Home > خبر, عمومی, سياسی > نجات بشر از شر نفت

نجات بشر از شر نفت

قاعدتن اين را ديگر اکثرمان می‌دانيم که يکی از مشکلات بزرگ ايران، وجود نفت است. البته در اين مورد می‌توان بحث کرد. مثلن اين که اگر نفت نداشتيم، سرنوشت‌ای مانند کشور دوست و برادر افغانستان می‌داشتيم يا خير. ولی اين نوشته قرار نيست به طور دقيق به اين موضوع بپردازد.
به صورت خلاصه بخواهم بگويم، ماجرا اين است که تعداد به مراتب بيش‌تری از کشورهايی که دارای منابع طبيعی غنی هستند، وضعيت اقتصادی ضعيف‌ای دارند و از نظام‌های ديکتاتوری رنج می‌برند. اقتصاددانان به اين موضوع نفرين منابع (Resource curse) می‌گويند. خيلی مختصر، عمده‌ی دليل‌اش را انباشت ثروت در دست طبقه‌ای خاص (که علی‌القاعده دولت را هم کنترل می‌کنند) و در نتيجه عدم نياز دولت به مردمان‌اش (منابع انسانی) می‌دانند که اين‌ها به فساد اقتصادی و سياسی می‌انجامد. ايران خودمان نمونه‌ی بسيار آشکارش است. مخصوصن که اين نفرين بيش‌تر در مورد منابع‌ای مانند نفت گريبان کشورها را می‌گيرد.
اين نوشته اما قرار است کلی‌تر باشد و در مورد اميد به خلاص شدن نه تنها مردمان کشورهای درگير اين نفرين، بلکه کل جهان از معضل فعلی انرژی باشد. نه که من اطلاعات خاصی در اين مورد داشته باشم يا موضوع‌ای باشد که روی‌اش کار کنم، تنها جزو علايق جنبی‌ام است و دوست دارم اطلاعات مختصرم را به اشتراک بگذارم.
به نظر چند سال‌ای است که کسانی که به موضوع نفت و آثار سياسی ناسالم‌اش و لزوم جای‌گزینی آن با نوع ديگری از انرژی می‌پردازند بیش‌تر و تأثيرگذارتر شده‌اند. ايده‌ی کلی اينان حول اين موضوع است که نفت ارزان، خيلی هم گران است. اين جمله را از زوی بیسک وام گرفتم. او که آينده‌نگر (Futurist) اسرائیلی-آمريکايی است، به اين موضوع اشاره کرده و يادآور شده که غرب و مخصوصن آمريکا هزينه‌ی هنگفت‌ای برای حضور نظامی در خاورميانه متقبل می‌شود، به حکومت‌های فاسد کمک می‌کند و هزينه‌های متعدد ديگری می‌پردازد تا قيمت نفت را پايين نگاه دارد. در حال‌ای که اگر تمام اين هزينه‌ها را محسوب کنيم، درخواهيم يافت که قيمت نفت به مراتب بيش از آن‌ای است که از اين کشورها خريده می‌شود. علاوه بر آن، اين پول‌های نفتی به حکومت‌های عقب‌افتاده، فاسد و ديکتاتوری‌ای چون سعودی‌ها و شیخ‌نشينان حاشيه‌ی خليج فارس اجازه‌ی ادامه‌ی حکومت می‌دهد، باعث تأمين مالی گروه‌های تروريست و افراطی اين مناطق و در نمونه‌ی ايران بحران‌زايی و کمک به افراطيون در منطقه و آسفالت کردن دهان ايرانيان ( :-D ) را هم اضافه می‌کند.
اين همه البته جدای از اثرات مخرب نفت بر روی محيط زيست‌مان است که به تنهايی مسأله‌ای شايد مهم‌تر از جمع ديگر مسايل باشد.
آن‌چه افرادی مانند زوی بيسک پيش‌نهاد می‌دهند اين است که بايد در وهله‌ی اول به دنبال جای‌گزينی نفت کشورهای ديکتاتوری با کشورهای ديگر رفت. هم‌زمان بايد روی انواع منابع ديگر انرژی تحقيق کرد و به مرور نياز به نفت را از ميان برد. برای مثال در اين مقاله که در سال ۲۰۰۷ نوشته شده، جهان‌ای را پيش‌بينی کرده که در صورت پی‌گیری پيش‌نهادهای او به وجود خواهد آمد. برای مثال عنوان کرده که در صورت‌ای که پول‌های نفتی از دست حکومت ايران خارج شود، به انقلاب دوم در ۲۰۰۹ منجر می‌شود و حکومت‌ای دموکراتيک جای‌گزين خواهد شد. اين قسمت‌اش به طور خاص برای من جالب بود. اگر چه به آن ترتيب که او گفته بود پيش نيامد، ولی بالاخره تغييرات مهم‌ای از ۲۰۰۹ آغاز شد.
درست است که غرب هم‌چنان به سمت بی‌نياز کردن خود از نفت خاورميانه -آن چنان که بايد- حرکت نکرده، ولی در موردی مانند حکومت ايران با تحريم‌هايی که بعضن رسمن اعلام نشده ولی اعمال می‌شوند به درست‌ای به اين سمت پيش می‌رود.
نکته‌ی ديگری که برای‌ام جالب بود (به خاطر علاقه‌ام به اوباما) اين است که دولت اوباما با اين که با سرعت و جديت لازم در اين جهت حرکت نکرده، اما از قبل از انتخاب‌اش و در برنامه‌های انتخاباتی‌اش به اين مسایل توجه کرده بود. اين که لازم است به دنبال انرژی‌هايی غير از نفت بروند و آمريکا بايد شديدن در اين زمينه کار کند. مخصوصن که در اين مورد از کشورهايی مانند ژاپن عقب افتاده است. با این فاجعه‌ی نشت نفت در خليج مکزيک اين حرکت علی‌القاعده بايد سريع‌تر هم بشود.
برای مثال اين طرح‌ای بسيار جالب است که کار روی‌اش هم آغاز شده. امروز که از طريق خبرنامه‌ی کورزوایل-ای-آی خواندم‌اش، بسيار ذوق کردم. هم به خاطر جنبه‌ی تکنولوژیک‌اش و هم به خاطر اين که چنين کارهايی در سرنوشت مردمانی چونان مردم کشور ما تأثير خواهند گذاشت. مخصوصن که مشکلات گازهای مضرّ جو حاصل از سوختن سوخت‌های فسيلی را هم حل خواهد کرد.

