راخمانينف- لحظهی موزيکال 4
12.03.06
موسيقی رنسانس
Renaissance Music
قرون پانزده و شانزده در اروپا به عصر رنسانس مشهورند. این دوره، زمانهی کنجکاوی و فردگرایی بود، چنان که لئوناردو داوینچی نمایندهی تمام عیار آن است.

ساندرو بوتيچلی؛ تولد ونوس- 1480
اين تابلو که موضوعاش را از ادبيات هومر و مسخ ِ اويد گرفته است،
بازگشتی است به پاگانيسمِ کلاسيک.
با کاهش هر چه بیشتر نفوذ کلیسا بر زندهگی اروپائیان و به خصوص از میان رفتن وحدت قلمرو آن بر اثر جنبش مارتین لوتر (1483-1546)، هنر بیش از پیش انسانای شد. جنبش فکری غالب این زمان، انسانگرایی بود و با این که هنرمندان غالبن مسیحیانای معتقد بودند، اما علاقهی وافرشان به فرهنگهای یونان و روم، باعث کاستن پرداختن هنرشان به مزخرفاتای مانند بهشت و جهنم و زندهگی پس از مرگ و جایگزینی آن با مسایل انسانیتر شد. پیکرهسازان و نقاشان تصاویر اندام برهنهی انسان را نقش زدند و مریم دیگر نه دخترکی با ظاهر کودکانه و غیرزمینی که زنی جوان و زیبا نمایانده شد.

لئوناردو داوينچی- باکره سنگها، 6-1483

ميکل آنژ- شب، 33-1526
آموزش دیگر در انحصار کلیسا نبود و اشراف و طبقهی متوسط تحصیل را نمادی از جایگاه اجتماعی بالاتر برمیشمردند. اختراع چاپ باعث شد که کتاب -که تا پیش از آن کالایی کمیاب و گرانبها بود- گسترش یابد و فراگیر شود.

سانتا ماريا ناولا، کليسايی در فلورانس ايتاليا
موسیقی نیز از این تغییرات بیبهره نماند و همگام با دیگر ابعاد زندهگی انسان، به گونهای چشمگیر رشد کرد. اختراع چاپ، سبب رواج بیشتر موسیقی و نیز افزایش آهنگسازان و اجرا کنندهگان شد. با این که کلیسا همچنان حامی مهم موسیقی باقی ماند، اما فعالیت موسیقیدانان کم کم به دربار شاهان و اشراف گسترش یافت و شاهزادهگان و دوکها بر سر تصاحب برترین آهنگسازان با هم رقابت میکردند. در اواخر رنسانس، زنان در نقش آوازهخوانانی برجسته در چندین دربار ایتالیایی حاضر بودند.

قصر فردريکسبورگ در دانمارک
در رنسانس نیز مانند قرون وسطا، موسیقی آوازی مهمتر از موسیقی سازی بود. آهنگسازان رنسانس، موسیقی را برای تعالی بخشیدن به معنا و تأثیرگذاری متن به نگارش در میآوردند. آنان اغلب اصطلاح نقاشی کلام را به کار بردهاند که به معنای بیان موسیقایی تصویرهای شاعرانه است.
با آن که در موسیقی این عصر گسترهی پهناوری از احساسات وجود دارد، اما به دلیل بیان متعادل و متوازن آن، احتمالن در نظر ما آرام و خودددار خواهد بود؛ بدون تضادهای شدید دینامیک، رنگ آمیزی و ریتم.

کاخ شامبارد در فرانسه
موسیقی رنسانس عمدتن پلیفونیک است. در قیاس با قرون وسطا، کیفیت صوتی پرتر و غنیتری را میشنویم و به کار گیری محدودهی صوتی باس، وسعت صوتی را به بیش از چهار اکتاو گسترش داده است. یک نمونهی کرال از موسیقی این دوره، چهار، پنج و یا شش خط آوازی دارد. با در نظر داشتن خطوط ملودیک جداگانه، آهنگسازان کمکم از آکورد نیز استفاده کردند؛ آکوردهایی که غالبن کنسونانت هستند. تریادها اغلب مورد استفاده قرار میگیرند، اما آکوردهای دیسونانس چندان اهمیتای ندارند.

