جنوب گردی-نظرات و وصايا!
1- اين قسمتهای ايران بسيار زود گرم میشوند. فصل خوباش حداکثر تا وسط فروردين است. بعد از آن ديگر گرم نيست، داغ است. حد آن طرفاش را دقيقاً نمیدانم؛ ولی فکر کنم از اواسط بهمن ماه تا اواسط فروردين فرصت خوبی برای گشتن آن نواحی باشد. اگر بتوانيد طرفهای لالی و بالای مسجد سليمان هم برويد، دو هفتهی پايانی سال و بعد هفتهی اول سال را توصيه میکنم.
2- به چندين طريق میتوان به جای يکسانای رفت، ولی مطمئناً لذتای که از اين انواع مختلف برده میشود متفاوت خواهد بود و البته به شخص بستهگی خواهد داشت. در چغازنبيل عدهای را ديدم که با تور از تهران آمده بودند. در انديمشک برایشان هتل گرفته بودند و با اتوبوس میبردند میگرداندشان. قيمتاش هم صد و هشتاد هزار تومان بود. من يک چهارم اين قيمت را هم حاضر نيستم برای چنين برنامهای بدهم، هر چند خرج خودم اندکی بيش از اين شد. آزادی آدم را سلب میکند، يک خالیبندی هم برایتان در مورد زيگورات چرند به هم میبافد! ( که بماند)
3- مسيری که رفتيم اين جوری بود: تهران(/شيراز)- اهواز- شوشتر- دزفول- شوش- *هفت تپه-زيگورات(چغازنبيل) – هفتتپه- *شوش- *دزفول-*شوشتر- مسجد سليمان- *هفتگل- *باغ ملک- ايذه. که *دارها را تنها سوار اتومبيل ازشان رد شدم و از تهران نيز با قطار رفتم اهواز. نقشهی منطقه
4- من مسافرتام اين جوری بود: يک کوله پشتی، که کيسه خوابام هم دروناش بود و يک چادر به اضافهی دو تا از دوستان که البته آخر سفر تنها شدم. در ادامه بيشتر فرض میکنم شما هم اين جوری سفر میکنيد و نه مثلاً با تور و اين قرتی بازیها!