  1. June 16th, 2010 at 13:11 | #1

    طرح حالب را کامل نخواندم، اما نمی‌دانم چرا به‌تر است برویم سراغ انرژی خورشیدی از فضا وقتی می‌توان روی همین کره‌ی زمین هم از انرژی خورشیدی استفاده کرد. در یکی از لینک‌هایی که داده‌ای نوشته بود که مزیت انرژی خورشیدی از فضا در این است که شب و هوای ابری مشکل‌ای ایجاد نمی‌کند. خب، این موضوع چقدر مهم است؟ به هر حال خوش‌بختانه خازن کشف شده است و بعید می‌دانم آن‌قدر انرژی مصرف کنیم که جذب انرژی خورشیدی در سطح زمین برای‌مان کافی نباشد.

  2. June 16th, 2010 at 13:13 | #2

    راستی یک موضوع بیش‌تر با ربط به نوشته‌ات: اگر اشتباه نکنم، بدبختی‌ی ایران و کشورهای مجاور خیلی پیش‌تر از استخراج اساسی‌ی نفت شروع شده است. یعنی با حذف نفت، مشکل کشور ما حل نمی‌شود که هیچ، احتمالا بدتر هم می‌شویم.

  3. June 16th, 2010 at 15:10 | #3

    در رابطه با کامنت دوم‌ات، من اين طور فکر نمی‌کنم. البته يک زمانی اين طور فکر می‌کردم و نظرم اين بود که اگر همين نفت را هم نداشتيم، مثل افغانستان می‌بوديم.
    اما اکنون به نظرم بدبختی‌مان دو دوره‌ی زمانی دارد. دوره‌ی اول که به نفت ربطی ندارد، به علت خواب بودن مردم بوده است. در اين دوره زنده‌گی ايرانيان در يک بازه‌ی زمانی بيش از ۱۰۰۰ ساله تغيير چندانی نکرده.
    اما پس از آغاز به بيداری ايرانيان که متوجه وضعيت اسفناک خود می‌شوند، در صورت عدم وجود نفت به علت نياز به رشد نيروی انسانی، اين رشد با سرعت و فراغ بال بيش‌تر و مزاحمت بسيار کم‌تر روبه‌رو می‌شد. (مشخص است که منظورم از بيداری ايرانيان، بيداری همه‌شان به يکباره نيست.از يک قشر که در ابتدای کار بسيار بسيار کوچک بوده تا جايی که الآن وضعيت در قياس با صد و ده سال پيش و آغاز مشروطه خيلی خيلی به‌تر است می‌باشد)
    نظرم اين است که از آغاز حرکت ايران به سمت مدرنيسم (شروع به تفکر در موردش)، از حوالی صد و بیست-سی سال پيش، ديگر نمی‌توان ما را با مردم مثلن افغانستان که بيداری‌شان بسيار ديرتر آغاز شده مقایسه کرد. منتهی به خاطر وجود نفت، دولت که طبیعتن به خاطر عدم رشد جامعه هنوز استبدادی بوده، ابزار بسيار نيرومندی برای افزايش و استحکام استبداد به دست آورده.

  4. June 16th, 2010 at 21:11 | #4

    مطمئن نیستم که بتوان به راحتی گزاره‌هایی به فرم «اگر پیش‌تر این‌طوری نمی‌شد، الان این‌طوری بودیم» بیان کرد.
    اما حالا جدا از این موضوع، به نظرت اگر همین امروز نفت ایران خشک شود چه اتفاق‌هایی خواهد افتاد؟ چه کسانی از گشنگی می‌میرند و چه کسانی نمی‌میرند؟

  5. نرگس
    June 17th, 2010 at 04:16 | #5

    من ترجیح میدادم بمیرم از گرسنگی ولی این جا… دستشون باز نشه به نفت ، و البت بقیه ی تروریستهای خاورمیانه. در حالت فعلی حس میکنم دوبرابر داره میره تو پاچه مون!
    در جواب سولوژن: به هر حال خیلیها به زودی میمیرن از گرسنگی…حتی با نفت.