کورجيو-لدا با قو، 1531
اين مضمون مشهور، در باورهای پاگانی و اعتقاد به زايندهگی طبيعت ريشه دارد
موسیقی رنسانس نیازی به همراهی ساز نداشت، به همین سبب این دوره اغلب عصر زرین موسیقی کرالِ آکاپلا ( a cappella) (بیهمراهی ساز) نامیده شده است. با وجود این سازها اغلب خطوط آوازی را همراهی میکردند، با وجود این در موسیقی کرال این دوره، خطهای اجرایی منحصر به اجرای سازها کمیاب است.
به دلیل استقلال ریتمیک فراوان هر خط ملودیک، ریتم اغلب جریانی هموار و آرام دارد و نه ضربآهنگی واضح و مشخص؛ چرا که هنگامای که یک آوازخوان در آغاز خط ملودیک خود است، آوازخوانان دیگر شاید از نیمهی خط ملودیک خود نیز گذشته باشند.
دو فرم اصلی موسیقی مذهبی در رنسانس، موتت و مس هستند که از نظر سبک مشابهاند ولی مس اثری طولانیتر است. موتت دورهی رنسانس، اثری است پلی فونیک و کرال، مبتنی بر یک متن مقدس لاتین که با متنهای مورد استفاده در مس معمول تفاوت دارد. مس این دوره نیز پلی فونیک و کرال است و از پنج بخش کیریه[1]، گلوریا[2]، کردو[3]، سانکتوس[4] و آگنوس دیی[5] تشکیل شده است.
این جا، قطعاتای از مس “هزار تأسف”[6] اثر کریستوبال دو مورالس را برایتان انتخاب کردهام. مورالس حدود 1500 در سویل در اسپانیای کنونی متولد شد. آموزشای بسیار کامل دید، چنان که مقدمه آثارش گواه دانش وسیع او در زبان لاتین است. از 1526 تا 1530 کاپل مایستر کلیسای جامع “آویلا” شد. به لطف حسن نظر پاپ پل سوم، در نمازخانهی اسقفی رم خواننده شد و به این ترتیب این موقعیت را یافت که آثارش را چه در رم و چه در جاهای دیگر پخش کند. در 1545 رم را ترک کرد و به اسپانیا بازگشت، اما مشاغل بعدیاش چندان با موفقیت همراه نبودند و نتوانست خود را با شرایط جدید وفق دهد و پس از چند تجربهی ناموفق کاری، در 1553 در مالاگا درگذشت. او بزرگترین موسیقیدان اسپانیایی پس از دورهی ویکتوریا به حساب میآید.
در اجرایی که برایتان انتخاب کردهام، پل مککریش به همراه کنسرت گابریلی و نوازندهگان، سعی کردهاند این اثر را آن چنان که احتمالن در حدود 1590 در کلیسای جامع تولدو اجرا شده، اجرا کنند که میتوانيد قطعات گلوريا به حجم 3206339 بايت و آگنوس دئی به حجم 5087649 بايت را از قطعات اصلی کار مورالس، داونلود نماييد.
[1]: Kyrie به معنی خداوند بخشنده است. Lord has mercy. در اصل به لرد شارلون ارجاع داشته که در دورهی تاریک جاهلیت انسان و عصر مذهب، به موجودی موهومی قلب مفهوم شده.
[2]: ابتدای Gloria in Excelsis Deo به معنی “شب، شب شعر و شوره؛ شب، شب عشق کوره”
[3]: باور دارم.
[4]: مقدس
[5]: برهی خدا؛ عیسی مسیح. به احتمال زیاد به این نکتهی ظریف اشاره دارد که عیسی فرزند خداوند است و از طرفای برهی او؛ نتیجهی سادهی حاصل را به صورت سرودی پرشور به گوش همه میرساندهاند.
[6]: Missa Mille Regretz
Renaissance Music is affected by this change, too and with invention of publishing machine, it could spread more easily. Though Church was yet a supporter for musicians, they were introduced more and more to Palaces of Kings and
Aristocrats.
like medieval age music in this era is yet more Choral and not instrumental. Though renaissance music has a vast spread of emotions, but because of its calm and smooth accent, it may appear introvert to us, without strong colors and rhythm.
Here you can download two parts of Morales’s “Thousand Regrets Mass”, Gloria (3206339 bytes) and Agnus Dei (5,087,649 bytes)
10.27.06
پروکفيف- سونات پيانو شماره هفت
Prokofiev- Piano Sonata no.7
به طور خلاصه میتوان گفت که دبوسی، پيانوی بدون چکش را پيشنهاد میکردند. اما يک عده بچه باحال، روسی، خوش تيپ… خلاصه توپ، گفتند “اين نظريه بی معناست، پيانو يک ساز ضربهای است و هيچ نظريهای نمیتواند اين واقعيت را فراموش کند. بنابراين بياييد با پيانو چون يک ساز ضربهای رفتار کنيم.”
اين جمع، کسانی بودند نظير پروکفيف، استراوينسکی، بارتوک و هيندهميت.
