05.20.07

موسيقی باروک- قسمت دوم

Posted in Baroque at 6:03 pm by لرد شارلون

با اين که خوش‌ام نمی‌آمد، ولی متن کتاب “درک و دريافت موسيقی”، از راجر کيمی ين، آن چنان خوب است که به‌تر است هيچ دخل و تصرف‌ای نکنم و تنها کپی کنم. احتمالن تمام دوره‌ی باروک و کلاسيک و رمانتيک را به همين منوال پيش خواهم رفت:
دوره‌ی باروک را در موسيقی، به سه دوره‌ی آغازين (1600-1640)، ميانی (1640-1680) و پايانی (1680-1750) تقسيم می‌کنند. با اين که امروزه آثار دوره‌ی پايانی باروک معروف‌ترين آثار اين سبک هستند، اما دوره‌ی آغازين، با موسيقی‌دانان‌ای چون مونته‌وردی يکی از انقلابی‌ترين دوره‌های تاريخ موسيقی است. در دوره‌ی آغازين، موسيقی بر اساس متن‌هايی بسيار پرشور و احساس نگاشته می‌شد و تعجب‌ای نيست که موسيقی‌دانان ايتاليايی آن زمان، اپرا را به وجود آوردند. در دوره‌ی آغازين، آهنگ‌سازان بافت هوموفونيک را بر بافت پلی‌فونيک رنسانس ترجيح دادند؛ هر چند در دوره‌ی پايانی، بار ديگر موسيقی‌دانان به پلی‌فونی بازگشتند.

Read the rest of this entry »

05.07.07

پریلود
Prelude

Posted in Classic Music Forms at 7:26 pm by علی

در ادامه بررسی فرم‌های کلاسیک، به بررسی پریلود می‌پردازیم.
پریلود معمولا قطعه‌ای کوتاه و بدون فرم یا سازمان خاص است که ممکن است به عنوان مقدمه‌ای برای قطعات طولانی‌تر و مفصل تر بعدی بکار رود. بسیاری از پریلودها الگوی ملودیک یا ریتمیک غالبی دارند که در طول فطعه تکرار می‌شوند و معمولا هم فرم بداهه دارند. گاهی اوقات به اورتورها و مخصوصا اورتورهای اپرایی و اوراتوریوها هم پریلود گفته می‌شود.

Lute Player

اولین پریلودها را نوازندگان لوت در دوران رنسانس می‌نواختند. پریلودهای آنها اکثرا معرفی کوتاهی برای قطعات اصلی یا موومان‌های بعدی بودند. آنها برای شناخت وضعیت آکوستیک محل اجرا هم از این قطعات استفاده می‌کردند.پریلودهای صفحه‌کلیدی برای اولین بار در قرن 17 در فرانسه ساخته شدند. پریلودهای بدون میزان که در آنها کشش نت‌ها به عهده نوازنده گذاشته می‌شد برای سوییت‌های هارپسیکورد نوشته شدند. لوییس کوپرین( 1626-1661)اولین کسی بود که دست به این ابداع زد.سنت نگارش پریلودهای هارپسیکوردی تا نیمه قرن 18 توسط آهنگ‌سازان زیادی ادامه داشت.

Read the rest of this entry »

05.02.07

باخ - پریلود و فوگ دردو مینور
Bach - Prelude and Fuge in C minor

Posted in Baroque at 6:37 pm by علی

باخ یکی از بزرگترین آهنگ سازانی بود که به سنت نگارش در گام‌های پشت سر هم عمل کرد. کتاب اول مجموعه پرلود و فوگ‌هایش *(Well Tempered Clavier) برای اولین بار در 1722 منتشر شد و باخ در مورد آن چنین نوشت :”برای استفاده نوآموزان مشتاق به فراگیری و به خصوص سرگرمی نوازندگان چیره دست”. باخ بعدها در 1744 هم کتاب دیگری به همین فرم شامل بیست و چهار پریلود و فوگ منتشر کرد. در این دو مجموعه پریلود و فوگ ها به صورت جفت‌هایی در کلیدهای یکسان و پشت سر هم، با شروع از دو ماژور و با تغییر پی در پی از ماژور به مینور می آیند. برای این پست، تصمیم داریم لذت شنیدن یکی از این جفت پریلود- فوگ ها را با شما تقسیم کنیم: از کتاب اول، پریلود و فوگ شماره 2 در دو مینور با اجرای آندره گاوریلف.

پی نوشت: ترجمه نه چندان نزدیک برای “Well Tempered Clavier” در فارسی “ساز شصتی دار خوش کوک یا خوش آهنگ” خواهد بود.