  6. June 17th, 2010 at 04:56 | #6

    @سولوژن
    موافق‌ام. گزاره‌های آن مدل‌ای لزومن چندان معقول نيستند. ولی موضوع نفرين منابع، موضوع‌ای است که اقتصاددانان به خوبی به آن پرداخته‌اند و اثر مخرب آن منابع خاص را بر جوامع‌ای که از نظر انسانی پيش‌رفت نکرده‌اند بررسی کرده‌اند. اگر نه جامعه‌ی پيش‌رفته‌ای مانند نروژ را هم می‌بينیم که از نظر فکری پیش‌رفته بوده و ساختارهای اجتماعی و سياسی مناسب‌ای داشته و از نفت به صورت بسيار عالی و در جهت رشد بالای کل جامعه استفاده کرده است.
    بنابراين فکر می‌کنم که نفت واقعن اثر مخربی در کشور ما که اين ساختارها در آن شکل نگرفته بوده دارد.
    اين که نفت ايران خشک شود و چه کسانی می‌ميرند و چه کسانی نمی‌ميرند را منوط به اين چه کسانی سکان رهبری کشور را به دست دارند می‌دانم. با دولت فعلی با نفت دويست دلاری هم جامعه‌ی فاجعه‌باری وجود خواهد داشت. اما به فرض دولت دکتر مصدق را داريم که در خاطرات و مصاحبه‌هايی که پس از کودتا و در تبعيد انجام داده، می‌گويد که برنامه‌ی اقتصاد بدون نفت را آغاز کرده بوده (واقعن کرده بوده) و پيش می‌رفته. بنابراين فکر نمی‌کنم که نشدنی باشد. مخصوصن با جامعه‌ی فعلی ايرانی (اکثرن ساکن خارج کشور) فکر می‌کنم تکنولوژی‌های فراوانی باشد که بتواند ما را به شکوفايی اقتصادی برساند، بدون نفت. مگر کشورهای شرق آسيا نفت داشتند که در بیست سال اخير اين چنين پيش‌رفت کردند؟ يا کره‌ی جنوبی؟

  7. June 17th, 2010 at 12:29 | #7

    به نرگس: اما من تقریبا هیچ‌چیزی را به مردن ترجیح نمی‌دهم! (: و در مورد مرگ خیلی‌ها هم به نظرم خیلی خوش‌بین نیستید. (;

    به روزبه: من با تغییرات تدریجی موافق‌ام. کشورهای دیگری که نفت نداشتند و پیش‌رفت کردند از وضعیت‌ای شروع کرده بودند که بی‌نفت بودند و به تدریج پیش‌رفت کردند. برای کشوری که ساختار اقتصادی‌اش -هر چقدر معیوب- بر اساس نفت است، قطع یک‌باره‌ی نفت (حالا چه به صورت طبیعی و چه به صورت مصنوعی) فاجعه‌بار است. البته قطع یک‌باره‌ی نفت به صورت طبیعی که رخ نمی‌دهد. قطع مصنوعی‌اش (مثلا به علت تحریم‌ها) البته ممکن است.

    به هر حال به نظرم مشکل اصلی و اولیه‌ی کشور ما چیز دیگری است. آن [مجموعه] مشکل‌ها حل شدند، طبیعتا حاکمان و مردم آن‌قدر عاقل شده‌اند که بروند سراغ راه‌حل‌های به‌تر برای منبع انرژی‌شان.

    راستی یک نگاه‌ای به مدخل «نفرین منابع» در ویکی‌پدیای انگلیسی انداختم و به طور خاص به بخش criticism. جالب است: ادعاهایی وجود دارد که جهت علی آن‌طوری نیست که به نظر می‌آید.

  8. June 17th, 2010 at 13:06 | #8

    درست است، مشخصن مشکلات کشور ما جدای از نفت بوده و است. اما نفت به بر جاماندن و حل نشدن مشکلات کمک شايانی کرده.
    در وضعيت کنونی که تمام کشور به نفت وابسته است، قطع ناگهانی آن به وضعيت اسفناکی می‌انجامد. ولی اين به نظر مانند چوب دو سر طلا است. قطع نفت اوضاع را خراب می‌کند و پول نفت هم چون در دست دولت فاسد و مستبد است، اوضاع را (برای خلاصی از شر اين چنين دولت‌ای) خراب می‌کند. نظر شخصی‌ام اين است که برای نجات از دست اين دولت، بايد يک دوره‌ی سختی را تحمل کرد و پول نفت که صرف تهيه‌ی ابزار سرکوب شده را از دست‌شان خارج کرد. بعد از آن،‌ اگر دولت مردمی‌ای سر کار بيايد، پول نفت خيلی هم خوب خواهد بود و کمک‌ای برای پيش‌رفت سريع‌تر خواهد شد.

  1. No trackbacks yet.