سرژ پروکفيف، به نوازندهی فولاد معروف بود. با خشم و شور روسیاش، جهان غرب را با آثار فراواناش، ريتمهای فوقالعاده و نيروی سهمگيناش به حيرت فرو برد. چون قرار ندارم که فعلن در مورد اين دوست عزيزمان خيلی توضيح دهم، کمی از جوانی ايشان را نقل میکنم که متوجه شويد با چه نابغهی عصيانگری مواجه هستيد. استاد سرژ، آنت اسيپف نوازنده و مفسر بزرگ سبک لشتيزکی بوده؛ يعنی آدمای که مشخصن از موسيقی دورهی رمانتيک و کلاسيک خوشاش میآمده. سرژ هم نوابغ مورد علاقهی استادش را مسخره میکرده “میگويند شما بدون شوپن نمیتوانيد کنسرت بدهيد! من ثابت میکنم که میشود بدون شوپن کنسرت داد.” از آن بهتر، به موزارت گير میداده “اين چه جور هارمونی است؟ I، IV، V، يعنی چه؟ اين موزارت احمق! چه کسی میگويد موسيقیدان بوده؟ بهتر بود در طويله کار میکرد….”
خلاصه که پروکفيف يک انقلابی تمام عيار بود. به کل موسيقی رمانتيک را مسخره میکرد. در کنسرتهایاش بيشتر آثاری از خودش میزد و مثلن به آمريکايیها که آن زمان درکای از هنر مدرن نداشتهاند و دنبال موسيقی قديمیتر میرفتهاند، تا توانسته بد و بیراه گفته.
اين جا هم برایتان موومان سوم از سونات شمارهی هفت ايشان را انتخاب کردهام، با نوازندهگی شاهکار مائوريزيو پولينی.
Prokofiev, ridiculed Romanticism and was a true revolutionary.
(I’m not in the mood of writing in English, so this is going very brief!)
Here you can download Prokofiev’s Sonata for the Piano number 7, movement 3, as played by Maurizio Pollini.
10.18.06
از باله درياچه قو- چايکوفسکی
from Swan Lake ballet- Tchaikovsky
اولين قطعهی شب موسيقی را هم به چايکوفسکی اختصاص میدهم. قسمت مربوط به آخرين صحنهی پردهی سوم از بالهی درياچهی قو، که شايد معروفترين بالهی دنيا باشد.
داستان اين باله به طور خلاصه اين است که جادوگری، دخترانای و از جمله شاهزاده خانمای به نام اُدت را جادو کرده و آنها را به قو تبديل کرده. راز شکستن طلسم جادوگر به اين ترتيب است که شاهزادهای بايد عاشق شاهزاده خانم ِ قو شده شود. در اين صورت جادوگر هم کشته خواهد شد. اما اين عشق، بايد عشقای به پاکای و خلوص عشق جوانی باشد (مثلن).
بالاخره يک شاهزاده هم پيدا میشود، سيگفريد، و اتفاقن (به چشم خواهری) عاشق ادت میشود.
(موسيقی انتخابی مربوط به اين قسمت است که) اما در مجلسای در دربار، جادوگر با تغيير ظاهر خود و جا زدن خودش به صورت بارون نمیدونم چی چی، دخترش اُديل را که قوی سياهای است، به شاهزادهی بدبخت قالب میکند و سيگفريد هم فريب اديل و جادوگر را میخورد و به اين ترتيب طلسم پا بر جا میماند. آن آخر موسيقی زمانای است که شاهزاده میفهمد که سرش گول ماليده شده و ادت بینوا هم آن طرف حسابی ضايع شده و بايد با قو ماندن کنار بيايد.
البته داستان به اين ترتيب پايان نمیيابد، بلکه جناب سيگفريد از عشق واقعیاش معذرت میخواهد، ولی با طلسم کاری نمیتوانند بکنند. اين میشود که تصميم میگيرند در درياچه خود را غرق کنند تا در جهان ديگر به هم برسند و اتفاقن اين کار را هم میکنند و به اين ترتيب جادوگر هم ضايع میشود (در واقع میميرد) و قوهای ديگر آزاد میشوند و به صورت اوليه برمیگردند.
البته توصيه نمیکنم که برای رسيدن به دختر مورد نظرتان، از همين راه اين دو جوان استفاده کنيد.
The rest of the Persian essay is Swan Lake ballet story.
My piece for tonight’s Music Night is the last scene of thirds Act from Swan Lake ballet, from Tchaikovsky.
10.11.06
موسيقی قرون وسطی-يک
Medieval Music- one
از 450 ميلادی با فروپاشی امپراتوری روم عصر تاريکی در اروپا آغاز میشود و به مدت نزديک به هزار سال ادامه میيابد. در اين دوره، کليسا قدرت فراوان يافته و مانند موارد مشابه در ديگر نقاط جهان که دين قدرت اصلی را به دست گرفته، همه چيز در ظلمت فرو میرود؛ خاموش، تاريک و نادان باشيد تا دينداران بر شما حاکم باشند! مردم به سه طبقهی اصلی اشراف، دهقانان و روحانيون تقسيم میشدند. نظام جامعه، نظامی کاملن فئودالی است و دهقانان که اکثريت جامعه را تشکيل میدهند در فقر و تنگدستی روزگار به سر میبرند. بيشتر مردم و از جمله اشراف، بیسواد استند و تمام جنبههای زندهگی مردم در قبضهی قدرت کليسا است. آموزش که تنها در کليساها صورت میپذيرد، منحصر به آموزههای مذهبی است. مشخصن موسيقی نيز از اين قاعده مستثنی نيست.

