اُ بارسلونا بارسلونا
طرفداری بارسا که سر جای خودش، اين که حرفهای یامفت و پروژهی پولکی پرز(رئیس فعلی باشگاه رئال مادريد) شکست خورد، حال اساسی دارد. رئال مادريد را چون رقيب بارسا است دوست ندارم، ولی از همان نوجوانای که طرفدار بارسا شدم، یکی از دلايل مهماش تفکر حاکم بر رئال بوده. تفکری که ‘تیم فرانکو’ بودن تا حدود خيلی زيادی منظورم را روشن میکند. درست است که زمان به نسبت زيادی از دورهی فرانکو و کمکهای مستقیم حکومت ديکتاتوریاش به رئال گذشته، ولی رئال در نظر من تيمای است که همچنان و در عصر حاضر هم تا حدود زيادی با رانتخواری بیشتر از حقاش به دست میآورد.
کاری به تاریخچه هم نداشته باشيم، اين که ولخرجیها و پرداختهای احمقانهی پرز نتوانست حتی قهرمانای در يک جام را برایشان بياورد حال اساسی دارد. خرج کردن پول در فوتبال مشکلای ندارد، اما کار احمقانه مشکل دارد، خاصه وقتی اين جوری خرج کردن باشد.
رئال، لااقل رئال پرز، تيمای است که تفکر درست و حسابی بهاش حاکم نيست. سعی میکند به زور خريدن ستارههای تيمهای ديگر، عنوان به دست بياورد. آدم را ياد مديران سپاهی و بیشعور ايران و به خصوص فوتبال ايران میاندازد. البته پرز مقدار خيلی زيادی از افتضاحاتاش را از پول خودش خرج میکند، اينها از جيب ملت.
به هر صورت، برد دوبارهی بارسا، آن هم در زمين رئال را به امت فوتبالدوست تبريک و تهنيت عرض میکنم، برای ملت فوتبالبين ولی گمراه طرفدار رئال آرزوی قدرت تشخيص و شجاعت تصحيح خطا دارم.
آخرین نظرات