول، جنگ، و موومان سوم، سرزمين مادری من* را، با رهبری رودلف بارشای با ارکستر سمفونی WDA داونلود** کنيد.
شرح چهگونهگی خلق اين سمفونی بسيار جالب است و در درک اثر کمک بسيار میکند، متأسفانه فعلاً قصد ترجمه ندارم، اما اين نوشته با دقت فراوان آن را شرح داده است، که توصيه میکنم حتماً بخوانيد.
اندازهی فايلها- موومان اول: 19،087،469 بايت
سومين موومان: 17،640،145 بايت
*: نام اصلی My Native Fields است که مشخصاً ترجمهی من با اين نام فرق دارد، ولی اين ترجمه به مذاقام بيشتر خوش آمد.
**: به خاطر حفاظت از دزدی پهنای باند، پسوند فايل را از wma به wmb تغيير دادهام، خودتان درستاش کنيد.
توضيح: گويا بسياری از خوانندهها در داونلود کردن فايلها مشکل داشتهاند. به نظر، ارتباط مستقيم با دو چيز دارد: اندازهی فايلها؛ استفاده از برنامهای ضعيف که متأسفانه اکثر مردم از آن استفاده میکنند، به نام اينترنت اکسپلورر، که با سيستم عامل ويندوز به زور به شما تحميل شده است. اولين کار اين است که از فايرفاکس، يا مرورگر مناسب ديگری استفاده کنيد. و نيز میتوانيد از برنامههای موسوم به download manager مانند flashget استفاده کنيد. با استفاده از برنامهی مخصوص داونلود فايرفاکس، و بدون استفاده از برنامهی ديگری، هر دو فايل را امتحان کردم و هيچ کدام ايرادی نداشتند. از فايرفاکس استفاده کنيد!
Dmitry Shostakovich started creation of his seventh symphony, Leningrad Symphony, in difficult conditions of the siege of Leningrad in WWII. First three movements were finished in a surprising speed, though because of problems which occurred after his compulsory departure from the city, made last movement to come later.
In this post you can download**
First movement, War, and
third, My Native Fields; conducted by Rudolf Barshai with WDA Symphony Orchestra.
Story behind this piece help it a lot to understand it, so I suggest you read this
very good article about it.
File size: first mov.: 19,087,469 bytes
Third mov.: 17,640,145 Bytes
**:To preven Badnwidth thievery, I’ve changed file extensions from wma to wmb, correct it yourselves.
لينک دايم
07.21.06
Posted in Stravinsky, Twentieth Century at 3:42 am by لرد شارلون
استراوينسکی، يا چنان که در کشور من- شارلونيا- معروف است، “ايگور کبير”، پيانيست حرفهایی ويرچوزو نبود، با وجود اين که ساز اصلیاش پيانو بود. استراوينسکی قطعات زيادی به صورت اختصاصی برای پيانو ننوشته، ولی بازنويسی سه قسمت از بالهاش، پتروشکا، برای پيانو، اين سه قطعهی کوتاه را در ميان سختترين قطعات برای اين ساز قرار داده است. از آن هنگام- اواخر دههی هزار و نهصد و بيست- اين سه قطعه چالش بسياری نوازندهگان ويرچوزوی پيانو را برانگيخته تا تکنيک نابشان را نشان دهند.
مائوريزيو پولينی، که به اعتقاد بسياری بهترين پيانيست زندهی دنيا است، اين قطعات را به نحوی استثنايی اجرا کرده است. اين جا آخرين موومان از اين سه را برایتان انتخاب کردهام؛ shrovetide. همچنين نتهایاش را هم گذاشتهام که قطعه که اجرا میشود، آن را هم نگاه کنيد. صادقانه اعتراف میکنم که حتی ميزان اول را هم نتوانستم درست بزنم!
حجم فايلها: موسيقی: 6,246,069 بايت
pdf نت: 1،657،182 بايت
Stravinsky, or known by many in my country- Sharlunia- “Igor the Great”, wasn’t a virtuoso pianist, though his main instrument was the piano. He didn’t write many exclusive pieces for the piano, but his transcription of three movements of his ballet music, Petrushka, for the piano made these three short pieces of the most difficult pieces for the instrument. Since then –late 1920-, these three pieces where challenged by virtuoso pianists to show their brilliant technique.