کليسای سپير، آلمان، آغاز ساخت 1030 ميلادی- سبک رومانسک
با اين وجود، در اواخر اين دورهی تاريکی، تقريبن از آغاز قرن يازده ميلادی، شهرها گسترش میيابند، دانشگاهها به وجود میآيند و قدرت و نفوذ کليسا بر جامعه رو به کاهش میگذارد. موسيقی نيز که تا پيش از اين منحصر به آوازهای کليسايی و ديگر جهانی بوده، کم کم بر روی زمين میآيد و آوازهای عاشقانه را نيز در بر میگيرد.
تا اواسط قرن دوازدهام، برجستهترين موسيقیدانان، کشيشهای خدمتگزار کليسا هستند. با اين که زنان مجاز به خواندن آواز در کليسا نيستند، اما در ديرهای زنان تارک دنيا به اجرای موسيقی میپرداختهاند که نمونهی مشهور به جای ماندهاش، هيلده گارد، اهل بينگن[1](1179-1098)، سرپرست ديرزنان تارک دنيا در روپرتزبرگ بوده که برای گروه همسرايان خود به آفرينش موسيقی پرداخته است.

شيشههای کليسای کانتربری، لندن- قسمت بالا پيش از 1207؛ پايين، حدود 1180
موسيقی قرون وسطی، به ويژه تا پيش از قرون دوازده و سيزده، بيشتر موسيقی آوازی بوده است. با اين که تنها در پارهای از دستنوشتههای موسيقی اين دوره، به ساز اشاره شده است، اما نقاشیها و نوشتههای به جا مانده، نشانگر آن است که ساز نيز به کار میرفته. با وجود اين، کليسا به خاطر نقش پيشين ساز در آيينهای کفرآلود روی خوشی به استفاده از ساز نشان نمیداده. احتمالن خواننده به راحتی تشابههای موجود آن زمان با وضعيت موسيقی در ايران و اسلام را مشاهده میکند.
به ويژه تا پيش از قرن دوازده ميلادی، موسيقی، بيشتر نشاندهندهی عقايد کليسا و معنويت مورد نظر آنها بوده است تا عواطف و فرديت انسان. نمونهی بارز موسيقی اين دوره، سرود گريگوريايی است. ريتم اين سرودها از وزن پيروی نمیکند و حس ضرب در آنها ضعيف است.