5- اگر مثل ما سفر میکنيد، به نظرم از انديمشک آغاز کنيد. بعد دزفول- شوش- چغازنبيل. به نظرم شب را کنار زيگورات بمانيد سود میکنيد. انصافاً حس قشنگای دارد. بعد میتوانيد برگرديد هفتتپه از مسير دزفول يا اگر توانستيد مستقيم از زيگورات برويد شوشتر. سپس مسجد سليمان، جوری هم تنظيم کنيد که خيلی وقتتان را نگيرد. اگر میتوانيد، برای لذت بردن از طبيعت، يک سری طرفهای لالی برويد. بعد هم برگرديد و هر جوری شد برويد ايذه. در اين منطقه نظرم به ترتيب اولويت روی زيگورات، ايذه و شوشتر است. اين سه تا را اگر ديديد، بقيه را حتی میتوانيد فاکتور بگيريد.
5- به نظرم بهترين حالت برای اين چنين مسافرتهايی چهار نفره است چون اگر مجبور شويد سواری بگيريد، راحتترين حالت است. نيز چادر چهارنفره استاندارد است.
6- کاملاً به منطقه بستهگی دارد، ولی جنوب را اگر میخواهيد دختر و پسر با هم برويد، به نظرم بايد با وسيلهی نقليهی خودتان برويد. اگر ماشين داريد که هيچ، با اين که خطرات و دردسرهای خودش را خواهد داشت. ولی اگر نه، بايد مينیبوس يا اتوبوس بگيريد و البته خرجاش هم خيلی زيادتر خواهد شد. کلاً آن منطقه جوری نيست که بتوانيد دختر و پسر با هم برويد، يا اگر بشود، آنچنان راحت نخواهد بود. و البته لازم به تذکر نيست که اگر هم جمعای دختر هستيد، نظر من اين است که اطراف تهران يا شهر خودتان هم جاهای قشنگای دارد!!
6.5- اگر مانند من خيلی دوست داريد با دوست دخترتان اين جور مسافرتها را تشريف ببريد، بهتر است مثل من ِ بعد از بازگشت ترجيح دهيد که يک دوست پسر پايهی سفر پيدا کنيد!! نظر شخصیم اين است که سگ، مخصوصاً آن سوئيسیها (مثل بل) از هر دو بهتر است.
7- اگر بهتان چيزی گفتند و به قول معروف “تيکه” انداختند، هيچ جوابای ندهيد. از اين نظر مسجد سليمان بدترين وضع را دارد، بعد شوشتر و سپس دزفول است. مخصوصاً حواستان باشد با اعراب و بعد هم لرها در نيافتيد، مخصوصاً عربها. در ايذه، بيشتر بختياری هستند و برخوردهای گرمتری دارند.
8- با اين که در طول روز ممکن است از گرما آبپز شويد، ولی بعيد نيست که شب سردتان شود: کيسه خواب ببريد، اگر نمیبريد، لااقل لباس گرم داشته باشيد.
9- آنجا به يکباره بارانهای بسيار تندی میگيرد، حتماً يک بادگير يا بارانی با خودتان ببريد.
10- ما آنجا تنها کنسرو خورديم و از نظر سوپرهای مواد غذايی کليهی شهرهای آنجا وضع خوبی دارند. من ترجيح میدهم در چنين مسافرتهايی بيرون غذا نخورم، ولی ريسکاش با خودتان شما میتوانيد امتحان کنيد. اما برای آب آشاميدنی، آب معدنی بخريد.
11- در همهی مسافرتها، يک سری قرص و وسايل کمکهای اوليهی ابتدايی همراهتان باشد.
12- بعيد است اين را رعايت نکنيد، ولی چون آن دو تا دوستام رعايت نکرده بودند: بدون دوربين هيچ جا نرويد!
13- مخصوصاً اگر دوربين بزرگ و احتمالاً جديدی داريد، نکات ايمنی را در جاهايی مثل مسجد سليمان بيشتر رعايت کنيد. لازم نيست دوربين درون شهر هم دور گردنتان باشد: داد نزنيد که وضعتان خوب است، بعضیها وسوسه میشوند!
14- کلاً ارتباط عمومیتان قوی باشد. در مسافرت اين حسن را خواهد داشت که میتوانيد بسياری هزينهها را کم کنيد، اطلاعات بيشتری بگيريد، لذت بهتری ببريد.
15- کفش راحت بپوشيد. اگر مثل من کفشتان اذيت میکرد، دمپايی بخريد و خيالتان هم نباشد و مقدار خيلی زيادی از مسير را با دمپايی حال کنيد!
16- در دزفول آب دز بسيار وسوسه انگيز است، اگر هوس شنا کرديد، بسيار مراقب باشيد. در ده سال گذشته بيش از چهار صد* نفر در آن غرق شدهاند. ما که آنجا بوديم، داشتند جسد دو کودک را از آب میگرفتند!
17- کرم ضد آفتاب و ترجيحاً ضد پشه يادت نره!
18- در شوش از موزهاش ديدن کنيد.
19- هفتتپه را اگر نتوانستيد برويد، فعلاً خيلی ضرری نکردهايد، شايد بعداً عوض شود. به شرطی که موزهی ايران باستان و شوش را ديده باشيد.
20- توجه کنيد که من از ديد يک غير حرفهای نظر میدهم. از ديد کسی که معماری، باستانشناسی يا چنين چيزهايی خوانده است خيلی فرق خواهد کرد و خيلی چيزها که من متوجه نمیشوم را میفهمد. کلاً اگر با چنين کسی مسافرت کنيد، لذت سفر چندين برابر خواهد شد. مثالاش مسافرت ابيانه و پسرخالهام!
21- بعضی نوشتههای روی در و ديوار واقعاً جالباند، يک نگاه هم به در و ديوار بياندازيد بد نيست:

نسخهی بزرگ که قاب کنيد بزنيد جلو چشم

22- مراقب باشيد هر جايی نميريد!

*: قبلاً فکر میکردم چهارهزار نفر بوده و این را نوشته بودم، و این را روی پایهی پل قدیمی دزفول خواندم. ولی به گفتهی يکی از خوانندهگانَم که الآن، در بيست ارديبهشت هشتاد و چهار، دانشجوی معماری دزفول است، آن نوشته دستکاری شده است و چهار صد نفر رقم صحيح میباشد. البته چهار صد نفر با عقل هم بيشتر جور در میآيد.
ضمناً به خاطر تذکار اين اشتباه و نيز اشتباه نوشتن کرخه به جای دز که اين دوستِ عزيز و نيز آريا اهوازی، تذکار دادند، از اين دو عزيز بسيار تشکر میکنم.
ba salam kolan khobeeh adam rahat harfeshoo be zaneeh amaa havaseet basheee sotee zeyad naree kolan az tanz pardazeeyeh shoma khosham omad ama chand nokteeh yekee enkeeh kenar zegorat nemezaran kesee shab bemoneeh che bereseeh bekhabeeh dovom enkeeh oon rod khonee kee to dezfuoleeh esmesh dez hast na karkheh azezam sevoman amar koshteshodegan dar dez chahar sad nafar da dah sal gozashteeh bodeh na 4000 felan bay be omeed rozee keee kamee beshtar deghat konee to amar va etelaatet.