Maurizio Pollini, known as many as the best living pianist of the world, has played these pieces in a wonderful way. I’ve chosen the
last movement of these three, Shrovetide. I’ve also included the
scores, so that you can look at them as the music goes on. Honestly I couldn’t even play the first measure properly!
Files size: music in .wma format:6,246,069 bytes
score in .pdf format:1,657,182 bytes
لينک دايم
07.20.06
Posted in Twentieth Century at 3:27 am by لرد شارلون
موسيقی کلاسيک مدرن با قطعهی “پرلود برای بعدازظهر يک فاون” از کلود آشيل دبوسی آغاز میشود. بنابراين نه يک پست کامل، که يک سری پست کامل را بايد به او اختصاص داد. ولی از آن جا که در اين فستيوال هدف اصلیام تنها نوشتن يادداشت کوتاه و واگذاری بقيه به شما است، پس آن را به زمانای ديگر موکول میکنم.
قطعهی انتخابای اين پست، Claire de Lune يا به فارسی “مهتاب” است. به طور کلی با ايدهی تصور يک منظره برای قطعهای موسيقی مخالفام. به موسيقی به صورت تا حد امکان خالصاش اعتقاد دارم و عدم استفاده از حسهای ديگر برای فهماش. ولی برای اين قطعهی به خصوص، تصور خاص خودم را دارم. و اعتراف میکنم که در اصل مال خودم نبود، ولی ايدهاش را گرفتم و ازش خوشام آمد. اول به تفاوت سايهی خورشيد و سايهی ماه فکر کنيد. در سايهی به وجود آمده از نور خورشيد، مرز روشنايی و تاريکی مشخص است، ولی برای ماه اين گونه نيست. بعد اين عدم قطعيت در موسيقی شنيده میشود، چنان که صداها در هم بافته شدهاند. بعد اين صحنه را به نظر میآورم که ماه کامل است، و بين درختان راه میروی و ماه چنان که برگها تکان میخورند، به تناوب آشکار و پنهان میشود. سپس نسيمای است که از جانب دريا به ساحلای که درختان در آن قرار دارند میوزد، با حرکات بسيار آرام آب.
اندازه فايل: 3،821،469 بايت
Modern classical music was started with the piece “Prelude to the Afternoon of a Faun” by Claude Achille Debussy. So he needs a complete not post by series of posts. But as in this festival my main purpose is just on writing a small note and let everything else to you, so we’ll put that for another time.
My selected piece for this post is “
Clair de Lune“, or in English “
moonlight“.
Generally I oppose the idea of imagining a scene for a piece of music. I believe in music as pure as possible and not making understandings of it with help of other senses. But for this especial piece, I have my own imagination. And I confess that it wasn’t originally mine, but took the idea and I liked it. First think of the difference between shadows made by sun and those made by the moon. Those mode up of sun light have distinct borders between lightness and darkness, but shadows made by the moon don’t. Then this uncertainty is heard in the music, as sounds are woven into each other. Then I bring this scene into my mind that it is full moon, and you’re walking in between trees, and moon appears and disappears as leaves move. Next there’s a breeze coming from the sea to the shore where trees are, with very slow movement of the water.
File Size:3,821,469 Bytes
لينک دايم
06.18.06
Posted in Twentieth Century at 2:27 pm by لرد شارلون
اولين شاگرد پيانویام را پذيرفتهام! به نظرم استاد خوبی بودم برایاش و از اولين جلسه راضی بودم. البته مبلغاش آن قدر کم است که بهتر است به کسی نگويم. ولی خوب، به عنوان تجربهی اول بهاش نگاه میکنم و جنبهی مالیاش اهميتای برایام نداشت. خلاصه که به اين مناسبت بهتان حال میدهم و يک قسمت از بالهی گايانه از آرام خاچاطوريان را میتوانيد گوش کنيد. از پردهی اول، صحنهی بهار؛ رقص پسران.
I’ve accepted my first apprentice for teaching her the piano. I use apprentice exactly with Emperor in Star Wars in mind and Darth Wader being his apprentice :grin:
I was satisfied from the first session and I think I was a good teacher.
So you can drink wine to salute me, and listen to this beautiful piece from Aram Khachaturyan’s Gayaneh Ballet:
From Act I, Spring Scene, Lezghinka-Dance of the Boys, Allegro Vivace.
لينک دايم