نمونهای از نتهای نوشته شده در قرون وسطی
گامهای به کار رفته در موسيقی اين دوره، به مدهای کليسايی ناميده میشوند. اميدوارم در مورد اين مدها فرصت شود و در آينده با تفصيل بيشتری بنويسم، تنها به عنوان توضيحای مختصر، مانند گامهای ماژور و مينور، از هفت صدای متفاوت و يک صدای هشتم در يک اکتاو بالاتر از صدای اول تشکيل میشوند، ولی الگوی پردهها و نيمپردهها در آنها متفاوت است (مشخصن میدانيد که اين جا، بر خلاف موسيقی ايرانی يا بعضی جاهای ديگر دنيا، ربع پرده نداريم).
فعلن تا همين جا بسه! الآن نزديک يک ماه است که اين متن بالا طول کشيده و چيز خيلی زيادی بهاش اضافه نمیشود. بقيهاش برای قسمت دوم؛ تا که کی باشد!!
برای آشنايی با موسيقی مذهبی قرون وسطی، قطعاتای از Ordo Virtutum اثر هليدهگراد فن بينگن را برایتان انتخاب کردهام. اين اثر نخستين بار در روز اول می سال 1152 ميلادی در تشريفات رسمی گشايش يک کليسای بنديکتی جديد در بينگن اجرا شد. اين کليسای جديد، روپرتسبرگ، دير زنان تارک دنيا است که پيرامون سرپرستشان، صوفی و موسيقیدان، هيلدهگارد جمع شدهاند. ضبط من از اين اثر، به نهصدمين سالگرد تولد هيلدهگارد باز میگردد
يک- Prolog: Qui sunt hi, qui ut nu ، مقدمهی آغازين اثر 2,347,561 بايت
دو- Tanz يا همان Dance که تنها برای ساز است. 1,773,865 بايت
سه-Symphonia: O quam قسمت اول از سه قسمتِ سمفونی پشت سر هم (به ياد داشته باشيد که سمفونی در آن زمان به شکل و فرمای که امروزه میشناسيد، نبوده است. به توضيحات فرم سمفونی مراجعه کنيد.) 4,421,233 بايت
This is a very quick survey on the medieval age music. With fall of Roman empire in 450 AD, there began a thousand of years Dark Age, which religion ruled so obviously wisdom died!
Through these years, every aspect of human life was controlled by Churches, so no wonder that music was highly influenced with religious ceremonies, too. Yet, after twelfth and thirteenth centuries, with decreasing power of the churches, non-religious pieces were composed, too.
The most famous pieces of this era, especially before 12th century, was Gregorian hymn.
Here I’ve chosen three pieces of Ordo Virtutum, from Hildegard von Bingen (1098-1179), an abbess, mystic and composer of the Rupertsberg. She composed these pieces for solemn dedication of a new Benedictine monastic church in 1152.
One- Prolog: Qui sunt hi, qui ut nu 2,347,561 Bytes
Two- Tanz (Dance) which is an instrumental piece: 1,773,865 Bytes
Three- Symphonia: O quam 4,421,233 Bytes