Read the rest of this entry »

04.28.07

موسيقی باروک- يک

Posted in Baroque, In Silence at 6:35 pm by لرد شارلون

متن زير به طور کل از کتاب درک و دريافت موسيقی اثر راجر کيمی ين نوشته شده است. لذا اگر کتاب را در اختيار داريد، می‌توانيد وقت‌تان را صرف کار بهتری کنيد;)
گرچه واژه‌ی باروک معانی گوناگون‌ای همچون نامأنوس، پرزرق و برق، و بسيار پرتزيين داشته است، اما تاريخ‌نويسان امروزی آن را فقط برای اشاره به سبکی ويژه در هنر به کار می‌برند. توصيفی ساده‌انگارانه اما کارآمد از سبک باروک آن است که هنر باروک، چارچوب اثر (بوم، سنگ يا صدا) را از کنش و حرکت انباشته می‌کند. هنرمندان باروک در آثارشان در پی آفرينش جهان‌هايی سراسر ساختار يافته بودند.
چنين سبکی، يکسره باب طبع اشرافيت بود که خود نيز به ساختارهايی کامل و يکپارچه می‌انديشيد.
سبک باروک، به سبب نيازهای کليسا که کيفيت‌های هيجان‌انگيز و نمايشی هنر را برای جذاب‌تر ساختن آداب نيايش به کار می‌گرفت، نيز شکل گرفت. طبقه‌ی متوسط نيز بر رشد و گسترش سبک باروک تأثير گذاشت. برای نمونه، در هلند بازرگانان ثروت‌مند و نيز پزشکان، پرده‌هايی واقع‌گرايانه از چشم‌اندازها و صحنه‌های روزمره را به نقاشان سفارش می‌دادند.
بررسی سبک باروک با در نظر گرفتن کشف‌‌های علمی سده‌ی هفدهم نيز ثمربخش است. دست‌آوردهای گاليله و نيوتن نمايان‌گر گرايشی نو به علم بود؛ گرايشی مبتنی بر يگانه‌گی رياضيات و تجربه. اين دو قوانين رياضی حاکم بر اجسام متحرک را کشف کردند. اين کشف‌ها راه‌گشای اختراع‌های نو و پيش‌رفت تدريجی پزشکی، استخراج معادن، دريانوردی و صنعت در دوره‌ی باروک شد. هنر باروک آميزه‌ی خردگرايی و نفس‌پرستی، آميزه‌ای از ماده‌گرايی و معنويت است.
در قسمت بعد، به بررسی موسيقی باروک خواهيم پرداخت.

04.21.07

سمفونی - قسمت دوم
Symphony- part 2

Posted in Classic Music Forms at 1:28 am by علی

  • توضيح اين که به خاطر پاره‏ای مشکلات فنی، در قرار به روزرسانی هفته‏گی تأخير به وجود آمد. اميدواريم از اين پس هر هفته به روز باشيم.

  • در ادامه بررسی فرم‌های کلاسیک موسیقی، و در ادامه مطلب سمفونی، این پست را با فاصله نسبتا زیادی به قسمت دوم بررسی ساختاری سمفونی، از موومان دوم به بعد اختصاص می‌دهیم. قسمت اول پست را در اینجا می‌توانید بخوانید.
    موومان دوم:
    موومان دوم یک سمفونی کلاسیک به طور عادی در تقابل با موومان اول است. اگرموومان اول قدرت‌مند و دراماتیک باشد، موومان دوم معمولا دارای حالتی آرام خواهد بود. اگر آهنگ‌ساز بخواهد دوباره فرم سونات را به کار گیرد مطلب خود را با یک موومان آهسته منطبق می‌سازد؛ یا این‌که ممکن است فرم کودا را برای موومان دوم انتخاب کند. در چنین موردی الگوی خود را از روندو که یک قالب شعری است و در قرون وسطی مورد علاقه تروباد‌های (خنیا‌گران دوره‌گرد) فرانسوی بود به عاریت می‌گیرد. فرم مشخصه روندو بندگردانی است که در فواصل منظم در شعر تکرار می‌گردد. هنگامی که آهنگ‌سازان به استفاده از فرم رونده در سمفونی روی آوردند راضی نشدند خود را به الگوی اولیه و بدون انعطاف آن محدود سازند، بلکه به طرق مختلف دامنه آن را گسترش دادند و با گنجاندن بخش‌های اضافی و متضاد و با غنی ساختن و پرداخته کردن ساختار آن، به کامل کردن شکل کلی آن پرداختند. البته آهنگ‌ساز ملزم به استفاده از فرم روندو برای موومان دوم نیست. انتخاب هر فرم دیگری آزاد است ولی در هر حال و در یک فرم کلی، موومان دوم در تقابل با موومان اول است.

    هربرت فون کارایان

    موومان سوم :
    موومان سوم معمولا دارای سبک‌ترین و شاد‌ترین حالت است.این موومان زیبایی و لطافت و جذابیت مینوﺋه (minuet) را منعکس می‌کند.

    Read the rest of this entry »

    « Previous entries · Next entries »