Archive

Archive for the ‘روزمره‌گی’ Category

فاجعه!

September 4th, 2008 2 comments

احتمالن دیده‌اید تا حالا. ای-میل‌ای برای‌ام آمده که به همراه عکس از پیدا شدن سوسک در غذای رستوران آن‌دو و متعاقب اعتراض، از رفتار بسیار زشت و قلدرمآبانه‌ی صاحب رستوران حکايت می‌کند. در پايان خواسته که ای-ميل را به ده نفر از دوستان‌مان فوروارد کنيم. با اين که من در موارد معمولی اين کار را نمی‌کنم، ولی اين يکی را خواستم که انجام دهم.
فاجعه اما وقت‌ای است که برای اين که ده نفر از دوستان‌ام را پيدا کنم که ايران (و تهران) باشند، کلی بايد فکر کنم.

م♥

August 5th, 2008 2 comments

دل‌ام سخت گرفته است. از فاصله‌ها. ای کاش دنیای‌ام، ساخته‌ی ذهن‌ام بود. و کنارم بودی.

ما به آمريکا نخواهيم رفت، که به هندوستان!

April 16th, 2008 2 comments

و خواستيم ثابت کنيم که حق با مرحوم کريستف کلمب بوده است و آن سرزمين که او پس از مرارت‏های فراوان به آن دست يازيد، همان هند معهود بوده است.

10000

December 2nd, 2007 1 comment

هه هه! امروز تولد ده هزار روزه‏گی‏ام است.
این هم يک سايت برای محاسبه زمان بين دو تاريخ.

بازگشت به سوی خودم

October 22nd, 2007 No comments

خوب، تا پانزده می ِ 2050 وقت دارم…..

پل هوايی يا تونل زير آبی

October 12th, 2007 No comments

اين بار جدی جدی ايراد در يک منفی بود!

آمريکا، آمريکای من

September 25th, 2007 No comments

ايالت‌های سفيد، ايالت‌های سبز لجنی.
ايالت‌های مهربان، ايالت‌های بی‌خاصيت.
ايالت‌های باقلوا، ايالت‌های باقالی.
ايالت‌های روده‌دراز، ايالت‌های خواب‌آلو.
ايالت عاقل و بخشنده، ايالت آلبالوی من؟

:-S

September 24th, 2007 No comments

حس بدی است که بگويند باهوشی، وقتی بدانی که خنگی.